تحولات منطقه

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۲۳
کد مطلب: ۱۱۴۷۲۷۳

درباره فردوسی و اثر گرانمایه او شاهنامه، دو نکته در کنار دیگر نکات ادبی و فرهنگی و هنری و زبانی که همه برجسته‌اند، برای من مهم‌ترند. نخست طرز فکر و سطح اندیشه و ادب فردوسی است.

شاهنامه، آیینه خودآگاهی ملی
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

درباره فردوسی و اثر گرانمایه او شاهنامه، دو نکته در کنار دیگر نکات ادبی و فرهنگی و هنری و زبانی که همه برجسته‌اند، برای من مهم‌ترند. نخست طرز فکر و سطح اندیشه و ادب فردوسی است. وقتی با برخی بیت‌هایش مواجه می‌شویم، حس می‌کنیم با شاعران معمولی فرق دارد. با اندیشه‌ای ژرف‌تر و انگار از جای بالاتری جهان را نگاه می‌کند. ببینید درباره امکان‌نداشتن رؤیت خداوند چگونه حرف زده است: «به بینندگان آفریننده را/ نبینی مرنجان دو بیننده را». ببینید چقدر زیبا و محکم و مؤدبانه هم مخالفت خود را با اندیشه‌ای بیان کرده و هم اندیشه خود را گفته و به کسی توهینی نکرده است. حالا ببینید نظامی مخالفت خود را با فردوسی چگونه گفته و به او توهین کرده است: «دیدنش از دیده نباید نهفت/ کوری آن کس که به دیده نگفت». نظامی شاعر هنرمند و توانمندی است اما وقتی می‌خواهد وارد این مباحث شود، به مخالف خود توهین می‌کند. فردوسی فقط وقتی درباره بیدادگران سخن می‌گوید به آن‌ها حرف منفی می‌زند و برای نمونه آن‌ها را «نهنگان مردم‌کشان» یعنی «تمساح آدم‌خوار» تشبیه کرده است. او هرگز زبانش را به هر چیزی آلوده نمی‌کند. حتی وقتی بعضی توصیف‌ها ممکن است مطالب ناپسند به ذهن شاعر بیاورد و شاعر خود را از گفتن مطالب تا اندازه‌ای زشت ناگزیر ببیند، اما فردوسی راه چاره‌ای پیدا می‌کند و از آن می‌گذرد و مثل برخی شاعران مکث نمی‌کند. آثار برخی شاعران اهل وعظ و تصوف را هم که ببینید، این تفاوت خیلی آشکار می‌شود. شما زبان سنایی و مولانا را با زبان فردوسی مقایسه کنید و ببینید چقدر مطالب گزنده و زننده و رکیک در آثار این دو تن هست و مقایسه کنید با زبان فردوسی که چقدر پاکیزه و مؤدب است. بعضی‌ها به‌طور سنتی در کلاس‌های ادبیات عادت کرده‌اند این‌گونه فرض کنند که شاید شاعر برای بیان مقاصد عالی ناگزیر بوده است از تعبیرهای رکیک استفاده کند. بی‌شک این یک توجیه نخ‌نما و بی‌بنیاد است. آن تعبیرات رکیک در آثار سنایی و مولانا هرگز ضروری نیستند. شاعر می‌توانست مثال دیگری بزند و مفهوم دیگری بگوید. بنابراین فرق بسیاری در این باره میان فردوسی و بسیاری از شاعران دیگر است. نکته دوم این است که آثار شاعران دیگر اگرچه زیبا و مهم‌اند و خوانده می‌شوند، اما فردوسی توانسته است اثری بیافریند که تکیه‌گاه مردم ایران باشد؛ به‌ویژه تکیه‌گاه مردم فرهیخته که همواره خود را در شاهنامه جست‌وجو می‌کنند. اینجا و امروز که همچنان عصر تقابل‌هاست، ما با شاهنامه و دیگر مظاهر درخشش تمدن ایرانی می‌توانیم سری در سرها بلند کنیم و بگوییم ما نیز ملتی هستیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha