تحولات منطقه

 تاریخ تشیع در میانه قرن سوم هجری، یکی از حساس‌ترین برهه‌های خود را تجربه کرد.

واکاوی اندیشه و راهبردهای تمدنی امام هادی(ع) در مسیر انسجام اسلامی/ هندسه وحدت در مکتب سامرا
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

تاریخ تشیع در میانه قرن سوم هجری، یکی از حساس‌ترین برهه‌های خود را تجربه کرد. پیشوای دهم، حضرت امام علی‌النقی(ع) که در تقدیر الهی پس از سال‌ها محاصره مدام در پادگان نظامی سامرا، در زمان خلافت «معتز عباسی» به شهادت رسید، میراثی گرانبها از مفاهیم «انسجام اجتماعی» و «نظام سیاسی» را برای آیندگان به یادگار گذاشت. آن حضرت تنها یک پیشوای مذهبی نبود؛ بلکه تئوریسینِ وحدتی بود که صیانت از هویت اسلامی را در گرو «رهبری صالح» و «اخلاق‌مداری جمعی» می‌دید. عصر امام هادی(ع)، آینه تمام‌نمای یک جامعه در حال گذار و پربحران بود. از سویی مرزهای جغرافیایی گسترش یافته و اندیشه‌های وارداتی، فضای فکری مسلمانان را با تضارب آرای شدید روبه‌رو کرده بود و از سوی دیگر، فرقه‌های نوظهور و مکاتب کلامی همچون «معتزله» و «اهل حدیث»، جامعه را به دو قطب متخاصم تبدیل کرده بودند. در این میان، سیاست‌های تفرقه‌افکنانه خلفای عباسی نیز بر آتش این اختلافات می‌دمید. امام هادی(ع) با درک عمیق از این انسداد فرهنگی، راهبردهایی را طراحی کرد که نه تنها کیان تشیع را حفظ کرد، بلکه مانع فروپاشی کل پیکره امت اسلامی شد. با توجه به توصیه‌های موکد رهبری به حفظ وحدت و انسجام ملی، در ادامه از رهنمودهای امام هادی(ع) در این زمینه بهره می‌بریم.

امامت؛ شیرازه‌ وحدت و امنیت

از منظر مکتب اهل‌بیت(ع)، فلسفه انتخاب رهبران الهی صرفاً تبیین احکام نیست؛ بلکه امامت، پیشرانِ «عدالت اجتماعی» و «وحدتی» است که جامعه را از فروپاشی در برابر نفاق داخلی و کفر خارجی مصون می‌دارد. اگر زمام امور در دستان نخبگانی جامع‌الشرایط و متصل به وحی باشد، آرمانشهر نبوی نه یک رؤیا، که واقعیتی دسترس‌پذیر خواهد بود.
حضرت فاطمه زهرا(س) در خطبه فدکیه در بیان جایگاه امامت و اطاعت از اهل‌بیت(ع) چنین می‌فرماید: «وطاعتنا نظاماً للأمّةِ و إمامتنا أَماناً من الفرقة؛ خداوند طاعت ما را موجب نظم جامعه و امامت ما را امانی در برابر تفرقه قرار داد». این بدان معناست که بدون یک کانون مرکزی مشروع، جامعه دچار تشتت شده و به جای حرکت به سوی تمدن، مستهلکِ اختلافات داخلی می‌شود. از همین رو است که امام هادی(ع) در «زیارت جامعه کبیره» منظومه‌ای کامل از جایگاه سیاسی و اجتماعی پیشوایان معصوم را ترسیم کرد تا نقشه راه امت در دوران غیبت نیز روشن بماند؛ مسیری که امروز در قامت «ولایت فقیه جامع‌الشرایط» استمرار یافته است.

