سپاهان و ذوبآهن از همان نامها هستند.باشگاههایی که سالها بخشی از سجل قطور فوتبال بودهاند. با این حال زمزمههایی شنیده میشود که بیش و پیش از آنکه رنگ خبر بگیرند،هشدارند.
گفته می شود آسیبهای وارد شده به کارخانههای مادر این دو باشگاه پس از جنگ اخیر،سایه خود را بر فوتبال انداخته است.خبر واگذاری احتمالی ذوبآهن به یک بانک و ادامه فعالیت سپاهان با بودجهای بسیار کمتر از گذشته، نشانههایی از همین سایه است که اگر جدی گرفته نشود، میتواند آرامآرام بر سرنوشت دو باشگاه قدیمی سنگینی و کابوس های بدون بلیت را تعبیر کند.
در فوتبال زار و نزار ایران، وقتی چرک کف دست (!) کم میشود نخستین چیزی که به خطر میافتد، ثبات باشگاههاست. تجربه تیمداری بانکها در ایام ماضی نیز نشان داده که باشگاهها در چنین سازوکاری شبیه پروژههای موقت هستند.انگاره هایی که با کمی دگردیسی مدیریتی ممکن است ناگهان به ته خط برسند.
برای باشگاهی مانند ذوبآهن که دههها در فوتبال ایران ریشه دوانده، چنین سرنوشتی،چیزی شبیه محو شدن تدریجی از حافظه فوتبال خواهد بود.حیرت آور اینکه در همین حال، پارادوکس عجیبی در پیرامون مرتع سبز دیده میشود. از یک سو صحبت از محدودیت مالی و کاهش بودجه است و از سوی دیگر خبر میرسد که چند باشگاه آمادهاند با رقمهای نجومی سراغ ستیزه جویان این دو تیم بروند؛ این همان تناقض آشنا و دیرپای فوتبال ماست.جایی که پول هست، اما نه در جایی که باید باشد.
شوربختانه باید نگاشت سالهاست بازار نقلوانتقالات در فوتبال ایران به بازاری مکاره و بیقاعده بدل شده است.ارقامی که هر فصل فربه میشوند، قراردادهایی که گاهی از واقعیت های اقتصادی فاصله می گیرند و مدیریتی که کمتر توانسته برای آن چارچوبی پایدار تعریف کند.
حال در شرایطی که محدودیتهای مالی گستردهتر شده، این بازار بیانضباط بیشتر از همیشه خود را نشان میدهد.مسئله اما فقط پول نیست.ماجرا نوع نگاه به فوتبال است. باشگاههایی در قامت سپاهان و ذوبآهن تنها رقیب یکدیگر یا سایر تیمها نیستند، آنها بخشی از ساختار فوتبال ایراناند و بی تردید اگر چنین ستونهایی خسران ببینند، ضربات آن متوجه یک شهر یا یک باشگاه نخواهدبود.
به حافظه مان کمی فشار می آوریم تا یادمان بیفتد فوتبال ایران پیشتر شاهد فروپاشی آرام باشگاه های قدرتمندی چون پاس بوده است. تیمی که روزگاری بیرق وطن را در کهن قاره برافراشت، امروز در اعماق خاطرات رسوب کرده است. آن قصه پرغصه تنها یک سقوط ورزشی نبود، نمونهای بود از اینکه چگونه بی التفاتی و تصمیمات خلق الساعه میتواند نامی بزرگ را برای همیشه از صحنه حذف کند.
اگر قرار است فوتبال ایران از گذشته درسی بگیرد، شاید بهترین زمان همین حالا باشد. پیش از آنکه تاریخ، نام سپاهان و ذوبآهن را هم در کنار خاطره تلخ پاس بنویسد باید پشت فرمان نشست،گاز داد و از این خلنگزار خارج شد.همین و تمام.





نظر شما