امروز تقویم به بهارترین روز خود رسیده است؛ روزی که در آن «نور» به عقد «آینه» درآمد و پیوندی آسمانی در سادهترین اتاق زمین شکل گرفت تا ابدیت را معنا کند. اول ذیالحجه، سالروز ازدواج حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، تنها یک تاریخ در تقویم نیست، بلکه وزش نسیمی است که یادمان میآورد ریشه خوشبختی را باید در جای دیگری جستوجو کرد. اما یک پرسش اساسی ذهن بسیاری از خانوادهها و جوانان امروزی را درگیر کرده است: چرا در روزگاری که خانهها بزرگتر، خودروها مدرنتر و سفرهها رنگینتر شده، باز هم گاهی جای دل خوش و خواب راحت در زندگیهایمان خالی است؟ چرا گاهی با وجود تمام دویدنها، خستگی از تن خانوادهها بیرون نمیرود؟
برای پیدا کردن کلید این صندوقچه قدیمی و بازخوانی رمز و رازهای یک زندگی آرام، پای صحبتهای صمیمی و بیپرده حجتالاسلام مهدی دانشمند، خطیب نامآشنا نشستیم تا از دریچه نگاه صریح و کاربردی ایشان، نسبت میان آموزههای دینی و زیست مؤمنانه در فضای خانواده را بازخوانی کنیم.
۲ بال خوشبختی؛ آسایش و آرامش
حجتالاسلام دانشمند در ابتدای این واکاوی عمیق، بر یک مرزبندی حیاتی تأکید میکند که نادیده گرفتن آن، منشأ بسیاری از سرگردانیهای دنیای مدرن است. او میگوید: مکتب وحی و عصمت برای زندگی انسان برنامهریزی دقیقی دارد و زندگی مطلوب را در پیوند دو عنصر «آسایش» و «آرامش» میبیند. آسایش به معنای فراهم بودن ابزارها و لوازم مادی همچون مسکن، مرکب و امکانات رفاهی است، اما آرامش ریشه در مسائل فکری، روحی و اخلاقی دارد. فاجعه زمانی رخ میدهد که ما تمام عمر خود را صرف دویدن برای «آسایش» میکنیم، به این امید که در انتهای مسیر به «آرامش» برسیم، در حالی که این دو لزوماً هممسیر نیستند.
ایشان به کالبدشکافی وضعیت خانوادهها پرداخته و خاطرنشان میکند: امروزه ما در جامعه با چهار نوع زندگی روبهرو هستیم؛ عدهای که متأسفانه نه آسایش مادی دارند و نه آرامش روحی و زندگی برایشان به جهنمی سرد بدل شده است. در مقابل، افرادی را میبینیم که غرق در ثروت و آسایشاند و در خانههای میلیاردی زندگی میکنند اما به دلیل نبود تفاهم و ایمان، یک لیوان آب خوش از گلویشان پایین نمیرود و رفاقت میانشان به ریالی نمیارزد. گروهی دیگر اما تهیدستانی هستند که اگرچه از مال دنیا بیبهرهاند، ولی در اوج آرامش و عشق زندگی میکنند؛ همانهایی که زن به حلالخوری شوهرش میبالد و مرد صبوری همسرش را با دنیا عوض نمیکند. با این حال، آرمان اسلام رسیدن به هر دو بال خوشبختی است؛ یعنی انسان زرنگ کسی است که با همت و تلاش، هم آسایش و رفاه را به خانهاش میآورد و هم با اخلاق و ایمان، آرامش را در فضای خانواده ماندگار میکند.
نیت الهی؛ کلید نصرت پروردگار
در مسیر تشکیل این خانواده آرمانی، نیتها حرف نخست را میزنند. این خطیب توانا با انتقاد از غرور ناشی از ثروت و زیبایی در امر ازدواج تصریح میکند: جوانان نباید به مال پدر یا تحصیلات و ظاهر خود مغرور شوند؛ چرا که بر اساس آیه ۵۹ سوره مبارکه انعام «وَلا رَطْبٍ وَلا یابِسٍ الا فِی کِتابٍ مُبینٍ»، هر خیری تنها به اذن خداوند رقم میخورد. کسی که در شروع زندگی تنها به تیپ و ظاهر میبالد، تلخترین تجربهها را پیشرو خواهد داشت. رسول خدا(ص) با سوگندی جلاله هشدار دادهاند اگر کسی در امر ازدواج نیت شیطانی و مادیگرایانه داشته باشد، خیری از زندگیاش نخواهد دید. اگر کسی صرفاً برای زیبایی محض یک دختر به خواستگاری برود، از آن زیبایی بهرهای نخواهد برد؛ چرا که برکت زندگی در گرو نیتهای پاک و الهی است، نه چشم دوختن به جهیزیه سنگین یا اعتبار بازار پدرزن. اینجاست که مفهوم نصرت الهی معنا پیدا میکند؛ سنتی که بر اساس آن خداوند وعده داده فرستادگان خود و مؤمنان را در زندگی دنیا یاری دهد. این نصرت شامل حال زوجی میشود که با نیت الهی قدم در راه میگذارند. خداوند در قرآن میفرماید: «اِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنوا فِی الْحَیاةِ الدُّنیا»؛ یعنی یقیناً ما فرستادگان خود و کسانی را که ایمان آوردهاند، در زندگی دنیا یاری میدهیم. پس نباید در تحقق این وعده شک کرد، به شرط آنکه نیتها از آلودگیهای مادی پاک شود.
قداست پیوند و برکت حلال
این کارشناس دینی بیان میکند: یکی دیگر از ظرافتهای تشکیل خانواده در مکتب علوی، قداست بیبدیل عقد ازدواج و شرط حلال بودن تمام اجزای آن است. در شریعت ما سه چیز وجود دارد که اگر حتی یک نخ از آنها غصبی یا حرام باشد، کل آن عمل باطل است؛ لباس احرام در حج، کفن میت و عقد ازدواج. این نشاندهنده آن است که پیوند زناشویی باید زلال زلال باشد. نباید پول و عنوان، اصل مطلب قرار بگیرد؛ ازدواج زمانی به خوشبختی ختم میشود که طرفین به مقام کفویت و همتایی در ایمان رسیده باشند. اگر نیت پاک باشد، فرقی نمیکند پدر همسر شما تاجر باشد یا کارگر؛ خداوند برکت را در همان سادگی قرار میدهد. اما اگر برای مال طرف مقابل کیسه بدوزید، طبق وعده صادق نبوی، آن زندگی از خیر و برکت تهی خواهد شد. حجتالاسلام دانشمند در پاسخ به شبههای توضیح میدهد: برخی به غلط تصور میکنند اسلام مشوق فقر و زجر کشیدن است، در حالی که ما در روایات، مسکن خوب، مرکب نیکو و همسر شایسته را از نشانههای سعادت مرد میدانیم. اسلام با ثروت مخالف نیست، بلکه با قارونصفت بودن، تکبر و کسب مال از راه ظلم و ربا مخالف است. امام صادق(ع) در پاسخ به شخصی که تمام اموالش را فروخته بود تا زاهدانه زندگی کند، او را توبیخ کردند و فرمودند: در حالی که رهبر جامعه باید همسطح فقرا باشد، بر مردم واجب است که برای رفاه خانواده خود تلاش کنند. اسلام میگوید ثروتمند باش اما خدیجهوار ثروتت را در راه دین هزینه کن. حضرت امیر(ع) هزار قنات حفر و نخلستانهای فراوانی آباد کردند تا در اختیار فقرا بگذارند؛ این یعنی مؤمن باید قوی و هنرمند باشد، نه سربار جامعه.
ظرافتهای اصلاح و معجزه ایثار
در ادامه این گفتوگو، حجتالاسلام دانشمند به موضوعی حیاتی در تداوم زندگی مشترک پرداخته و تشریح میکند: هنر اصلاح رفتار و تذکر دادن از مهمترین این موارد است. اصلاح رفتار دیگران مانند تزریق آمپول است که نکات ظریف بسیاری دارد. همان طور که پزشک ابتدا محل را با پنبه الکلی ضدعفونی میکند، ما هم باید ابتدا ذهنیتهای منفی همسرمان را با محبت پاک کنیم. سوزن باید نازک باشد، یعنی کلمات ما نباید درشت و زننده باشد. اما مهمترین نکته این است که هوای داخل سرنگ گرفته شود؛ یعنی در نصیحت کردن، هوای نفس را خارج کنیم. اگر برای کوبیدن طرف مقابل یا نشان دادن برتری خود حرف بزنیم، اثر معکوس دارد. نصیحت باید کوتاه، ظریف و بدون معطلی باشد تا طرف مقابل احساس درد نکند. اگر بلد نیستیم آداب نصیحت را رعایت کنیم، سکوت بهتر است؛ چرا که گاهی با یک تذکر اشتباه، شکافی عمیق در قلب همسرمان ایجاد میکنیم. این همان سیره علوی است که بر پایه کرامت بنا شده است. ایثار و فداکاری نیز رکن دیگری است که میتواند یک زندگی و حتی یک جامعه را نجات دهد.
