نه مسابقهای برگزار میشود، نه تمرینی در کار است، نه لیست بازیکنان نهایی شده و نه حتی کسی دقیق میداند فصل بعد چه زمانی قرار است آغاز شود. با این حال اگر کسی چند روزی از اخبار دور بماند و دوباره به فوتبال ایران برگردد، احتمالاً تصور میکند استقلال در میانه یک بحران تمامعیار فنی قرار دارد؛ بحرانی که هر روز یک قربانی جدید روی نیمکتش میگیرد.یک روز سهراب بختیاریزاده میرود، فردا نمیرود، پسفردا شاید بماند، روز بعد هم یک گزینه جدید از راه میرسد. هنوز جوهر خبر قبلی خشک نشده، نام تازهای روی پیشانی نیمکت استقلال چسبانده میشود.
انگار نیمکت آبیها تبدیل به صندلی بازی «موزیکال چیرز» شده؛ با این تفاوت که نه موسیقی پخش میشود و نه کسی از جایش بلند شده است!جالبتر اینکه همه این اتفاقات در زمانی رخ میدهد که استقلال اساساً کاری برای انجام دادن ندارد. نه بازی دارد، نه اردو، نه تمرین و نه حتی برنامهای رسمی برای هفتههای آینده.
اما حجم اخبار مربوط به نیمکت این تیم آنقدر زیاد است که گاهی آدم شک میکند شاید یک جام جهانی مخفی در حال برگزاری باشد و خودش خبر ندارد.البته در فوتبال ایران همیشه یک قانون نانوشته وجود داشته است؛ هر جا خبری نیست، خبر ساخته میشود.
حالا هم به نظر میرسد برخی از دوستان زحمت کشیدهاند و برای روزهای بیفوتبال، بازار داغ گمانهزنی را راه انداختهاند. یک عده نام مربیان محبوب خود را به نیمکت نزدیک میکنند، عدهای دیگر خبر تکذیب میکنند و گروهی هم احتمالاً از تکذیب خبرها برای تولید خبر جدید استفاده میکنند. چرخهای کامل و خودکفا؛ چیزی شبیه انرژی هستهای، فقط با سوخت شایعه.
شاید اگر روزی خبر برسد که تمرینات استقلال آغاز شده، بازیکنان به زمین آمدهاند و مسابقات در راه است، این حجم از بحث درباره نیمکت منطقی به نظر برسد. اما فعلاً داستان شبیه بحث درباره رنگ پردههای خانهای است که هنوز ساخته نشده است.
استقلال در این روزها بیشتر از هر چیز به آرامش احتیاج دارد. آرامشی که البته در فوتبال ایران کالایی کمیابتر از مهاجم ششدانگ شده است. با این حال به نظر میرسد فعلاً قرار نیست این آرامش نصیب آبیها شود؛ چون تا وقتی مسابقهای در کار نباشد، ظاهراً بهترین سرگرمی فوتبال ایران، تعویض سرمربی استقلال روی کاغذ است.
خبرنگار: امین غلام نژاد




نظر شما