تحولات منطقه

وقتی قرار نیست امیر قلعه‌نویی نوحه‌خوان لحظات ما در جام جهانی باشد، باید با مداقه و تدقیق از این روزهای حساسِ پرهراس نوشت و نگران زیر و رو شدن قلب‌ها نبود.

قلعه‌ای روی شن!
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

وقتی قرار نیست امیر قلعه‌نویی نوحه‌خوان لحظات ما در جام جهانی باشد، باید با مداقه و تدقیق از این روزهای حساسِ پرهراس نوشت و نگران زیر و رو شدن قلب‌ها نبود. در پهنه پرنیانی فوتبال ملی که همواره با بیم و امیدهای بی‌شمار گره خورده، نبرد برابر نی قلیانی‌های گامبیا آینه‌ای تمام‌نما از چالش‌های مُشوّش یوزها در آستانه آوردگاهی بزرگ بود. گرچه انتظار به سر رسید و چشمانمان به جمال حریفی تدارکاتی روشن شد و سه بار قفس توری تیمی که با همه توان به آنتالیا نیامده بود را مشتعل کردیم، اما آنچه گذشت، روایتی از لرزش‌های ساختاری در تیمی بود که نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد. بی‌تعارف در نیمه‌ نخست دوئل مردان ما با شاگردان جاناتان مک کینستری، کلکسیونی از سردرگمی‌های تاکتیکی در قاب چشم‌ها ترسیم شد. جایی که سازمان دفاعی تیم ملی به مثابه عمارتی سست در برابر نسیم حملات آفریقایی‌ها بارها لرزید. از سوی دیگر گسست میان خطوط، به‌ویژه در کمرکش میدان سبب شد پیوندِ منطقی میان ساختار بازی‌سازی و تراکم تهاجمی گسسته شود. در چنین اتمسفری، فقدان فانتزیست‌های خلاقی که بتوانند ریتم بازی را تندتر کنند، منجر به ایزوله شدن آتشبارها شد. انگار قشون آریایی در جزیره‌ای پرت و جداافتاده، در پی رسیدن به مقصدی واحد، ویلان و سرگردان بود که سوز غریب تنهایی سراغ مهاجمان ما را گرفت.
بگذارید کمی به عقب برگردیم. به آشیانه‌بان مطمئنی که این‌بار نتوانست آرامش لازم را به خطوط دیگر تزریق کند. خروج‌های تردیدآمیز و گاف‌های علیرضا بیرانوند خاصه در نیمه‌ نخست، پیام‌آور التهاب و اضطرابی بود که سرایت آن به لایه‌های دفاعی، هر نفوذ ساده‌ حریف را به یک موقعیت بالقوه گل بدل می‌کرد. این‌گونه شد که امیر در کنار خط پی برد نمی‌تواند با تکیه بر اتفاق و غفلت رقیب، بار سنگین ضعف‌های ساختاری را به دوش بکشد. او با آنکه مچ همکار ایرلندی خود را خواباند اما با سؤالی به قدر قامت خویش مواجه‌ شد. پرسشی از این دست؛ آیا می‌تواند در فاصله‌ اندک تا جشنواره بزرگ، پیوندهای گسسته‌ تیم ملی را ترمیم کند؟ بی‌شک برای رسیدن به انسجامی کارآمد، تیم ملی نیازمند بازتعریف نقش‌ها و استقرار دیسیپلینی آهنین در قلب دفاع خویش است. میخکوب کردن تیمی که به سبک نیوزیلند بازی می‌کرد، اگرچه می‌تواند ظاهر را حفظ کند، اما باطن تیم را از نقد منصفانه بی‌نیاز نخواهد کرد. در چنین هنگامه‌ای کادر فنی باید بداند که فوتبال در جام جهانی رقّتی با نااستواری ندارد و هر حفره‌ کوچک در درهای دفاعی، به دالانی برای عبور مهاجمان تراز اول بدل خواهد شد. پس زمان برای آزمون و خطا به پایان رسیده و قلعه‌نویی باید با جراحی تاکتیکی، هویت واقعی تیمش را باز یابد. آیا تیم ملی در بزنگاه حادثه، خواهد توانست به صلابتی که شایسته‌ نام ایران است، دست یازد؟ آیا در ملاقات با مالی رگه‌های پیشرفت در کالبد ارتش پا به سن گذاشته سفیدها مشاهده خواهد شد؟ پاسخ این پرسش در لایه‌های پنهان تمرینات، در دقت توپچی‌هایی که به قدر کافی تجربه دارند و در استحکام دیوار دفاعی و دیگر خطوط تیم ملی نهفته است. در این اثنا اگر ناهماهنگی‌ها التیام نیابد، حتی قد برافراشتن برابر مالی سرابی خواهد بود که در بیابان‌های آن‌سوی ینگه دنیا، تشنه‌کامان موفقیت را به ناکجاآبادی نامأنوس هدایت خواهد کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha