پیش از هر شکلی از نقد یا روایت رئالیتیشو «کیمدیشو»، باید به جامعه شناختی مخاطب آن توجه کرد که در واقع نسلهای «زد» و «آلفا» هستند. این یعنی در اینجا نه با مخاطب از منظر رده سنی که با شاخص نسلی مواجه هستیم. نسلی که زبان، ادبیات و خرده فرهنگ خاص خود را دارد و نیازمند مخاطبشناسی ویژه خود است. از این رو این مسابقه را میتوان به مثابه یک رخداد جدید رسانهای و برنامهسازی پلتفرمی دانست که در حوزه کودک و نوجوان تجربه شده است. از سوی دیگر «کیمدیشو» در عین اینکه شمایلی از یک مسابقه کلاسیک در حوزه ورزش به معنای عام و «فوتبال» در معنای خاص دارد ساختاری نوآورانه و جذاب را شکل داده که با شیوه اجرای محمد بحرانی که انتخاب هوشمندانهای برای اجرای این برنامه بود در نهایت به برنامهای تماشایی تبدیل میشود. هم علاقه او به فوتبال و هم طنازی و توانمندی فردی او در خلق هیجان، مسابقه را جذابتر کرده و در عین حال هویت بخشیده است. همچنانکه هنوز نود را با فردوسیپور میشناسیم احتمالاً این مسابقه هم با نام محمد بحرانی گره خورده و به یاد خواهد آمد. این تماشایی بودن حتی فراتر از رده سنی مخاطبان آن، برای طیفهای بزرگسال و همه کسانی که به فوتبال علاقهمندند صدق میکند. ارجاع تاریخی مسابقه به نوستالژی جام جهانی فوتبال در دهه ۶۰ که در آن آدامسهایی با عکسهای فوتبالیستهای مشهور جهان و در ادامه کارتهای بازی مقوایی، دستمایه سرگرمی نوجوانان بود، شاهدی بر تمهید درست از این ظرفیت نوستالژیک در این مسابقه است.
بازتولید یک بازی از نوستالژی به استراتژی
در واقع شاهد بازگشت این شکل از بازی با کارتهای موسوم به کیمدی هستیم که در نسل جدید کودک و نوجوان محبوبیت بالایی دارد و به نوعی بازتولید یک بازی از نوستالژی به استراتژی هستیم. پس از مسابقه «گل یا پوچ» حالا در«کیمدیشو» هم رد پای نوستالژی را در اجرای یک مسابقه شاهدیم که نشان میدهد سازندگان نگاه ویژهای به تجربههای نوستالژیک در حوزه بازی و سرگرمی دارند و از ظرفیتهای آن برای بازتولید در رئالیتیشوها بهره میبرند. شاید گزافه نباشد که این رویکرد را نوعی بومیسازی مسابقات جهانی و ایرانیزه کردن آن با توجه به فرهنگ و خردهفرهنگهای ملی و محلی بدانیم.در «کیمدیشو» دو نفر رودرروی یکدیگر قرار گرفته و براساس علاقه و اطلاعات فوتبالی خود به رقابتی جذاب و هیجانانگیز میپردازند. مثلاً چنانکه در قسمت اول مسابقه شاهدیم یکی از شرکتکنندگان طرفدار رئال مادرید و کریس رونالدو بوده و دیگری هوادار بارسلونا و لیونل مسی است که همین موضوع به کریهای بامزهای میان آن دو تبدیل شده و سرگرمی را با طعم شوخی آمیخته و مسابقه را شیرینتر میکند. از ویژگیهای قابل توجه این مسابقه استفاده از هوش مصنوعی، هم در گرافیک و هم در سویههای ساختاری و اجرایی مسابقه بوده که در نهایت هویت بصری مسابقه را غنیتر و باکیفیتتر کرده است که این خود میتواند به مثابه امری زیباییشناختی، در جذب مخاطب مؤثر باشد.
بازنمایی کاراکترهای واقعی با هوش مصنوعی
هوش مصنوعی در اینجا به خلق کاراکتر دست زده و شمایل دیجیتال «لیونل مسی» و «کریستیانو رونالدو» به مثابه دو اسطوره فوتبالی به ویژه برای نوجوانان فراتر از طرحی گرافیکی؛ هویتی مجازی و دیجیتال پیدا میکند و هویتمند میشود. سه ردیف کارت بازی هم گوشهای از دکور برنامه قرار داده شده تا در هر قسمت کارتی بیرون کشیده و باز شود؛ کارتهایی که روی هر کدام از آنها نام دروازهبان مشهوری قرار گرفته و انتخاب دو دروازهبان برای هر یک از دو شرکتکننده، هیجان خوبی به مسابقه میبخشد. از جمله تمهیدات اجرایی دیگر این مسابقه پخش بخشهایی از مسابقات گوناگون فوتبال است که انتخاب آنها براساس سوژه بخشهای مختلف صورت میگیرد. این هم نوعی دیگر از استفاده نوستالژیک از حافظه جمعی فوتبالی است که مخاطب را به لحاظ ذهنی با مسابقه درگیر کرده و در سطحی عمیقتر همراه می کند. از عناصر چشمگیر کیمدیشو که نظر تماشاگر را جلب میکند طراحی صحنه و دکور و نوع رنگآمیزی آن است که فضای بصری متناسب با حال و هوای مسابقه را ایجاد کرده و به نوعی موجب هماهنگی فرم و محتوا میشود. در نهایت باید گفت کیمدیشو با ساختار تعاملی یک اتفاق تازه، هم در حوزه ساخت مسابقات و سرگرمی است، هم یک تجربه جدید، متفاوت و جذاب در حوزه کودک و نوجوان و هم یک امکان تازه برای ساخت برنامههای ورزشیمحور. واقعیت این است نوجوان امروز که حالا ذیل مفاهیمی چون نسلهای زد و آلفا تعریف میشود نیازمند دیده و شنیده شدن و نیز فرصتی برای تعامل و گفتوگو است و این نیازمند فهم و تلاش برای ایجاد یک زبان مشترک بوده و برنامه «کیمدیشو» مصداقی از همین زبان مشترک است.




نظر شما