پدیده ماندگاری یا رسوب دانشجویان در نظام آموزش عالی، امروزه به یکی از مهمترین چالشها در مسیر حکمرانی آموزشی تبدیل شده است.
شرایط حاد برای دانشجویان دکترا
براساس گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی که با عنوان «راهبری واکاوی وضعیت میزان ماندگاری (رسوب) دانشجویان در دانشگاه» از سوی کارشناسان این مرکز و بر پایه دادهها و شواهد آماری منتشر شده است، نیمی از دانشجویان مقطع کاردانی بهموقع دانشآموخته نمیشوند، ۱۵درصد دانشجویان مقطع کارشناسی به ترم دهم میرسند و حدود ۶۷درصد یا به عبارتی دوسوم دانشجویان کارشناسیارشد نیز دچار ماندگاری تحصیلی میشوند.
این شرایط برای دانشجویان دکترا حادتر است؛ بهگونهای که براساس دادههای این مرکز، ۹۰درصد دانشجویان دکترا به سنوات میخورند.
بررسیهای کارشناسان مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد طیف گستردهای از عوامل، از مشروط شدن در مقاطع پایه تا طولانی شدن فرایند تدوین رساله در مقاطع عالی، در بروز این وضعیت نقش دارند.
با اینحال، بخشی از دلایل طولانی شدن تحصیل بهویژه در مقطع تحصیلات تکمیلی ناشی از ماهیت رشتهها و فرایندهای پژوهشی مانند انجام رساله، استخراج نتایج و چاپ مقاله برای دفاع است.
مقررات آموزشی و پژوهشی دانشگاهها، ازجمله الزام به چاپ مقالات علمی برای اجازه دفاع، خود از موانع ساختاری مهم در مسیر دانشآموختگی بهموقع محسوب میشود.
به عقیده کارشناسان، این روند در حوزه آموزشی پیامدهای نامطلوبی دارد و بهویژه به دلیل تجمع بیش از حد دانشجویان تحصیلات تکمیلی در مراحل پایاننامه و رساله زیر نظر استادان معدود، منجر به کاهش کیفیت پژوهش و افت کارایی کل نظام آموزشی میشود.
تجمع دانشجویان و تمرکز فعالیتهای پژوهشی بر تعداد کمی از استادان، نهتنها ارزیابیهای عادلانه را مختل کرده، بلکه فرصتهای رشد را برای دیگر پژوهشگران و اعضای هیئتعلمی محدود میکند. در نهایت، تداوم این پدیده، راهبردهای کلان برای بهبود مدیریت منابع و ارتقای کیفیت آموزش عالی را با چالشهای جدی و بنبستهای اجرایی روبهرو میکند.
کارشناسان مرکز پژوهشهای مجلس پیشنهاد کردهاند از آنجا که در مقاطع تحصیلات تکمیلی طولانی شدن فرایند تکمیل پایاننامه و رساله، دلیل اصلی ماندگاری دانشجویان است؛ بنابراین تسهیل و تسریع فرایندهای تدوین پایاننامه مانند منوط نکردن دفاع از رساله به چاپ یا پذیرش مقاله بلکه منوط کردن دانشآموختگی به چاپ مقاله و همچنین ضرورت ورود دانشجویان دکترای تخصصی با موضوع مشخص پژوهشی برای رساله میتواند این چالش را از میان بردارد.
راهکار تازه وزارت علوم
حالا امروز با توجه به شرایط ویژه کشور و بهخصوص با توجه به محدودیتهای موجود از نظر دسترسی به اینترنت و حضور نداشتن دانشجویان در دانشگاهها، وزارت علوم تصمیم گرفته در این زمینه قدری انعطافپذیری از خود نشان دهد؛ چنانکه حسین سیمایی صراف، وزیر علوم بهتازگی در نشست مشترک با اعضای کمیسیون آموزش و هیئترئیسه مجلس از تسهیل شرایط دفاع برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در شرایط فعلی کشور خبر داده است.
تسهیل مقررات آموزشی ازجمله اجازه دفاع از پایاننامه و رسالههای تحصیلات تکمیلی بدون الزام به ارائه مقاله از تدابیری است که سیمایی صراف میگوید برای کاهش فشار بر دانشجویان در این شرایط گرفته شده است.
این در حالی است که پیش از این، انتشار مقاله علمی به عنوان یکی از پیششرطهای دفاع از پایاننامه و رساله در دانشگاههای مختلف الزامی بود و این مقررات به عنوان بخشی از سیاست ارتقای تولیدات علمی به شمار میرفت.
مخالفان و موافقان چه میگویند؟
اصرار بر مقالهنویسی همواره مخالفان و موافقانی جدی داشته است؛ گروهی آن را یک الزام، ضرورت و نسخهای اجتنابناپذیر برای بهبود جایگاه علمی کشور و گروهی آن را سیاستی غلط، بیتأثیر و دست و پاگیر بهویژه در راستای تحقق نیازهای کاربردی کشور میدانند.
سخنگوی کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس با انتقاد از بخشنامههای اخیر وزارت علوم در حذف برخی الزامات آموزشی در تحصیلات تکمیلی، این تصمیمات را «غیرکارشناسی و آسیبزا برای جایگاه علمی کشور» میداند.
احسان عظیمیراد محدودیتهای کشور ازجمله محدودیتهای اینترنت بینالملل را تأیید میکند و میگوید: انتشار مقالات دانشگاهی وابسته به دسترسی به مجلاتی است که معمولاً خارجی هستند. این مجلات فرایند ارزیابی و داوری دارند و معمولاً مقالات را برای اصلاح بازمیگردانند. در چنین شرایطی دانشجویان باید امکان اصلاح مقاله را داشته باشند، اما با محدودیت اینترنت، این کار دشوار میشود؛ بنابراین وزارت علوم به دلیل مجازی بودن دانشگاهها و محدود بودن امکان حضور فیزیکی، چنین تصمیمی گرفته است.
عظیمیراد با اینحال معتقد است وزارت علوم در اوج بیتدبیری چنین تصمیماتی را گرفته است. او بیان میکند: کشور باید طبق پیشبینی برنامه هفتم پیشرفت در مسیر ارتقای رتبه علمی حرکت کند؛ در حالی که امروز رتبه علمی کشور به ۱۷ رسیده و این یکی از پایینترین جایگاههایی است که تجربه کردهایم. متأسفانه در دوره مدیریت سیمایی صراف، وزیر علوم دولت چهاردهم، شاهد سقوط سه پلهای رتبه علمی بودهایم؛ در حالی که در دولت شهید رئیسی رتبه ۱۴ را داشتیم.
وی تحلیلهای وزیر علوم و معاونانش را درباره افت علمی کشور، نادرست میداند و میگوید: برخی مسئولان کاهش رتبه علمی ایران را صرفاً به کاهش تعداد مقالات نسبت میدهند؛ در حالی که علاوه بر رویکردهای فناورانه و دانشبنیان، انتشار مقالات نیز ضروری است و نمیتوان آن را حذف کرد. با حذف شرط مقاله برای دفاع، نخستین پیامد این تصمیم، تشدید افت رتبه علمی کشور خواهد بود و حتی ممکن است به رتبههای پایینتر نیز سقوط کنیم. کشورهایی مانند ترکیه و عربستان در حال پیشی گرفتن از ایران در این حوزه هستند.
سخنگوی کمیسیون آموزش با بیان اینکه شرایط خاص کشور نباید بهانهای برای چنین تصمیماتی باشد، ادامه میدهد: حتی در شرایط بحرانی مانند دوران کرونا نیز میشد راهکارهایی مانند اعطای مرخصی تحصیلی یا افزایش سنوات بدون درج در کارنامه را در نظر گرفت. حذف کامل آزمون جامع و جایگزینی آن با معدل، تصمیمی غیرکارشناسی و شتابزده است.
با توجه به شرایط خاصِ برخی دانشجویان، مانند مشکلات سربازی، میتوان این موارد را بهصورت موردی در کمیسیون موارد خاص دانشگاهها بررسی کرد، نه اینکه شرط اصلی ارائه مقاله برای همه حذف شود.
