تحولات منطقه

هیئت‌های اسرائیلی و لبنانی در واشنگتن در حالی پشت میز مذاکره می‌نشینند، که حزب الله به عنوان بازیگری که توازن قدرت در جنوب لبنان را تعریف می‌کند غایب است؛ غیبتی که با وجود فضای دیپلماتیک حاکم بر مذاکرات، چشم‌انداز صلح را شکننده‌تر می‌کند.

مذاکرات واشنگتن، «صلح بدون ضمانت» / حزب‌الله غایبِ حاضر در مذاکرات لبنان
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

وقتی هیئت‌های اسرائیلی و لبنانی این روزها در واشنگتن پشت میز مذاکره می‌نشینند، آنچه بیش از هر چیز در اتاق غایب است، بازیگری است که عملاً توازن قدرت در جنوب لبنان را تعریف می‌کند؛ حزب‌الله. غیبت معناداری که نه نشانه حذف این گروه، بلکه اعترافی تلویحی به وزن واقعی آن در معادلات منطقه‌ای است.

مذاکراتی که پس از ماه‌ها درگیری خونین و در سایه جنگ ایران و اسرائیل آغاز شده، در ظاهر تلاشی برای رسیدن به آتش‌بس پایدار است؛ اما در لایه‌های عمیق‌تر، صحنه‌ای است برای بازتعریف نظم امنیتی خاورمیانه. اسرائیل می‌کوشد از دل این مذاکرات، پروژه قدیمی خلع سلاح حزب‌الله را احیا کند؛ هدفی که طی دو دهه گذشته نه در جنگ ۲۰۰۶ و نه در فشارهای سیاسی و اقتصادی محقق نشده است.

مقاومت؛ واقعیتی فراتر از میز مذاکره

برای بسیاری در لبنان، به‌ویژه در جنوب این کشور، حزب‌الله صرفاً یک گروه مسلح نیست؛ بلکه ساختاری امنیتی و اجتماعی است که در خلأ دولت مرکزی شکل گرفته است. همین واقعیت باعث شده مطالبه اسرائیل برای خلع سلاح فوری حزب‌الله، در عمل بیشتر شبیه یک آرزوی سیاسی باشد تا طرحی اجرایی.

دولت لبنان، هرچند زیر فشار آمریکا و برخی بازیگران عربی، تلاش کرده فاصله‌ای محتاطانه با حزب‌الله حفظ کند، اما واقعیت میدانی تغییری نکرده است: هیچ توافق امنیتی در جنوب لبنان بدون رضایت ضمنی حزب‌الله قابلیت اجرا ندارد. تجربه آتش‌بس‌های پیشین نیز همین را نشان داده است. توافق‌هایی که روی کاغذ امضا شدند اما در میدان، بدون تضمین منافع مقاومت، دوام نیاوردند.

در این میان، ایران همچنان مهم‌ترین پشتوانه راهبردی حزب‌الله باقی مانده است. تهران به‌خوبی می‌داند که هرگونه تضعیف حزب‌الله، صرفاً یک تحول لبنانی نیست، بلکه بخشی از پروژه بزرگ‌تر مهار نفوذ منطقه‌ای ایران خواهد بود. به همین دلیل، ایران آتش‌بس پایدار در لبنان را به روند گسترده‌تر مذاکرات خود با واشنگتن گره زده است.

تهران و معادله بازدارندگی منطقه‌ای

برخلاف روایت رایج در غرب که نقش ایران را صرفاً «بی‌ثبات‌کننده» توصیف می‌کند، تهران طی ماه‌های اخیر تلاش کرده خود را به‌عنوان بازیگری معرفی کند که بدون حضورش، هیچ ترتیبات امنیتی پایداری در منطقه شکل نخواهد گرفت. این رویکرد، به‌ویژه پس از جنگ مستقیم ایران و اسرائیل، بیش از گذشته در معادلات واشنگتن مورد توجه قرار گرفته است.

در واقع، آنچه امروز اسرائیل را به میز مذاکره کشانده، نه تغییر ناگهانی در نگاه ایدئولوژیک تل‌آویو، بلکه فرسایش تدریجی بازدارندگی آن در چند جبهه همزمان است؛ از غزه و لبنان گرفته تا دریای سرخ و خلیج فارس. حزب‌الله در این میان، مهم‌ترین ضلع این بازدارندگی چندلایه محسوب می‌شود.

صلحی شکننده در سایه موازنه قدرت

با وجود فضای دیپلماتیک حاکم بر واشنگتن، چشم‌انداز صلح همچنان شکننده است. اسرائیل خواهان امنیتی مطلق است که بدون حذف کامل ظرفیت نظامی حزب‌الله قابل دستیابی نیست؛ و حزب‌الله نیز سلاح خود را نه ابزار جنگ، بلکه تضمین جلوگیری از تکرار اشغال و حملات اسرائیل می‌داند.

همین تضاد بنیادین باعث شده مذاکرات فعلی بیشتر به مدیریت بحران شباهت داشته باشد تا حل‌وفصل نهایی آن. با این حال، واقعیتی که اکنون بیش از هر زمان دیگری آشکار شده، این است که معادلات لبنان دیگر بدون در نظر گرفتن محور مقاومت قابل طراحی نیست؛ چه در میدان جنگ و چه پشت میز مذاکره.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha