کتاب «واگن آخر» به قلم مریم شیدا از جمله آثار حوزه ادبیات پایداری است که با تکیه بر زندگی دو برادر شهید، تلاش دارد بخشی از تاریخ شفاهی انقلاب و دفاع مقدس در شیراز را بازخوانی کند. این اثر با ترکیب روایت مستند و عناصر داستانی، زندگی شهدا را در بستر اجتماعی و تاریخی آن دوره به تصویر میکشد و همزمان مخاطب نوجوان را نیز مدنظر قرار داده است. مریم شیدا، نویسنده این کتاب در گفتوگو با خبرنگار ما با اشاره به روند شکلگیری این اثر میگوید: ایده اولیه از بررسی فعالیتهای شهدای مسجد حسن بن علی(ع) در محله شیشهگری شیراز آغاز و در ادامه با تمرکز بر زندگی برادران شهید سجادیان وارد مرحله پژوهش و نگارش شد.
شیدا با اشاره به آغاز شکلگیری این اثر عنوان میکند: زمانی که قرار شد این کار را انجام بدهیم، دیدیم دو شهید مسجد حسنبن علی(ع) بیش از بقیه اثرگذار هستند و از پایهگذاران اصلی پایگاه مقاومت آنجا محسوب میشوند؛ برادران شهید سجادیان، عبدالرسول و عبدالرضا. این دو برادر در مسجد کارهای بسیار خوبی انجام داده بودند و همین موضوع موجب شد کتاب مستقلی درباره زندگی آنها نوشته شود. جرقه اصلی از همان جا شکل گرفت و در ادامه وارد مرحله پژوهش و سپس نگارش شدیم.
روایت مستند در کنار نگاه داستانی
وی با اشاره به شیوه نگارش اثر میافزاید: روایت زندگی شهدا تا حد زیادی بهصورت مستند حفظ شده است و تلاش کردیم واقعیتها، خصوصیات اخلاقی، رفتاری و منش آنها را به شکل دقیق و مستند ارائه کنیم؛ بهویژه در ارتباط با وقایع تاریخی مانند جنبش تنباکو و فعالیتهای ضدمنافقین. در عین حال، به عنوان یک نویسنده، دغدغه اصلی من این بود که بتوانم قشر نوجوان را با کتاب همراه کنم. به همین دلیل از یک شخصیت تخیلی هم در اثر استفاده کردم تا هم به شناخت شهدا کمک کند و هم اثر را برای مخاطب لذتبخشتر کند.
نویسنده «واگن آخر» با اشاره به رویکرد خود در شخصیتپردازی تصریح میکند: من سعی کردم شهدا را دستنیافتنی نشان ندهم. برخی ویژگیهای اخلاقی و حتی بخشی از جنبههای خاکستری شخصیت آنها را هم در روایت آوردم. نگاهم این نبود که این افراد از ابتدا هیچ خطا و نقصی نداشتند یا بهصورت فرشتهگونه به دنیا آمده و از دنیا رفتهاند. سعی کردم سیر تکامل شخصیت یک انسان را نشان بدهم که برای رسیدن به تعالی ممکن است دچار برخی عیبها و ایرادها باشد اما بهتدریج آنها را اصلاح میکند و به جایگاهی میرسد که باید برسد.
او ادامه میدهد: با توجه به فضایی که از نوجوانان میشناسم، آنها تمایل زیادی به رمان و داستانهای تخیلی دارند. حتی ممکن است گاهی به سراغ کتابهایی بروند که مناسب نباشد، اما در عین حال عاشق فراز و فرود، هیجان و تعلیق در داستان هستند. سعی من بر این بوده که حتی اگر نیاز باشد با استفاده از تخیل بتوانم تعلیق و کشمکش داستانی ایجاد کنم تا نوجوان را همراه کنم و او را به سمت شناخت شهدا و سبک زندگی آنها در دل روایت بکشانم. گاهی برخی نوجوانان به کتابها علاقه نشان نمیدهند، اما فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی هم در این موضوع اثر دارد. با این حال گاهی همان رمان و همان قالبی که آنها دوست دارند میتواند ما را در جذب آنها به کتاب کمک کند.
«واگن آخر»؛ روایت یک انتخاب
این نویسنده درباره انتخاب عنوان کتاب میگوید: زمانی که سیدعبدالرضا شهید میشود، سیدعبدالرسول جانشین او میشود و جای پای برادر بزرگترش میگذارد. با محدودیتهایی که وجود داشت و همچنین مخالفت خانواده، تصمیم میگیرد به جبهه برود و به یکی از آشنایان میگوید من میروم و وقتی به او گفته میشود جنگ در حال تمام شدن است، پاسخ میدهد من دارم میروم و اگر قطار در حال حرکت است، واگن آخر را میگیرم؛ یا میرسم یا جا میمانم. در نهایت هم او راهی میشود و به شهادت میرسد.
وی با اشاره به نگاه خود به ادبیات میافزاید: در ادبیات چیزی به نام سلیقه داریم؛ چه در ادبیات پایداری و چه در ادبیات داستانی. ممکن است یک کتاب، فروش بالایی داشته باشد اما همه مخاطبان آن را دوست نداشته باشند یا برعکس. هر نویسنده جهانبینی خودش را دارد و در همان مسیر حرکت، و اهداف خود را دنبال میکند. نمیگویم درست یا غلط است، اما همه ما یکسری اهداف مقدس داریم و تلاش میکنیم سبک زندگی متعالی و دینی را بیان کنیم؛ هر کسی به شیوه خودش. مهم این است که در نهایت بازخورد خوبی از مخاطب بگیریم، چون در دنیایی زندگی میکنیم که رسانه و فضای مجازی بسیار پررنگ شده و فضای کتاب و کتابخوانی در حال کمرنگ شدن است.
او با اشاره به اهداف نگارش کتاب میگوید: آنچه در این اثر مدنظر من بود، علاوه بر لذت خوانش رمان، ارائه یک سیر تاریخی و نشان دادن اهداف برخی گروهکها و همچنین آموزش سبک درست زندگی بود. نمیدانم قلم من توانسته این هدف را محقق کند یا نه، اما در پایان داستان، حتی شخصیت قلدر محله که برای همه خط و نشان میکشید، زمانی که خبر شهادت شهدا را میشنود، تحت تأثیر قرار میگیرد و گریه میکند. انتظار دارم این اثر برای مخاطبان در هر جایگاه و موقعیتی که هستند یک تلنگر ایجاد و آنها را به تأمل درباره زندگی، انتخابها و سبک زیستن وادار کند.





نظر شما