تقیه و مدارا؛ هنر زیستن در سایه تهدید

امام(ع) «مدارا» را نه یک ضعف، بلکه یک ضرورت راهبردی می‌دانست. ایشان با تأکید بر اصل «تقیه»، به پیروان خود آموخت در شرایط اختناق، حفظ جان و کیان جامعه بر اظهارات تنش‌آفرین اولویت دارد. در نگاه امام، ترک مدارا هم‌ردیف مواجهه با ناگواری‌هاست. این راهبرد، شیعیان را از درگیری‌های بیهوده با دستگاه خلافت و سایر مذاهب بازمی‌داشت و فرصت بالندگی در شکاف‌های قدرت را فراهم می‌کرد. از سوی دیگر این امام بزرگوار مانند جدش امام سجاد(ع) که به زُهری فرمود: «ای زُهَری، چه می‌شود که مسلمانان را مانند اهل خانه خود بدانی، بزرگ آنان را به‌منزله پدر خود و کوچکشان را به‌منزله فرزند و همسال خود را به‌منزله برادرت قرار دهی» [بحارالانوار، جلد ۶۸، ۲۳۰] براساس اصل برادری ایمانی، مردم را به مدارا و الفت با یکدیگر توصیه می‌کرد.

دعا؛ رسانه‌ای برای انتقال مفاهیم قدسی

در دورانی که تریبون‌های رسمی علیه اهل‌بیت(ع) بود، امام هادی(ع) از ابزار «دعا» به عنوان یک رسانه قدرتمند و بی‌خطر استفاده کرد. دعاهایی همچون «زیارت جامعه کبیره» درواقع مانیفست تبیین جایگاه اهل‌بیت(ع) و تطهیر آنان از اتهامات ناروا بود. دانشنامه‌ای که در آن، امام هادی(ع) با طرح مباحثی مانند صلوات بر پیامبر(ص) و خاندان آن حضرت، تبیین شفاعت آنان نزد خداوند، ترویج فرهنگ زیارت و اهتمام به پیوند مردم با اهل بیت امام(ع) و با گنجاندن مفاهیم عمیق توحیدی و نبوی در کالبد دعا، همبستگی عاطفی و اعتقادی مسلمانان را پیرامون محور «محبت عترت» تقویت کرد.

تکیه بر «فصل مشترک‌ها»: قرآن و سنت نبوی

هوشمندانه‌ترین راهبرد امام در برابر واگرایی مذاهب، بازگشت به اصول مورد اتفاق بود. حضرت در مناظرات و مکاتبات خود، همواره قرآن کریم و سیره پیامبر(ص) را به عنوان مرجع نهایی معرفی می‌کرد. در غائله موسوم به «فتنه خلق قرآن» که جامعه را به ورطه آشوب کشانده بود، امام با اتخاذ موضعی میانه و حکیمانه، شیعیان را از ورود به این جدال پوچ بازداشت و قرآن را «کلام الله» نامید؛ موضعی که فراتر از فرقه‌گرایی، بر قداست وحی تأکید داشت.

جراحی جریان‌های انحرافی و غلوآمیز

یکی از بزرگ‌ترین موانع هم‌گرایی، افراط‌گرایانی بودند که با نسبت دادن القاب خدایی به امامان(غالیان)، چهره تشیع را در میان سایر مسلمانان تخریب می‌کردند. امام هادی(ع) با قاطعیتی بی‌نظیر به مقابله با این جریان‌ها(مانند ابن‌حسکه و ابن‌بابا) برخاست. ایشان با لعن و طرد این افراد، مرز میان «ایمان اصیل» و «خرافه» را ترسیم کرد تا بهانه دشمنی و سوءظن سایر مذاهب نسبت به پیروان اهل‌بیت(ع) را از بین ببرد.

تکریم علم و منطق در تعامل با مخالفان

سیره اجتماعی امام، لبریز از احترام به دانشمندان، حتی از جناح‌های مخالف بود. حضرت در مجالس علمی، با استناد به ظرفیت‌های ذهنی مخاطب سخن می‌گفت. استدلال‌های ایشان بر پایه قرآن و تاریخِ مورد قبول عامه، چنان مستحکم بود که راه را بر تعصبات قبیله‌ای می‌بست. این رفتار، به جامعه اسلامی می‌آموخت که برتری نه در نسب و تبار، بلکه در «علم و تقوا» نهفته است.

