واشنگتن در هفتههای اخیر تلاش کرده توافق احتمالی «خط مبادله دلاری» با امارات متحده عربی را بهعنوان نشانهای از قدرت و ثبات اقتصادی آمریکا معرفی کند. اما پشت این روایت رسمی، پرسشی عمیقتر شکل گرفته است؛ آیا ایالات متحده در حال نجات متحدان خود است یا در واقع میکوشد از نظام دلاریای محافظت کند که نشانههای فرسایش آن آشکار شده است؟
ماجرا از زمانی جدی شد که گزارشهایی درباره مذاکرات میان مقامهای خزانهداری آمریکا و بانک مرکزی امارات منتشر شد؛ مذاکراتی که هدف آن ایجاد یک سازوکار اضطراری برای تأمین نقدینگی دلاری عنوان شد. با این حال، بسیاری از تحلیلگران میپرسند چرا کشوری مانند امارات، با صدها میلیارد دلار ذخایر ارزی و تریلیونها دلار ثروت حاکمیتی، اساساً باید به چنین پشتوانهای نیاز داشته باشد.
بحران واقعی، کمبود دلار نیست
امارات یکی از ثروتمندترین بازیگران اقتصاد جهانی است. ذخایر ارزی این کشور چندین برابر کل صندوقی است که خزانهداری آمریکا میتواند بدون مجوز کنگره برای چنین عملیاتهایی استفاده کند. همین مسئله باعث شده برخی ناظران، این توافق را نه یک «کمک مالی» بلکه بخشی از استراتژی ژئوپلیتیکی واشنگتن برای حفظ نفوذ دلار در خلیج فارس بدانند.
در طول پنج دهه گذشته، نظم اقتصادی آمریکا بر یک چرخه مشخص استوار بوده است؛ کشورهای نفتخیز خلیج فارس نفت را با دلار میفروشند و سپس مازاد درآمد خود را دوباره به اقتصاد آمریکا بازمیگردانند؛ از خرید اوراق خزانه و سرمایهگذاری در بازارهای مالی گرفته تا قراردادهای تسلیحاتی و زیرساختی. این چرخه، یکی از ستونهای پنهان ثبات مالی آمریکا بوده است.
اما جنگ ایران و تنشهای فزاینده در تنگه هرمز، اعتماد کشورهای منطقه به تضمینهای امنیتی آمریکا را متزلزل کرده است. اکنون این پرسش در ریاض و ابوظبی مطرح است که آیا وابستگی کامل به دلار همچنان امنیت و ثبات مورد انتظار را فراهم میکند یا خیر.
چین، بازیگر خاموش معادله
در حالی که واشنگتن تلاش میکند شبکههای مالی جدیدی پیرامون دلار ایجاد کند، چین آرام و پیوسته زیرساختهای جایگزین خود را گسترش داده است. امارات و عربستان طی سالهای اخیر توافقهای مبادله ارزی با پکن امضا کردهاند و به پروژههایی مانند «mBridge» پیوستهاند؛ سامانهای که امکان تسویهحساب با ارزهای دیجیتال ملی را بدون نیاز به دلار فراهم میکند.
همزمان، نفوذ فناوری مالی چین نیز در منطقه در حال افزایش است. دسترسی میلیونها شهروند سعودی به شبکه پرداخت «Alipay+» تنها بخشی از روندی است که نشان میدهد کشورهای خلیج فارس در حال ایجاد گزینههای موازی هستند؛ نه برای قطع فوری رابطه با دلار، بلکه برای کاهش تدریجی وابستگی به آن.
باز شدن دروازههای فدرال رزرو
واشنگتن نیز تحولات سیاسی به این روند ابعاد تازهای داده است. حضور چهرههایی مانند اسکات بسنت در خزانهداری و احتمال نقشآفرینی کوین وارش در فدرال رزرو، این تصور را تقویت کرده که سیاست پولی آمریکا بیش از گذشته در خدمت اهداف ژئوپلیتیکی قرار خواهد گرفت.
اگر در گذشته دسترسی به نقدینگی دلاری یک ابزار اقتصادی بود، اکنون ممکن است به ابزاری سیاسی تبدیل شود؛ ابزاری که مشخص میکند کدام کشورها به حلقه نزدیک متحدان واشنگتن تعلق دارند و کدام کشورها باید مسیرهای مالی مستقل خود را جستوجو کنند.
آنچه امروز در خلیج فارس جریان دارد، شاید هنوز پایان سلطه دلار نباشد؛ اما بدون تردید آغاز دورهای است که در آن متحدان سنتی آمریکا دیگر تنها یک گزینه پیش روی خود نمیبینند.





نظر شما