ایشان با نقل داستانی ماندگار از همسر فرماندار بلخ، به تبیین جایگاه عزت نفس و ایثار در خانواده پرداخته و یادآور میشود: چگونه یک زن باایمان برای نجات مردم تهیدست از فشار مالیات، گرانبهاترین داراییاش یعنی پیراهن جواهرنشان خود را فدا کرد. این ایثار چنان خلیفه را تحت تأثیر قرار داد که نه تنها مالیات شهر را بخشید، بلکه پیراهن را بازگرداند. اما اوج شکوه این زن آنجا تجلی یافت که فرمود چون چشم نامحرم به این لباس افتاده، دیگر آن را نمیپوشد؛ او پیراهن را فروخت و با دوسوم پول آن مسجد ساخت و مابقی را در دل ستونی پنهان کرد تا پشتوانهای برای آینده مسجد باشد. این یعنی قدرت ایمان و تدبیر یک زن که چگونه میتواند فراتر از رفاه شخصی، مایه آرامش یک شهر و ماندگاری یک بنای معنوی شود.
درک تفاوتها؛ مسیر آرامش پایدار
این خطیب دینی با بیان اینکه ریشهیابی اختلافات زناشویی نیز بخش مهمی از این واکاوی است، میگوید: بسیاری از چالشها ناشی از عدم شناخت تفاوتهای ذاتی میان زن و مرد است. خانمها ذاتاً جزئینگر و آقایان کلنگر هستند. مثلاً ممکن است مردی تمام وجودش را وقف رفاه خانه کند، اما تاریخ تولد همسرش را فراموش کند. در مقابل، زن این فراموشی را نشانه بیعلاقگی میداند، در حالی که مرد با کار دوشیفته، عشق خود را در عمل ثابت کرده است. زن و مرد باید بیاموزند که زبان ابراز عشق در هر دو جنس متفاوت است. خشم نیز در زندگی باید مانند انرژی اتمی مدیریت شود؛ هم میتواند بمب باشد و ویران کند و هم میتواند ظرفیتی برای حرکت به سمت قلههای کمال باشد. یکی از عوامل تلخکامی، سماجت در تغییر ناگهانی رفتار یکدیگر است. قرآن در سوره مبارکه مائده آیه ۵۴ میفرماید از سرزنش سرزنشگران نترسید. اگر همسرتان رفتاری دارد که نمیپسندید، به جای انتقاد مستقیم، پیشنهاد بدهید و از معجزه تأیید صفات خوب استفاده کنید. استادان اخلاق همیشه توصیه میکنند ابتدا از محاسن فرد تعریف کنید و سپس پیشنهادی برای اصلاح بدهید.
حجتالاسلام دانشمند در پایان تأکید میکند: زندگی باید بر مدار کرامت بچرخد. اگر در اوج عصبانیت هستید، مراقب باشید اسلحه خشم را به سمت عزیزانتان نگیرید؛ بلکه این انرژی را صرف نابودی مشکلات زندگی کنید. با نیت پاک و تأسی به سیره علوی و فاطمی میتوان از هر بنبستی در زندگی مشترک عبور کرد و به آن آرامش موعود دست یافت. نصرت الهی نصیب کسانی میشود که در برابر سختیها صبر و مقاومت به خرج میدهند؛ چرا که خداوند در آیه ۶۵ سوره انفال فرموده است اگر از شما ۲۰نفر صابر باشند، بر ۲۰۰نفر پیروز میشوند. این قانون در جبهه خانواده نیز جاری است؛ صبوری و ایمان، کلید فتح قلههای خوشبختی است.






نظر شما