تحولات منطقه

سلب تابعیت از نخبگان مؤمن، شبیخونی به هویت پیروان اهل‌بیت(ع) برای حذف آگاهی و ایمان است. این ستم در برابر اراده «هیهات منا الذله» شکست خواهد خورد؛ چرا که هویت الهی مؤمن، با احکام سست بشری و مرزهای اعتباری هرگز ابطال نمی‌شود.

پاکسازی هویتی؛ هزینه ایستادگی در برابر پروژه صهیونیستی
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

پس از فروکش کردن غبار نبردی که از محاسبات غلط مستکبران علیه ایران اسلامی برخاست، اکنون جغرافیای همسایگی ما شاهد فصلی تازه از مظلومیت است. حکام منطقه که خود را در بن‌بست می‌بینند، به جای بازگشت به مسیر عدالت و پیوند با امت اسلامی، جبهه‌ای ناعادلانه را علیه پیروان اهل‌بیت(ع) گشوده‌اند. آنچه امروز در کویت، بحرین و امارات می‌گذرد، نه یک تدبیر امنیتی، بلکه شبیخونی به هویت مؤمنانی است که جرمشان وفاداری به مکتب و ایستادگی در راه حق است. در این میان، سلب تابعیت به سلاحی برای یک ظلم خاموش تبدیل شده تا اصیل‌ترین ساکنان این خاک، در وطن خود غریب و بی‌نشان شوند.

انتقام به وقت سلب تابعیت

ریشه این بحران به زمانی بازمی‌گردد که برخی دولت‌های منطقه، هشدارهای خیرخواهانه را نشنیده گرفتند و خاک خود را در اختیار بیگانگان گذاشتند. حالا این دولت‌ها به جای اصلاح مسیر، دیواری کوتاه‌تر از شهروندان شیعه خود پیدا نکرده‌اند و انتقام شکست‌های سیاسی‌شان را با سرکوب مؤمنان می‌گیرند.

آنچه امروز در امارات، کویت و بحرین رخ می‌دهد، یک مهندسی جمعیتی با هدف حذف پیروان اهل‌بیت(ع) است. در کویت، موضوع بازنگری در پرونده‌های هویتی که زخمی کهنه بود، اکنون به پوششی برای فشار بر خانواده‌های شیعه و ساکت کردن منتقدان تبدیل شده است؛ سیاستی که سرنوشت هزاران انسان را دوباره در وضعیت قرمز قرار داده تا بافت اجتماعی منطقه را به نفع سیاست‌های جدید تغییر دهند.

در بحرین نیز این ستم با شدتی مضاعف در جریان است تا با ترساندن نخبگان، هر صدایی را که مخالف عادی‌سازی روابط با صهیونیست‌هاست، خفه کنند. این سلب تابعیت، در حقیقت یک اعدام مدنی است؛ یعنی محروم کردن یک انسان از حق زندگی، اشتغال و هویت در سرزمینی که اجدادش در آن زیسته‌اند. این محرومیت، بزرگترین ظلم در حق کسانی است که جرمشان تنها ایستادگی بر پای باورهایشان است.

بحرین؛ پاره‌تنی در اسارت تاریخ

سخن از بحرین، سخن از یک غصه قدیمی و پیوندی ناگسستنی است. برای ما ایرانیان، بحرین تنها یک همسایه نیست؛ پاره‌تنی است که پیوندهای نژادی، مذهبی و عاطفی میان مردم آن و ایران، چنان مستحکم است که با هیچ فرمان حکومتی گسسته نمی‌شود. اکثریت قاطع مردم بحرین، محبان اهل‌بیت(ع) هستند که ریشه‌هایشان در آن خاک، بسیار عمیق‌تر از حاکمانی است که امروز با تکیه بر گزارش‌های امنیتی ساختگی مانند گزارش البندر، به دنبال اقلیت‌سازی از شیعیان هستند.

