یوهان کرایف، مربی و الهامبخش بزرگ پپ گواردیولا، زمانی گفته بود: «پیروزی چیز مهمی است، اما اینکه سبک خودت را داشته باشی، اینکه مردم از تو تقلید کنند، تو را تحسین کنند و... این بزرگترین هدیه است».
تأثیر پپ گواردیولا بر فوتبال بسیار فراتر از جامهایی است که او با منچسترسیتی بدست آورد. در حالی که او به پایان یک دهه انقلابی در این باشگاه نزدیک میشود، میراث واقعیاش نهتنها در جامها، بلکه در روشی دیده میشود که فوتبال مدرن را در تمام سطوح بازتعریف کرد. گواردیولا با الهام از یوهان کرایف، تیمهایی ساخت که با سبک، نوآوریهای تاکتیکی و فلسفهای شناخته میشدند که در سراسر جهان الگوبرداری شده است.
او در دوران حضورش در سیتی، ۶ قهرمانی لیگ برتر، یک جام لیگ قهرمانان اروپا، چندین جام حذفی و افتخارات بینالمللی کسب کرد، اما اهمیت او در نحوه بردن این جامها نهفته است. فوتبال او بازتابدهنده ایدهآلهایی بود که کرایف در طول سالهای حضورش در بارسلونا به او آموخته بود.
گواردیولا اغلب کرایف را به خاطر آموزش درک واقعی فوتبال ستایش کرده است. او به عنوان بازیکن در «تیم رؤیایی» معروف بارسلونا، فوتبال مالکانه را زیر نظر این استاد هلندی آموخت. آن آموزشها به پایهای برای دوران مربیگری او تبدیل شد و بعدها فوتبال انگلیس را به شکلی بیسابقه تغییر داد.
در این کشور، تأثیر گواردیولا از فوتبال سطح بالا تا مربیگری در سطوح پایه گسترش یافته است.
مربیان جوان و تیمهای آماتور در سراسر انگلستان ایدههای مرتبط با او، یعنی بازیسازی از عقب زمین، دروازهبانهایی که در نقش بازیساز عمل میکنند و حفظ مالکیت توپ به عنوان اصل کلیدی بازی را پذیرفته اند. روشهای تاکتیکی او به الگوهایی تبدیل شدند که در سراسر هرم فوتبال، مورد مطالعه و تقلید قرار گرفتهاند.
شجرهنامه مربیگری او نیز گواهی بر این تأثیرگذاری است. میکل آرتتا دوران مربیگری حرفهای خود را به عنوان دستیار گواردیولا آغاز کرد و اکنون آرسنال را به قهرمانی لیگ برتر و فینال لیگ قهرمانان اروپا رسانده است. انزو مارسکا نیز پیش از موفقیت در جاهای دیگر، زیر نظر گواردیولا کار میکرد. از دیگر مربیان برجستهای که تحت تأثیر گواردیولا بودهاند میتوان به لوئیس انریکه، ونسانت کمپانی و ژابی آلونسو اشاره کرد. ایدههای گواردیولا اکنون به باشگاهها و مربیان سراسر اروپا شکل میدهند.
انقلاب تاکتیکها
یکی از آشناترین اصول گواردیولا، تعهد او به فوتبال مالکانه است. او معتقد است وقتی تیمها توپ را در کنترل دارند، احتمال شکستشان کمتر است. این فلسفه تضاد شدیدی با فوتبال تهاجمی و انتقالهای سریع رقیب بزرگش، یورگن کلوپ در لیورپول داشت. رقابت آنها فصلی از فوتبال انگلیس را تعریف کرد که در آن سیتی و لیورپول یکدیگر را به سطوح فوقالعادهای سوق دادند.
فراتر از مالکیت توپ، گواردیولا تاکتیکها را از طریق آزمایشهای مداوم متحول کرد. او سیستم «مهاجم کاذب» را رواج داد که مشهورترین نمونه آن استفاده از لیونل مسی در نقش هجومی عقبتر در بارسلونا بود. او همچنین استفاده از «مدافعان کناری معکوس» را توسعه داد؛ مدافعانی که به جای حمله صرف از جناحین، برای کنترل مالکیت توپ به میانه زمین متمایل میشوند.
یکی دیگر از ویژگیهای بارز نبوغ گواردیولا، تغییر موقعیت بازیکنان در نقشهای غیرمنتظره بوده است. او در بارسلونا، خاویر ماسکرانو را از هافبک به مدافع میانی تبدیل کرد.
در بایرنمونیخ، فیلیپ لام را از مدافع کناری به یک هافبک دفاعی تغییر داد. در منچسترسیتی نیز جان استونز را به عنوان یک مدافع-هافبک چندوجهی بازتعریف کرد که قادر بود در طول مسابقات به میانه زمین گام بگذارد. گواردیولا حتی از استونز در نقش هافبک هجومی در جریان لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۲۳ استفاده کرد و به سیتی کمک کرد تا به یک سهگانه تاریخی دست یابد.
تمایل گواردیولا به تجربهگرایی گاهی انتقادهایی را به همراه داشت. جسورانهترین قمار او در فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۲۱ مقابل چلسی رقم خورد؛ جایی که او به شکل غیرمنتظرهای هافبکهای دفاعی کلیدی خود را از ترکیب اصلی خط زد. سیتی صفر- یک باخت و منتقدان او را به «بیش از حد فکر کردن» متهم کردند. با این حال، چنین شکستهایی در مقایسه با دفعات بیشماری که نوآوریهای او به موفقیتهای درخشان ختم شد، بسیار نادر بود.
بازیکنان و مربیان سابق همواره بر تأثیرگذاری گسترده گواردیولا تأکید دارند. جولیان لسکات، مدافع سابق سیتی معتقد است میراث گواردیولا فراتر از منچسترسیتی است، زیرا او فوتبال را در کل هرم آن تغییر داد. مربیان دستههای پایینتر نیز شدت کار، خلاقیت و شجاعت او را در به چالش کشیدن ایدههای سنتی درباره پستها و تاکتیکها تحسین میکنند.
طنینی که برای سالها خواهد پیچید
در نهایت، بزرگترین دستاورد گواردیولا ممکن است خود جامها نباشد، بلکه فرهنگ نوآورانهای باشد که او الهامبخش آن بود. او مربیان را تشویق کرد تا متفاوت فکر کنند، جسورانه دست به آزمایش بزنند و قراردادهای انعطافناپذیر را رد کنند.
تیمهای او پیروزیهای بیامان را با فوتبال هنرمندانه ترکیب و ثابت کردند که سبک و موفقیت میتوانند در کنار هم وجود داشته باشند.
وقتی گواردیولا در انتهای فصل منچسترسیتی را ترک کند، به عنوان یکی از چهرههای تعیینکننده فوتبال خواهد رفت.
تأثیر او از طریق مربیانی که پرورش داده، سیستمهای تاکتیکی که معرفی کرده و تیمهای بیشماری که همچنان از ایدههای او تقلید میکنند، پایدار خواهد ماند. مانند کرایف، شهرت گواردیولا فراتر از پیروزیهایش عمر خواهد کرد و تضمین میکند که میراث درخشش تاکتیکی و تفکر خلاق او برای نسلها در فوتبال طنینانداز شود.





نظر شما