تصمیم پاکستان برای ایجاد ۶ مسیر زمینی ترانزیتی به مقصد ایران، تنها یک اقدام تجاری ساده نیست؛ بلکه نشانهای از تغییرات ژئوپلیتیکی عمیق در منطقهای است که سالها زیر سایه نفوذ آمریکا و کنترل دریایی تنگه هرمز قرار داشت. این اقدام در شرایطی انجام شده که بحران هرمز، اختلال در حملونقل دریایی و افزایش فشارهای اقتصادی علیه تهران، کشورهای منطقه را به سمت بازتعریف مسیرهای تجارت و همکاری سوق داده است.
اسلامآباد با صدور دستورالعمل جدید ترانزیتی، بنادر کراچی، قاسم و گوادر را به دروازههای اصلی انتقال کالا به ایران و آسیای مرکزی تبدیل کرده است. در ظاهر، هدف این تصمیم، حل مشکل هزاران کانتینر ایرانی متوقفشده در کراچی عنوان میشود؛ اما در عمل، این طرح میتواند آغاز شکلگیری یک مسیر تجاری جدید در جنوب و غرب آسیا باشد.
کاهش وابستگی به مسیرهای سنتی
به نوشته وبگاه خبری تحلیلی کرادل، برای سالها بخش مهمی از تجارت ایران از طریق امارات و بهویژه بندر جبلعلی انجام میشد. اما تشدید تنشهای منطقهای، نگرانی از تحریمها و احتمال اختلال در تردد دریایی، تهران را به سمت گزینههای جایگزین سوق داده است. انتقال تدریجی زیرساختهای لجستیکی ایران به مسیرهای زمینی پاکستان، نشان میدهد که تهران در تلاش است وابستگی خود به مسیرهای سنتی خلیج فارس را کاهش دهد.
در این میان، بندر گوادر اهمیت ویژهای پیدا کرده است. این بندر که بخشی از کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) محسوب میشود، میتواند به حلقه اتصال ایران، چین، آسیای مرکزی و حتی روسیه تبدیل شود. برخی تحلیلگران معتقدند چین از حامیان اصلی این پروژه است، زیرا مسیر زمینی جدید میتواند امنیت تجارت و انرژی پکن را در برابر بحرانهای دریایی افزایش دهد.
روسیه نیز که همواره بهدنبال دسترسی به آبهای گرم بوده، این مسیر را فرصتی برای دور زدن تحریمهای غرب میبیند. به همین دلیل، همگرایی منافع ایران، پاکستان، چین و روسیه، به تدریج یک بلوک اقتصادی تازه در منطقه شکل میدهد.
رضایت ضمنی آمریکا؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره این طرح، واکنش واشنگتن است. اگرچه رسانههای هندی و برخی تحلیلگران این اقدام را «شکاف قانونی در محاصره آمریکا» توصیف کردهاند، اما نشانههایی وجود دارد که آمریکا مخالفت آشکاری با آن ندارد.
اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر اطلاع از این همکاری و تمجید از رهبران پاکستان، این گمانه را تقویت کرده که واشنگتن ممکن است با نوعی کاهش کنترلشده فشار بر ایران موافق باشد؛ بهویژه اگر این روند به کاهش تنش در تنگه هرمز و جلوگیری از بحران انرژی جهانی کمک کند.
با این حال، چالشهای مهمی همچنان پابرجاست. بانکهای پاکستانی بهدلیل تحریمهای آمریکا هنوز برای همکاری مالی با ایران محتاط هستند و بدون ایجاد کانالهای بانکی و بیمهای، این مسیر نمیتواند به یک شاهراه تجاری کامل تبدیل شود.
از مسیر اضطراری تا کریدور دائمی
بسیاری از کارشناسان معتقدند حتی اگر بحران هرمز فروکش کند، مسیر زمینی ایران و پاکستان باقی خواهد ماند. این کریدور علاوه بر ایجاد درآمد ترانزیتی برای اسلامآباد، میتواند پروژههای بزرگتری مانند خط لوله گاز ایران و پاکستان را نیز احیا کند.
در واقع، آنچه امروز بهعنوان یک راهحل اضطراری برای عبور کالا مطرح شده، ممکن است در آینده به یکی از مهمترین مسیرهای تجارت منطقهای تبدیل شود؛ مسیری که موازنه قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی جنوب آسیا و خلیج فارس را دگرگون خواهد کرد.





نظر شما