عظیمیراد با اظهار تأسف از اینکه در این زمینه هیچ مشورتی با اعضای هیئترئیسه کمیسیون آموزش انجام نشده است، از پیگیری مجلس برای این موضوع خبر میدهد و میگوید: در راستای این تصمیمات، طرح سؤال از وزیر علوم در دستور کار قرار خواهد گرفت. کمیسیون آموزش نیز جلسهای برای بررسی این بخشنامه برگزار و قطعاً اعتراض خود را اعلام خواهد کرد. انتظار داریم وزارت علوم درباره این تصمیمات پاسخگو باشد و مسیر را اصلاح کند.
مقالهمحوری به تقلب علمی دامن زده است
اما دکتر مهدی گلشنی، عضو فرهنگستان علوم از منتقدان رویکرد مقالهمحوری در دانشگاهها معتقد است این رویه به جای حل مسائل کشور، موجب غفلت از نیازها و مسائل شده و به تقلب علمی دامن زده است و اساساً تولید مقاله نمیتواند بازنمای واقعی پیشرفت علمی کشور باشد و با همه ارزشمندی، یک گام ابتدایی از گامهای پیشرفت علمی است.
این استاد بازنشسته دانشگاه صنعتی شریف میگوید: با وجود حجم بالای تولید مقاله، وضعیت کشور در شاخصهای مهم علمی، کیفی و فناوری مانند تبدیل علم به ثروت، ارتباط دانشگاه و صنعت و حل مسائل و نیازهای کشور متناسب با این حجم تولید علمی نیست. برای نمونه ایران در سال ۲۰۱۸ رتبه ۱۶ مستندات علمی را در جهان داشت، اما در شاخص نوآوری هفتاد و یکم بود، همچنین با وجود کسب رتبه ۱۵ جهان با بیش از ۶۰هزار مقاله و سند علمی، سهم صادرات محصولات و خدمات فناورش در سال ۲۰۱۹ تنها نزدیک یک درصد بوده است.
گلشنی از ایجاد ارتباطات ناسالم استاد و دانشجو در مسیر چاپ مقاله هم میگوید و ادامه میدهد: تأکید بر ضرورت ارائه مقاله از سوی دانشجویان مقطع دکترا، ناشی از این است که ترفیع بسیاری از استادان دانشگاه، وابسته به چاپ این مقالات است.
بسیار کمیگرا هستیم
الهه حجازیموغاری، استاد روانشناسی و یکی از استادان پراستناد دانشگاه تهران نیز میگوید: همه ما در یک چرخه تولید مقاله هستیم. مقالههایی نوشته میشوند که هیچ کاری هم با آن نخواهیم داشت و فقط میتوانند در مجلات امتیاز کسب کنند، اما اثرگذاری ندارند.
متأسفانه برای همه دانشگاهها و هیئتهای علمی، ملاک ارتقا مقاله است، به همین خاطر خیلی به کیفیت و سطح آن توجه نمیشود. از طرف دیگر متأسفانه استنادها و ضریب تأثیرها خیلی مورد بررسی قرار نمیگیرد، بنابراین به آنچه توجه زیادی میشود کمیت است. تعداد مقاله بالا برود امتیاز پژوهشی استاد هم بالا میرود. از اینرو دانشجویان وقتی میخواهند وارد مقطع دکترا شوند به ارائه مقالات نیاز دارند، پس تلاش میکنند مقاله تهیه کنند. همچنین استاد هم اگر بخواهد ارتقا بگیرد، به سمت گرفتن مقالات کمّی از سوی دانشجویان میرود. متأسفانه ما بسیار کمیگرا هستیم و کمیت برایمان مهمتر از کیفیت است.
استاد روانشناسی دانشگاه تهران معتقد است: اگر ملاک، میزان مقاله نباشد و استادان بتوانند کیفیت را ملاک قرار دهند دیگر افراد به سمت تولید مقاله صرف نمیروند. این آییننامهها هستند که اشکال دارند و مورد نقد هستند. اگر آییننامهها اصلاح شوند، قطعاً این مشکلات هم برطرف خواهند شد.





نظر شما