هر ساله وقتی جادههای منتهی به کربلا در تب و تاب پیادهروی اربعین به تپش میافتند، شعاری که بر پیشانی این خیل عظیم نقش میبندد، تنها یک «تکهکلام» نیست؛ بلکه یک «منشور اخلاقی» و یک «قطبنمای وجودی» است. امسال، در سال ۱۴۰۵ خورشیدی، شعار «مِثلی لا یبایع مِثله»(چون منی با چون اویی بیعت نمیکند) به میان آمده است. جملهای که منسوب به امام حسین(ع) در شب عاشورا و در پاسخ به درخواست بیعت یزید است. اما چرا امروز، در هیاهوی جهان مدرن، این جمله باید دوباره تکرار شود؟ چرا این «نه» تاریخی، امروز به یک «آری» بزرگ برای هویت انسانی ما بدل شده است؟
بیعت؛ بند نامرئی یا پیوند عقلانی؟
در فلسفه سیاسی، «بیعت» نه صرفاً یک عمل تشریفاتی، که نشاندهنده «تعلق» و «توجیه» است. وقتی کسی با اندیشهای یا حاکمی بیعت میکند، درواقع تمامیت وجودی خود، اندیشهها و آرمانها و سقف باورهایش را با او همتراز میکند.
شعار امسال، این پرسش بنیادین را پیش میکشد: «تو با چه چیزی بیعت کردهای؟». در جهانی که رسانهها، الگوریتمها و مصرفگرایی لجامگسیخته، مدام در حال «پیشفروش» بیعت ما با مفاهیمی پوچ هستند، «مِثلی لا یبایع مِثله» یک بیانیه استقلال است. امام حسین(ع) در این جمله نمیگوید «من با او نمیجنگم»؛ بلکه میگوید «من با او همجنس نیستم». او مرز «هستیشناسانه» خود را ترسیم میکند. این یعنی بیعت نکردن، پیش از آنکه یک کنش سیاسی باشد، یک «انتخاب اگزیستانسیال»(وجودشناختی) است.
شکاف میان «من» و «او»
جمله «مِثلی لا یبایع مِثله» واجد یک تقابل دوگانه است: «مِثلی»(چون من) در برابر «مِثله»(چون او).
یزید در اینجا تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ یزید نماد «تقلیل انسان به ابزار» است. او تجسم قدرتی است که حقیقت، هستوندی هستی و پایههای زیست اخلاقی و انسانی را در مسلخ مصلحت و خودخواهی ذبح میکند. در مقابل، امام حسین(ع) نماد «اصالت انسانی» است که حاضر است تا پای جان از «حقیقت وجود خویش» که همان حقیقت وجودی هستی است دفاع کند.
شعار امسال به زائران یادآوری میکند برای رسیدن به کربلا، باید «مِثل» خود را پیدا کرد. آیا ما همان کسی هستیم که ادعا میکنیم یا بیعتهایی پنهانی با ترسها، طمعها و حقارتهای خویش داریم؟ این شعار، آینهای است که غبار روزمرگی را از چهره حقیقتجوی زائر میزداید و او را در برابر این پرسش سهمگین قرار میدهد: «اگر حسین(ع) امروز در میان ما بود، در کدام سوی این شکاف میایستادیم؟».
پیادهروی اربعین: رژه علیه «همرنگجماعتشدن»
جامعهشناسان از «تودهوارگی» به عنوان یکی از خطرات عصر مدرن یاد میکنند. جایی که فرد، هویت خود را در هضم شدن در انبوه جمعیت گم میکند. اما اربعین، پارادوکسی زیباست. در حالی که میلیونها نفر در یک مسیر حرکت میکنند، این راهپیمایی برای «فردیت بخشیدن» به انسان است، نه محو کردن آن.
«مِثلی لا یبایع مِثله» شعار بیداری فردیت در میان جمعیت است. اربعین امسال، فرصتی است تا هر زائر در حین طی کردن مسیر، با خود خلوت کند که او «چه کسی» است و قرار است به «چه کسی» بیعت قلبی بدهد. بیعت، بند نامرئی است که انسان را به خاک میچسباند یا به افلاک میرساند. زائر اربعین، کسی است که میخواهد از بیعتهای زمینی، از بردگیهای مدرن و از زنجیرهای «عادت» رها شده و با حقیقت مطلق(حسین(ع)) همسو شود.
نتیجهگیری: بازگشت به خویشتن اصیل
شعار اربعین ۱۴۰۵، دعوتی است به «شرافتِ نپذیرفتن»؛ نپذیرفتن هر آنچه با ذات متعالی انسان، با آرمان بشری، با ارزشهای دینی و الهی در تضاد است. این شعار، تنها برای دیروز نیست؛ برای امروز است. برای جوانی که میخواهد در میان ارزشهای وارونه، «خود» باقی بماند. برای زنی که میخواهد کرامت انسانیاش را در برابر نگاههای کالاییساز حفظ کند. برای مردی که در روزمره زیست اجتماعی و نقش تحمیلی مرد غربی فرو نرفته است.
وقتی زائر در مسیر نجف به کربلا قدم برمیدارد، باید بداند هر قدم، یک «اعلام برائت» از یزید زمانه و یک «اعلام وفاداری» به حسین زمانه است.
همانگونه که رهبر شهید ملت ایران آیتالله العظمی شهید سیدعلی خامنهای در دیدار سال گذشته مردم آذربایجان شرقی، درباره پیروی ملت ایران از امام حسین(ع) در بیعت نکردن با سردمداران یزیدی و فاسد آمریکا فرمودند: «ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین(ع) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملت ایران درواقع میگویند: ملتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد».
«مِثلی لا یبایع مِثله»؛ این جمله، حتی پس از شهادت مظلومانه رهبر و قائد ملت ایران، پرچم بیداری ما در سال ۱۴۰۵ است. بیانات ایشان مشعل نورافکن مسیر انقلاب اسلامی است؛ پرچمی که بر فراز آگاهیمان برافراشتهایم تا بگوییم ما تن به هر بیعتی نمیدهیم؛ چرا که ما وارثان آگاهی هستیم، ما وارثان انقلاب اسلامی و خون شهداییم؛ نه برده هوسهای زودگذر. اربعین امسال، تمرین «آزادگی» است؛ آزادگی از خویش، برای رسیدن به او.
شاید اگر این جمله را در عمق جانمان بنشانیم، آنگاه درک خواهیم کرد که کربلا، نه یک مکان که یک «مقام» است. مقامی که در آن، «منِ» انسانی، با هیچ قیمتی به «اوِ» اهریمنی فروخته نمیشود. انشاءالله خدای همه هست هستیها به ملت شریف و عزیز ایران در انتخاب راه و ثباتقدم در راه کمک کند.






نظر شما