تحولات منطقه

برآمدن عثمانی‌ها در آناتولی در سال۶۷۸هـ.ش رقم خورد. آن‌ها به تدریج توانستند با استفاده از فضای به وجود آمده در خاورمیانه،پس از هجوم مغولان، پایه‌های قدرت خود را بر بقایای حکومت سلجوقیان رُم؛ واپسین دودمان برجا مانده از عصر رونق این سلسله استوار کنند.

عثمانی‌ها و جنگ جهانی اول/ سقوط یک امپراتوری مندرس!
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

برآمدن عثمانی‌ها در آناتولی در سال ۶۷۸ هـ.ش رقم خورد. آن‌ها به تدریج توانستند با استفاده از فضای به وجود آمده در خاورمیانه، پس از هجوم خانمان‌سوز مغولان، پایه‌های قدرت خود را بر بقایای حکومت سلجوقیان رُم؛ واپسین دودمان برجا مانده از عصر رونق این سلسله استوار کنند. دیری نگذشت که هجوم‌های سه، پنج و هفت‌ ساله تیمور لنگ، عثمانی‌ها را تا مرز سقوط کامل برد؛ اما آن‌ها توانستند دوباره خود را جمع‌وجور کنند و پس از تیمور، به توسعه قلمروشان بپردازند.
چنین بود که تا پیش از تأسیس سلسله صفوی در ایران و اتحاد دوباره این کشور، عثمانی‌ها بر بخش زیادی از خاورمیانه تسلط نظامی و سیاسی پیدا کرده ‌بودند و اگر شاه اسماعیل یکم ایران را زیر پرچمی واحد متحد نمی‌کرد، بیم آن می‌رفت که سرزمین ما هم به قسمتی از امپراتوری عثمانی تبدیل شود. عثمانی‌ها به ویژه در عصر سلیمان قانونی و سلیم توانستند قلمرو خود را در اروپا نیز توسعه دهند و غرش توپ‌های آن‌ها، بالکان و سپس اتریش را به لرزه بیندازد و حتی وین برای مدتی در محاصره نیروهای عثمانی گرفتار شود. با این حال، همان‌طور که برخی از مورخان معتقدند، زمینه‌های سقوط این امپراتوری بزرگ که خود را وارث خلافت عباسی می‌دانست، از دوران اوج قدرتش رقم خورد. نقش حرمسراها که می‌شد در آن رد پای زنان غیرمسلمان و گاه، وابسته به ممالک توسعه‌طلب اروپایی را یافت، در این زمینه پررنگ بود. از سوی دیگر عثمانی‌ها نتوانستند خود را با شتاب رونق فناوری و دانش؛ به ویژه علوم نظامی که در اروپا سرعتی عجیب به خود گرفته بود، تطبیق دهند و به تدریج دیدگاه‌های سنتی و گاه خرافی، چنان در تار و پود نظام حکومتی عثمانی‌ها پیچید که نتوانستند از سیادت خود بر دریای سیاه و مدیترانه به خوبی حراست کنند. طولی نکشید که دولت‌های اروپایی رقابت‌های خود را به طور موقت کنار گذاشتند و در اتحادی راهبردی، زمینه‌ساز اضمحلال عثمانی شدند. عثمانی‌ها پس از انعقاد قرارداد سن‌استفانو با روس‌ها، در سال ۱۸۷۸(۱۲۵۷ هـ.ش)، عملاً تسلط خود بر بالکان را از دست دادند و متعاقب آن در پیمان برلین، نفوذ عثمانی در اروپا چنان محدود شد که فقط منطقه کوزوو در اختیار آن‌ها باقی ماند. اروپایی‌ها برای جلوگیری از اقتدار دوباره عثمانی که اینک مرد بیمار اروپا نامیده می‌شد، کوشیدند مناطق تحت نفوذ این کشور در آفریقا و جنوب غربی آسیا را ناامن کنند؛ مصر عملاً از دوران هجوم بناپارت به‌صورت نیمه‌مستقل اداره می‌شد و خاندان محمدعلی‌پاشا، خدیوان مصر، اصولاً تنها به ذکر نام سلطان عثمانی به‌عنوان خلیفه بسنده می‌کردند و در هیچ زمینه دیگری به اسلامبول جواب پس نمی‌دادند؛ همین وضعیت در لیبی و دیگر مستملکات آفریقایی عثمانی‌ها برقرار بود. جزیره‌ای شدن حکومت‌ها در سرزمین عثمانی، امکان بلعیدن آن‌ها توسط اروپایی‌ها را فراهم کرد. به این ترتیب، در آغاز جنگ جهانی اول، دیگر اثری از اقتدار و گسترش پیشین عثمانی باقی نمانده بود.
در همین زمان، لورنس عربستان با دامن زدن به شورش‌های اعراب علیه عثمانی‌ها، حجاز و اردن را برای حکومت عثمانی ناامن کرد. پیوستن سلطان عثمانی به معاهده دولت‌های محور و هم‌پیمانی با آلمان‌ها در جنگ جهانی اول، آخرین میخ بر تابوت امپراتوری مندرس عثمانی بود. بلافاصله با آشکار شدن نشانه‌های شکست در جبهه محور، عثمانی هم در گرداب سقوط افتاد و با پایان جنگ، کشور ترکیه با مرزهای محدود به آناتولی، بر خاکستر امپراتوری بزرگ عثمانی ساخته شد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha