تحولات منطقه

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۲
کد مطلب: ۱۱۴۷۵۶۱

در حالی که تقویم اقتصادی کشور از مرز دو ماه توقفِ دستوری معاملات می‌گذرد، بازار سرمایه ایران در وضعیتی قرار گرفته که می‌توان آن را «تصلب نقدینگی در شریان تولید» نامید.

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

آنچه در ساعات نخستین شروع جنگی تحمیلی سوم، با عنوان صیانت از دارایی سهامداران خرد و به عنوان سپر دفاعی در برابر شوک‌های بیرونی اتخاذ شد، اکنون با گذشت زمان به یک خطای سیاستی مرکب تبدیل گشته است.

واقعیت ناگزیر این است که بازار سرمایه در تعریف مدرن خود، نهادی برای مدیریت ریسک و کشف قیمت است؛ اما توقف طولانی‌مدت، این نهاد را به یک انبار دارایی‌های قفل‌شده تبدیل کرده که نه تنها ریسکی را مدیریت نمی‌کند، بلکه خود به بزرگ‌ترین منبع ایجاد نااطمینانی در اقتصاد ملی بدل شده است.

در حالی که در این مدت، بازارهای موازی همچون طلا، ارز و مسکن، با تکیه بر خاصیت نقدشوندگی بالا، بخش بزرگی از تورم انتظاری را در خود مستهلک کرده‌اند، سهامدار بورسی در تله‌ای گرفتار شده که هزینه‌ی فرصت آن، هر روز بخشی از قدرت خرید و ثروت او را می‌بلعد.

برای عبور از این بن‌بست، بازگشایی لایه‌ای و پلکانی معاملات، با اولویت‌بندی نمادهای استراتژیک و صنایع پیشران، یکی از راهکارهای گریزناپذیر است.

این رویکرد اگرچه می‌تواند لنگرگاه آرامشی در بازار ایجاد کرده و از رفتارهای گله‌ای در نمادهای کوچک جلوگیری کند، اما همزمان با انتقاداتی مبنی بر ایجاد تبعیض میان سهامداران روبروست؛ چرا که حبس نقدینگی در برخی نمادها و آزادسازی در برخی دیگر، ممکن است احساس بی‌عدالتی را تشدید کند. با این حال، عقلانیت ابزاری حکم می‌کند که مدیریت ریسک در ابعاد کوچک‌تر آغاز شود تا لایه‌های حمایتی بتوانند به صورت متمرکز عمل کنند.

در کنار این موضوع، مدیریت پویای دامنه نوسان به صورت نامتقارن، اگرچه ابزاری سنتی برای کنترل هیجان محسوب می‌شود و مانع از سقوط آزاد قیمت در یک روز معاملاتی می‌گردد، اما منتقدان به درستی اشاره می‌کنند که این ابزار می‌تواند منجر به تشکیل صف‌های فروش فرسایشی شود.

با این وجود، در شرایط فعلی، اولویت دادن به «ثبات» بر «سرعت»، راهکاری مناسب دیده می‌شود تا شوک روانی ناشی از ریزش‌های سنگین مهار گردد.

علاوه بر این، پیشنهاد راهبردیِ وثیقه‌گذاری سهام فریز شده برای دریافت اعتبارات کوتاه‌مدت بانکی، می‌تواند به عنوان یک پل نقدینگی، فشار فروش معیشتی را در زمان بازگشایی تعدیل کند. اگرچه برخی کارشناسان پولی بر این باورند که این اقدام ممکن است ریسک ناترازی را به شبکه بانکی منتقل کند، اما باید پذیرفت که هزینه اعطای تسهیلات موقت، به مراتب کمتر از هزینه فروپاشی کامل اعتماد عمومی در بازار سرمایه است.

در نهایت، فعال‌سازی واقعی صندوق‌های تثبیت، نه برای دستکاری دستوری قیمت، بلکه برای تضمین حداقل نقدشوندگی، الزامی است. هرچند منتقدان این کار را هدررفت منابع عمومی می‌دانند، اما باید تاکید کرد که بورسِ بدون معامله، دیگر بورس نیست و مداخله هوشمند برای روان‌سازی معاملات، وظیفه ذاتی نهاد ناظر برای حفظ بقای بازار است.

در نهایت، باید بر این حقیقت تلخ پای فشرد که «کشف قیمت» هرچند دردناک، به مراتب بهتر از «ابهامِ شیرین طولانی‌مدت» است. تداوم انجماد معاملات، تنها صورت مسئله را پاک می‌کند اما بحران را در لایه‌های زیرین اقتصاد عمیق‌تر می‌سازد.

زمان آن رسیده است که سیاست‌گذار با شجاعتِ کارشناسی و پذیرش هزینه‌های میان‌مدت، قفل بورس را بگشاید. بازگشایی شجاعانه و مرحله‌بندی شده، تنها راه احیای اعتماد عمومی و بازگرداندن اکسیژن به ریه‌های اقتصاد کشور است، پیش از آنکه قهر ابدی سهامداران با این بازار، به یک فروپاشی غیرقابل بازگشت در ساختار سرمایه اجتماعی تبدیل شود.

این راهکارها، علیرغم تمامی انتقادات وارده، از آن جهت مناسب دیده می‌شوند که میان «نقدشوندگی» و «امنیت روانی» توازن برقرار کرده و بورس را از یک دارایی فریز شده، دوباره به یک نهاد زنده و مولد بازمی‌گردانند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha