امروز پانزدهم ذیالحجه است؛ روزی که خاک مدینه به قدوم مبارک دهمین پیشوای طهارت، حضرت امام علیالنقی الهادی(ع) متبرک شد و رایحه خوش هدایت در جان شیفتگان وزیدن گرفت. اما این میلاد خجسته، سرآغاز جریانی است که فراتر از یک واقعه تاریخی، به یک تحول بنیادین در منظومه معرفتی تشیع بدل شد. در دورانی که خفقان عباسی و حصارهای سامرا میکوشیدند پیوند میان امام و امت را بگسلند، ابوالحسن الثالث(ع) با سلاح کلمه و تبیین، میراثی را پیریزی کرد که تا ابد مرز میان حق و باطل را روشن نگه میدارد. اما چه رازی در عصر امام دهم(ع) نهفته بود که ایشان را متکفل بیان «منشور امامت» کرد؟ چرا زیارت جامعه کبیره و غدیریه، نه فقط یک متن نیایشی، که یک روششناسی دقیق برای فهم قرآن و تاریخ انبیاست؟
در ادامه در محضر استاد محمدرضا عابدینی به واکاوی این میراث ماندگار پرداختهایم تا دریابیم چگونه کلمات امام هادی(ع) همچنان در رگهای زمان جاری است. با ما همراه باشید.

میلاد نور در عصر بلوغ و پختگی ایمان
استاد عابدینی با تبریک ولادت با سعادت امام هادی(ع) گفتوگو را از تبیین ویژگیهای منحصربهفرد دوران امامت حضرت آغاز کرده و میگوید: عصر امام دهم(ع)، زمان به ثمر نشستن تلاشهای امامان پیشین در تربیت جامعه است. دوران امام هادی(ع) را باید عصر بلوغ و پختگی جریان امامت دانست. حدود ۲۱۰ سال از واقعه غدیر گذشته و جامعه ایمانی پس از طی کردن فراز و نشیبهای بسیار، به ظرفیتی دست یافته بود که میتوانست حقایق عمیقتری را دریافت کند. گویی نقش امام هادی(ع) در کنار سایر شئون امامت، تبیین عریان و همهجانبه حقیقت ولایت بود؛ حقیقتی که پیش از آن شاید تنها خواص به آن دسترسی داشتند، اما در این مقطع قرار بود عمومیتر و نظاممندتر ارائه شود.
وی با اشاره به اینکه این مأموریت الهی نیازمند زبانی معجزهآسا و بلیغ بود، اضافه میکند: هر یک از ائمه ما براساس مقتضیات زمانه خود، بخشی از حقیقت دین را آشکار کردند. در دوره امام دهم(ع) با وجود اینکه حضور فیزیکی امام به دلیل حصر و تبعید ۲۰ساله در سامرا بهشدت محدود شده بود، اما اراده الهی بر این تعلق گرفت که دقیقاً در همین دوران، منشور ولایت صادر شود. این نشان میدهد وقتی دشمن به دنبال محدودیت و انزواست، خدای سبحان از دل همان سختیها، شکوه و عروج معارف را رقم میزند. امام هادی(ع) در این دوران، زبانی شدند برای بیان آنچه پیش از آن در پرده بود.
هجرت اجباری؛ بستری برای انشای حماسه غدیریه
بخش مهمی از زندگی امام هادی(ع) به سفر اجباری از مدینه به سامرا اختصاص دارد؛ سفری که به ظاهر تبعید بود، اما در باطن، فرصتی برای پیوند زدن تاریخ انبیا به حقیقت ولایت شد. استاد عابدینی در این باره توضیح میدهد: متوکل عباسی حضرت را از مدینه احضار کرد تا تحت نظارت مستقیم باشد. در مسیر این هجرت، وقتی کاروان حضرت در روز هجدهم ذیالحجه به نجف اشرف رسید، امام در کنار مزار جد بزرگوارش، زیارتی را انشا کرد که به زیارت غدیریه مشهور شد. این زیارت، در کنار زیارت جامعه کبیره، از نظر سندی و دلالی کاملاً مقبول و بینظیر است. امام در این متن، نه فقط به توصیف کلی فضائل، بلکه به بازخوانی وقایع تاریخی با استناد به آیات قرآن میپردازد.
وی با تأکید بر روششناسی امام در این زیارت، خاطرنشان میکند: در زیارت غدیریه، بیش از ۶۰ آیه قرآن مورد استشهاد قرار گرفته است. این یک درس بزرگ است؛ امام به ما میآموزد چگونه قرآن بخوانیم. ایشان نشان میدهد آیات الهی یا در وصف اولیای خداست یا در تبیین چهره دشمنان آنها. امام هادی(ع) با این کار، قرآن را از حالت یک کتاب صامت خارج کرده و آن را در پیوند با قرآن ناطق معنا میکند. حضرت وقایع صدر اسلام را بهگونهای روایت میکند که گویی تکرار تاریخ انبیاست و اینگونه، پیوستگی میان رسالت و امامت را به اثبات میرساند.
تطبیق فتنهها؛ از گوساله سامری تا قرآنهای بر نیزه
حجتالاسلام عابدینی با اشاره به متن زیارت غدیریه میگوید: امام هادی(ع) در این زیارت، واقعه صفین و بر سر نیزه کردن قرآنها را به زیبایی تحلیل میکند. ایشان میفرماید وقتی قرآنها بر نیزه شد و شک در دلهای برخی مؤمنان افتاد، این واقعه دقیقاً شبیه فتنه سامری در برابر حضرت هارون(ع) بود. همانطور که در قرآن کریم آمده است هارون به قومش گفت: «یَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِی وَأَطِیعُوا أَمْرِی»(طه، ۹۰)، در صفین نیز امیرالمؤمنین(ع) فریاد زد من قرآن ناطقم و اینها حیله است، اما مردم به ظاهر قرآن صامت بسنده کردند و دچار فتنه شدند.
این کارشناس دینی در ادامه این بحث میافزاید: این نوع نگاه امام هادی(ع) به ما میفهماند تاریخ، مجموعهای از حوادث پراکنده نیست، بلکه دارای قواعد ثابت است. ایشان حتی لیلةالمبیت را به ماجرای ذبح اسماعیل(ع) گره میزند. همانگونه که اسماعیل(ع) در برابر فرمان الهی تسلیم بود و گفت: «یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَاللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ»(صافات، ۱۰۲)، علی(ع) نیز با همان روحیه در بستر پیامبر(ص) خوابید. درواقع، امام هادی(ع) با این تطبیقها به ما نشان میدهد کمالات انبیا در وجود اهلبیت(ع) به تمامیت رسیده است. ایشان با استناد به آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ»(بقره، ۲۰۷) فداکاری امام علی(ع) را اوج بندگی و تسلیم معرفی میکند.
جامعه کبیره؛ شناسنامهای برای تمام فصول ولایت
اگر زیارت غدیریه را واکاوی تاریخ در آینه قرآن بدانیم، زیارت جامعه کبیره تبیین هستیشناسانه مقام معصوم است. استاد عابدینی معتقد است این زیارت، هدیه امام هادی(ع) به بشریت برای شناخت جایگاه واسطه فیض است. وی میگوید: زیارت جامعه کبیره، منشوری است که در آن تکتک جملات، یک شعار، یک فضیلت و یک مقام منزلت است. این زیارت نشاندهنده این است که در زمان امام هادی(ع)، عطش مردم برای شناخت امام بیشتر شده بود. شاید چون امام در دسترس نبود، قدر و قیمت کلام ایشان بیشتر دانسته میشد. امام در این زیارت، اهلبیت(ع) را با عناوینی چون مختلف الملائکة و مهبط الوحی معرفی میکند تا بفهماند پیوند زمین و آسمان تنها از این مسیر ممکن است.
وی با اشاره به پیوستگی این معارف با حقیقت بندگی، اضافه میکند: همه آنچه در زیارت جامعه آمده، برای این است که انسان به حقیقت توحید برسد. امام هادی(ع) میخواهد ما را به این باور برساند که امامت، متنِ باطن نبوت است. همانگونه که حضرت ابراهیم(ع) پس از طی مراتب بندگی و نبوت به مقام امامت رسید «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» (بقره، ۱۲۴) در امت پیامبر خاتم(ص) نیز جریان امامت اوج ظرفیت مردم برای بهرهمندی از کمالات الهی است. جامعه کبیره درواقع شرح این ظرفیت عظیم انسانی است.
حیات در سایهسار کلمات؛ امام غایب نیست
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه یادآور میشود: ما نباید تصور کنیم این زیارات، کلماتی هستند که در قرن سوم صادر و تمام شدهاند. کلام معصوم متصل به حقیقت او است. وقتی ما در محضر این کلمات قرار میگیریم، درواقع به زیارت خود امام نائل شدهایم. زیارت فقط رفتن به مزار یا دیدن در خواب و بیداری نیست؛ یکی از عالیترین مراتب زیارت، حضور در محضر کلمات است. اگر باور کنیم این کلمات همین الان از دهان مبارک امام هادی(ع) صادر میشود و ما را مخاطب قرار میدهد، آنگاه ارتباط ما با ولایت، شکلی زنده و پویا به خود میگیرد.
وی با تأکید بر لزوم قدردانی از این میراث، خاطرنشان میکند: برای اینکه این کلمات به دست ما برسد، خوندلها خورده و خونها ریخته شده است. در دورانی که نگهداری یک سطر حدیث جرم بود، شیعیان این معارف را با جان و دل حفظ کردند. امروز که این گنجینهها بهراحتی در دسترس ماست، نباید اجازه دهیم غبار مهجوریت بر آنها بنشیند. غدیر و ولایت، عهدی است که باید هر روز در زندگی ما تجدید شود. هر عمل صالحی که انجام میدهیم، درواقع لبیکی است به ندای امام هادی(ع) در زیارت جامعه و غدیریه.
امامت، روح جاری در کالبد عبادات
این کارشناس دینی در جمعبندی این گفتوگو، امامت را حقیقت تمام فرائض دینی معرفی کرده و با استناد به روایاتی که میفرمایند نحن الصلاة و نحن الصیام، میگوید: تمام تلاش انبیا و اولیا برای این بود که انسان به معرفت ولیّ خدا برسد. اگر امام هادی(ع) در آن شرایط سخت، بر تبیین زیارت جامعه و غدیریه تأکید داشت، برای این بود که به ما بفهماند بدون ولایت، عبادات پوسته و ظاهری بیش نیستند. امام، روح نماز و روزه و حج ماست. حضرت با پیوند زدن وقایع تاریخی به آیات قرآن، به ما آموخت چگونه در هر لحظه از زندگی، غدیری باشیم و در مسیر حق قدم برداریم.
حجتالاسلام عابدینی در پایان، همگان را به انس بیشتر با میراث معرفتی امام هادی(ع) دعوت کرده و میافزاید: امیدوارم این ولادت، سرآغازی باشد برای مطالعه عمیقتر و تأمل در کلمات نورانی امام دهم. کتابهایی چون حدیث غدیر از زبان امیرالمؤمنین(ع) نوشته استاد محمدیان، میتواند مدخل خوبی برای ورود به این اقیانوس بیکران باشد. بیایید در این روز بزرگ، عهد ببندیم نه فقط با زبان، بلکه با جان و عمل، پاسدار میراثی باشیم که امام هادی(ع) از دل غربت سامرا برای ما به یادگار گذاشت.






نظر شما