حاکمیت منامه از هر فرصتی برای سرکوب بومیان استفاده می‌کند. آن‌ها به جای شنیدن صدای مردم، نخبگان را سلب تابعیت می‌کنند و در مقابل، به مزدوران و بیگانگان هویت بحرینی می‌بخشند. این نه تنها ظلم به شیعیان، بلکه جنایتی علیه تاریخ و جغرافیای منطقه است. آن‌ها می‌خواهند با این کار، روحیه مقاومت و استقلال‌طلبی را که ریشه در آموزه‌های عاشورایی دارد، در نطفه خفه کنند.

پاکسازی هویتی؛ هزینه ایستادگی در برابر پروژه صهیونیستی

شیخ ابراهیم انصاری؛ مفسری ایستاده بر بلندای عزت

در ادامه سیاست‌های سرکوبگرانه، اخیراً مقامات بحرینی متأثر از پیوندهای صهیونیستی، در اقدامی خصمانه تابعیت سه عالم برجسته، «شیخ ابراهیم انصاری»، «سید محمد هاشمی» و «شیخ احمد عمروالله» را لغو کردند؛ جریانی که نمونه‌ای آشکار از تلاش برای خاموش کردن صدای دین و استقامت در بحرین است. در این میان، نام مفسر وارسته و خطیب توانمند، «حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ ابراهیم انصاری»، برای مجاوران و زائران آستان قدس رضوی طنینی فراتر از یک نام ساده دارد.

او که بارها در هجرت‌های خود به مشهد مقدس، بر فراز منبرهای حرم مطهر رضوی جان‌ها را با زلال معارف وحیانی سیراب کرده، اکنون هدف کینه‌توزی حاکمانی قرار گرفته که با لغو تابعیت او، هراس خود را از طنین کلام حق عیان کرده‌اند. برای زائرانی که بارها پای سخنان دلنشین او در این آستان مقدس نشسته‌اند، این حکم نه یک سلب هویت، بلکه مدال افتخاری بر سینه خطیبی است که مرزها را در نوردیده تا صدای مظلومیت شیعه باشد.
حقیقت این است که هویت نخبگان سرافرازی چون او، با جوهر سست کاغذهای اداری تعریف نمی‌شود. ریشه‌های این مفسر قرآن در اعماق تاریخ و فرهنگ این جغرافیا، بسیار اصیل‌تر از احکام لرزان کسانی است که هویت خود را در وابستگی به بیگانگان می‌جویند. این سلب تابعیت، نه نشانه قدرت، که اعتراف به ترسی عمیق از پافشاری بر اصالت ایمان است. شیخ ابراهیم انصاری با عزت‌نفس حسینی ثابت کرد که وطن واقعی، نه مرزهای اعتباری، بلکه قلمرو ماندگار آزادگی است؛ حقیقتی که هیچ حکمی نمی‌تواند آن را به تبعید بفرستد.

تشیع؛ جرم نابخشودنی در نگاه حکام وابسته

باید با صراحت گفت که مشکل اصلی این دولت‌ها، نه امنیت ملی است و نه دخالت ایران؛ مشکل آن‌ها با ماهیت تشیع سیاسی و جهادی است. همان‌طور که در یمن شاهدیم، روحیه قیام و ایستادگی در برابر ظلم که از آموزه‌های امام حسین(ع) نشأت گرفته، خواب را از چشم مستبدان ربوده است. آن‌ها می‌بینند که چگونه در عراق، حشدالشعبی با تکیه بر همین ایمان، ورق را برگرداند. آن‌ها از این می‌ترسند که نخبگانی چون شیخ ابراهیم انصاری، با تبیین آیات قرآن، روحیه عزت و استقلال را در کالبد مردم بدمند. لذا با برچسب زدن همکاری با ایران، تلاش می‌کنند پاکسازی مذهبی خود را در مجامع بین‌المللی توجیه کنند.

از همبستگی اندیشه‌ها تا صیانت حقوقی؛ چشم‌اندازی برای فردا

امروز مسئله، تنها سلب تابعیت یک فرد یا یک عالم برجسته نیست؛ بلکه ما با ضرورتی برای صیانت از یک هویت جمعی و دیرین روبه‌رو هستیم. برای مواجهه با این فضای غبارآلود، به نظر می‌رسد ترسیم چند راهبرد همدلانه می‌تواند مسیر را روشن کند. نخست، ایجاد یک شبکه صمیمی و علمی میان نخبگان؛ پیوندی که مراکز بزرگ اندیشه اسلامی از مشهدالرضا(ع)، قم و نجف گرفته تا الازهر مصر و زیتونه تونس را به هم متصل کند. این هم‌گرایی می‌تواند چتری حمایتی ایجاد کند تا هر شهروندی در هر گوشه‌ای از جهان اسلام، خود را در پناه یک واکنش یکپارچه و برادرانه ببیند.

از سوی دیگر، شایسته است گفتمان دفاع از مظلوم را از حصار محدودیت‌های مذهبی فراتر برده و آن را به یک مطالبه انسانی و حقوقی در تراز بین‌المللی تبدیل کنیم. مستندسازی دقیق این پرونده‌ها، می‌تواند زیربنای یک دیپلماسی نخبگانی پویا باشد تا از طریق نهادهای حقوق‌بشری، مسیر این بی‌عدالتی‌ها مسدود شود.

‏در کنار این تلاش‌ها، نگاه دلسوزانه به وضعیت معیشتی و حفظ کرامت خانواده‌های آسیب‌دیده نیز جلوه‌ای از اخوت قرآنی است. تأسیس صندوق‌های حمایتی بین‌المللی می‌تواند مرهمی بر زخم‌های ناشی از هجرت‌های اجباری باشد تا هیچ انسانی به جرم وفاداری به باورهایش، احساس بی‌پناهی نکند. در نهایت، تداوم این مطالبه‌گری هوشمندانه و تدبیر جمعی، به خودی خود هزینه‌های اخلاقی و اعتباری این‌گونه رفتارها را تبیین خواهد کرد؛ مسیری که در آن، اتحاد و بصیرت، نویدبخش پایان دوران ستم و طلوع عدالت خواهد بود.

افق روشن؛ پیروزی خون بر شمشیر

اگر چه امروز سینه ما از رنج خانواده‌های اصیل و نخبگان سرافراز شیعه در بحرین، امارات، کویت و دیگر نقاط این جغرافیا مالامال از درد است اما بر اساس وعده تخلف‌ناپذیر الهی، این سختی‌ها مقدمه نصرت و گشایش است؛ چرا که خداوند می‌فرماید: «وَلا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»؛ و سست نشوید و غمگین نگردید که شما برترید اگر ایمان داشته باشید (سوره آل‌عمران، آیه ۱۳۹). این مردان و زنان، شاگردان مکتب «هیهات منا الذله» هستند که آموخته‌اند هویت حقیقی‌شان را از پیوند با ولایت بگیرند. حقیقت آن است که هویت پیروان عترت، با جوهر سست اوراق اداری نوشته نشده که با اراده حاکمان پاک شود. سلب تابعیت شاید بتواند حقوق شهروندی را سلب یا انسانی را از خانه‌اش آواره کند، اما هرگز قادر نیست ریشه‌های عمیق این مردم را از خاک ولایت و فرهنگ قرآنی جدا سازد. برای مؤمنی که جغرافیای قلبش را با محبت اهل‌بیت(ع) ترسیم کرده، وطن بیش از آنکه یک قرارداد اعتباری و مرزی باشد، قلمرو ایستادگی و ایمان است؛ حقیقتی ماندگار که هیچ فرمان و حکمی نمی‌تواند آن را به تبعید بفرستد.

ما به عنوان پیکره‌ای واحد، با غیرتی دینی؛ یقین داریم که این ابرهای تیره سرکوب کنار خواهد رفت. روزی که عدالت بر این جغرافیای پرآشوب سایه گستراند نزدیک است؛ چرا که میراث زمین در نهایت به دست کسانی خواهد رسید که بر عهد خود با خدا ایستادند، همان‌گونه که قرآن کریم آمده است: «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ که زمین را بندگان شایسته ما به ارث می‌برند(سوره انبیاء، آیه ۱۰۵).

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha