بهگزارش قدس آنلاین، در حالی که رسانههای آمریکایی از دستیابی قریبالوقوع به یک تفاهمنامه ۶۰روزه سخن میگویند که قرار است قفل تنگه هرمز را باز کند و محاصره بنادر ایران را بشکند، ترامپ هم روز گذشته در شبکه اجتماعیاش، ادعاهایی درباره توافق با ایران مطرح کرد؛ از جمله ادعای باز شدن تنگه هرمز بدون عوارض و خروج اورانیوم غنیشده از کشور و نیز عدم آزادسازی داراییهای ایران. منابع آگاه این اظهارات را آمیزهای از راست و دروغ و تلاشی برای نمایش پیروزی ساختگی میدانند.
دستگاه دیپلماسی و مقاومت ایران در نود و یکمین روز از شروع جنگ، اما با خونسردی تمام آب پاکی را روی دست کاخ سفید ریخت. پاسخ قاطع محمدباقر قالیباف مبنی بر اینکه «به کلمات اعتمادی نداریم و معیار ما فقط عمل است»، نشان داد ایران فریب یک «آتشبس خرید زمان» را نمیخورد. وقتی نتانیاهو همزمان با ادعای صلح واشنگتن، دستور اشغال ۷۰درصد غزه و بمباران حومه بیروت را صادر میکند، جهان هم به خوبی فهمیده است که حق با ایران است و امضای آمریکا پای هیچ سندی، مانع جنایت در خاورمیانه نخواهد شد.
پیشنویس ۶۰روزه؛ تله یا فرصت؟
آنچه در ۲۴ساعت گذشته از اتاقهای مذاکره غیرمستقیم به رسانهها درز کرده است، تصویری روشن از استیصال آمریکا را به نمایش میگذارد. طبق گزارشهای منابع غربی نظیر سیانان و الجزیره، تفاهمنامه احتمالی شامل تمدید ۶۰روزه توقف درگیریها، لغو محاصره دریایی آمریکا و رفع محدودیتهای تجاری در هرمز است، تا راه برای مذاکرات جامعتر باز شود.
اما چرا ایران این پیشنویس را نهایی نمیداند؟ پاسخ در جزئیاتی است که باید به آنها توجه کرد. واشنگتن حاضر شده تنها یکچهارم از داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد کند، در حالی که تهران برای اثبات «حسن نیت طرف مقابل»، حداقل آزادسازی نیمی از این داراییها را در گام نخست طلب کرده است.علاوه بر این، ایران خواستار گنجاندن «پایان جنگ در لبنان» به عنوان شرط اساسی هر توافقی است. اینجاست که تناقض واشنگتن عریان میشود. آمریکاییها میخواهند اقتصاد خود را از زیر تیغ بسته ماندن هرمز نجات دهند، اما همزمان حاضر نیستند لجام سگ هار خود در تلآویو را بکشند.
خون در بیروت، اشغال در غزه
صدور فرمان نتانیاهو برای اشغال ۷۰درصد از مساحت نوار غزه (با وجود ادعای آتشبس قبلی در آن منطقه) و دور جدید بمبارانها در بیروت و جنوب لبنان که ۱۷شهید برجای گذاشت، نشاندهنده استراتژی جنونآمیز اسرائیل است.تلآویو که میداند در جنگ با ایران قدرت بازدارندگی خود را باخته، تلاش میکند با ایجاد «زمین سوخته» در غزه و لبنان، یک دستاورد جعلی نظامی برای افکار عمومی خود بتراشد. ارتش اسرائیل به صراحت اعلام کرده دیگر به خطوط حائل تعیینشده پایبند نیست. این گستاخی که قطعاً با چراغ سبز آمریکا انجام میشود، همان دلیلی است که ایران میگوید «برنده توافق، کسی است که فردای توافق برای جنگ آمادهتر باشد».
تثبیت هژمونی دریایی ایران
در خلیج فارس، ایران منتظر امضای ترامپ نمانده است. اعلام رسمی سپاه مبنی بر عبور ۲۴شناور دیگر از تنگه هرمز با هماهنگی نیروی دریایی ایران، یک پیروزی استراتژیک در جنگ ارادههاست.این آمار نشان میدهد محاصره نظامی آمریکا، توسط شرکتهای کشتیرانی جهان دور زده شده و آنها ترجیح دادهاند امنیت خود را از ایران بخرند نه از واشنگتن. در واکنش به این شکست، وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهای جدیدی علیه شرکتهای مستقر در هنگکنگ وضع کرد؛ اما این اقدامهای ایذایی، تغییری در این واقعیت نمیدهد که آمریکا دیگر نمیتواند کنترل شریانهای انرژی را به خاورمیانه دیکته کند.
ایستگاه نود و یکم؛ دیپلماسی در لبه پرتگاه
سفر وزیر خارجه پاکستان به واشنگتن، آخرین تلاشها برای حفظ نبض ضعیف دیپلماسی است. اما کاخ سفید باید درک کند که این، ایران نیست که نیازمند یک توافق شتابزده است. ایران توانسته در این ۹۱روز، شوک حملات اولیه را مهار کند و با استفاده از اهرم هرمز، آمریکا و اروپا را به چالش فرسایشی بکشد. اگر ترامپ گمان میکند میتواند با وعدههای نسیه درباره آزادسازی داراییها و همزمان تجهیز ماشین کشتار اسرائیل در لبنان، ایران را پای یک تفاهمنامه معیوب بیاورد، دچار کوری استراتژیک شده است.
ایران با حفظ انگشت روی ماشه در هرمز و ایستادگی بر «وحدت جبهههای مقاومت»، نشان داده امنیت خاورمیانه را با وعدههای کاخ سفید معامله نخواهد کرد.




نظر شما