لرزه‌نگاری وحدت؛ از ارزش‌های صادق تا آرمان‌های کاذب

اما دیگر راهکار امام هادی(ع) برای تثبیت وحدت در جامعه اسلامی در اصلاح ساختارها بود. این امام بزرگوار معتقد بود وحدت، فراتر از یک شعار سیاسی، ریشه در «اخلاق زیست‌محیطی انسان‌ها» دارد. جامعه‌ای که رذائل اخلاقی در آن حاکم شود، دچار «نفاق ساختاری» می‌شود؛ آدمیان در ظاهر به هم لبخند می‌زنند اما در باطن، خنجر کینه آخته‌اند. آنچه پایه‌های همبستگی را سست می‌کند، حاکم شدن «تبعیض» به جای «عدالت» است. در نگاه امام هادی(ع)، وحدت پایدار تنها در سایه‌ ارزش‌هایی چون امانت‌داری، صدق کلام، دست‌گیری از مستمندان و عفو و گذشت محقق می‌شود. ایشان خود در این مسیر، الگوی عملی بود و می‌فرمود: «اگر مردمان در وادی‌های گوناگون سرگردان شوند، من راه آن کسی را می‌پیمایم که با اخلاص، بندگی خدا را برگزیده است». امام هادی(ع) برای تحقق وحدت و سلامت جامعه، سه راهبرد کلان را دنبال می‌کرد.

الف) جایگزینی شایسته‌سالاری به جای تبارگرایی

روزی که امام، عالمی برجسته را به سبب دانش و پیروزی در مناظره، در صدر مجلس نشاند و با اعتراضِ هاشمیان (به دلیل مقدم‌داشتن یک غیرعلوی) مواجه شد، با استناد به قرآن، نهیب زد که معیار برتری، «علم و تقوا» است، نه «نسب و فامیل‌بازی». این درس بزرگ، پایه تفرقه را که همان برتری‌جویی‌های نژادی است، درهم شکست.

ب) جراحی غده‌های نفاق

وحدت به معنای تسامح با فتنه‌گران نیست. امام هادی(ع) با تیزبینی، افرادی را که با سوءاستفاده از نام دین و غلو، در صفوف شیعه دودستگی ایجاد می‌کردند، شناسایی و طرد کرد. همچنین در مواردی کسانی را که با بدعت‌های خود عاملی برای تفرقه شده بودند، نه تنها طرد می‌کرد که مستحق مجازات می‌دانست. این امام بزرگوار مانند جدش رسول خدا(ص) که می‌فرماید: «ألْجَماعَةُ رَحْمَةٌ وَالْفُرْقَهُ عَذابٌ؛ جماعت «وحدت»، مایه رحمت و تفرقه موجب عذاب است» [نهج‌الفصاحه، حدیث ۱۳۲۳] وحدت را موجب راحتی امت و آسایش مردم دانسته و وقتی پای تفرقه در میان بود، انسجام جامعه را مهم‌تر دیده و حذف و توبیخ چنین افرادی را جایز می‌دانست، چرا که نفاقِ رخنه کرده در لباس دین، خطرناک‌ترین دشمنِ اتحاد است.

ج) شبکه‌سازی و مدیریت نمایندگی

در دوران خفقان سامرا، ارتباط دائم با توده‌ها دشوار بود. امام با نصب نمایندگانی شایسته(مانند علی بن بلال یا عثمان بن سعید) یک شبکه منسجم ارتباطی ایجاد کرد. این تمرکز تشکیلاتی سبب می‌شد مردم در گردابی از شبهات و اختلافات سرگردان نمانند و همواره به یک منبع واحد متصل باشند.

سخن پایانی

راهبردهای امام هادی(ع) مجموعه‌ای از «دیپلماسی علمی»، «مدارای مذهبی» و «مدیریت بحران» بود. ایشان به ما آموخت هم‌گرایی اسلامی نه به معنای دست کشیدن از باورها، بلکه به معنای یافتن زبان مشترک برای زندگی مسالمت‌آمیز است. این همجواری مسالمت‌آمیز نه با هم‌رنگی اجباری، بلکه با «محوریت رهبری صالح»، «تکریم شایستگان» و «مبارزه با نفاق کلامی و عملی» حاصل می‌شود. میراث او در سامرا، فراخوانی است همیشگی برای کسانی که می‌خواهند تمدن اسلامی را بر پایه‌های اخلاق وحدت و انسجام بنا کنند.

منابع:«راهبردهای مذهبی امام هادی(ع) برای ایجاد هم‌گرایی اسلامی» / حمیدرضا مطهری
امام هادی(ع) و اتحاد پیروان اهل بیت(ع)/ عبدالکریم پاک نیا / فرهنگ کوثر، ۱۳۸۶، شماره ۷۰
فرهنگ جامع سخنان امام هادی(ع)

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha