تحولات منطقه

۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۰
کد مطلب: ۱۱۵۰۰۲۷

بیعت با ولایت از اجتماع غدیر تا حماسه خیابان؛ مسیر تمدن‌سازی

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدباقر مشکاتی، مسئول تدوین و نشر مرکز اسناد آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه(س)

در تاریخ اسلام، برخی وقایع و اجتماعات به نقطه‌ای برای شکل‌گیری معنا و گفتمان دینی، تثبیت هویت و سازمان‌یابی امت اسلامی تبدیل می‌شوند. غدیر خم از این سنخ رخدادهاست...

بیعت با ولایت از اجتماع غدیر تا حماسه خیابان؛ مسیر تمدن‌سازی
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

در روزگار ما نیز حماسه خیابان، یعنی حضور شبانه و پرشور مردم در صحنه‌ای اجتماعی و ایمانی میادین و خیابان‌ها، اگر درست فهم و تبیین شود، می‌تواند از سطح یک واکنش احساسی عبور کرده و به یک کنش دینی و تمدن‌ساز تبدیل شود.

این یادداشت می‌کوشد نشان دهد که میان این دو صحنه، با همه تفاوت‌های تاریخی و ماهوی، شباهت‌های مهمی از حیث منطق اجتماع، پیوند با ولایت، تولید معنا و گفتمان، نقش مردم، و کارکرد اجتماعی - تمدنی وجود دارد؛ شباهت‌هایی که می‌توانند برای فهم بهتر حرکت‌های جمعی امروز، آموزنده و راهگشا باشند. پیامبر اکرم (ص) در غدیر تنها به معرفی یک حقیقت اعتقادی بسنده نکرد، بلکه با صراحت فرمود. «فَلْیُبَلِّغِ الشّاهِدُ الْغائِبَ»؛ یعنی حاضران پیام را به غایبان برسانند. این خود نشان می‌دهد که غدیر از همان آغاز، یک رخدادِ تمدن‌ساز، جریان آفرین و مستمر بود.

بااین‌حال، ما در روزگار خود با نگاه به حماسه خیابان و حضور شبانه مردم، نباید تنها به وجوه ایجابی آن بسنده کنیم. عبرت‌گرفتن از آنچه پس از غدیر رخ داد؛ یعنی تحریفِ پیام، فراموشیِ عهد و سستی در تبعیت از امر ولایت، ضرورتی حیاتی است.

این نوشتار نشان می‌دهد چگونه می‌توان با درکِ شباهت‌های میان این دو صحنه و با گوش سپردن به هشدارهای تاریخی، حماسه خیابان را از خطرِ تکرارِ تلخِ تاریخ حفظ کرد.

گفتمان ولایت؛ در غدیر آشکار، در حماسه خیابان استمراریافته

اجتماع مسلمانان در غدیر خم و تجمع مردم در میدان و خیابان؛ هر دو صحنه اجتماعِ معنا است. اولین شباهت این دو رخداد، آن است که هر دو صرفِ تجمع فیزیکی نیست. در غدیر، مسلمانان تنها در یک مکان گرد نیامدند؛ آنان در نقطه‌ای جمع شدند که معنای رسالت به معنای ولایت پیوند خورد و اجتماع مسلمانان، حامل پیام شد. یعنی جمع‌شدن مردم خودِ موضوع نبود، بلکه ظرفی بود برای اعلام یک حقیقت بزرگ.

در حماسه خیابان نیز اگر مردم تنها برای شور و هیجان، واکنش لحظه‌ای یا حضور نمادین گرد هم آمده باشند، این اجتماع ناپایدار است. اما اگر این حضور بر محور معنا و گفتمان واحد شکل بگیرد؛ معنای دفاع، وفاداری، ولایت‌پذیری، مقاومت، و مسئولیت تاریخی. آن‌گاه از یک رخداد عاطفی فراتر می‌رود و به اجتماع معنا تبدیل می‌شود.

در غدیر خم، محور اصلی اجتماع، ولایتِ منصوب از سوی پیامبر خاتم (ص) بود. غدیر، روزِ معرفی و اعلامِ محور هدایت پس از رسالت است. ازاین‌حیث، همه چیز حول یک مرکز می‌چرخد؛ ولایت.

در حماسه خیابان نیز، اگر مردم به دعوت و امر ولی‌فقیه و در امتداد همان منطق هدایت جمع شده باشند، این اجتماع از نظر ساختار معنایی با غدیر نسبت پیدا می‌کند، یعنی مردم نه به‌عنوان توده‌ای پراکنده، بلکه به‌عنوان امتِ پاسخ‌گو به ولایت ظاهر می‌شوند.

در هر دو صحنه، پاسخ‌گویی به امر هدایت عامل اصلی شکل‌گیری اجتماع است. در غدیر، پیامبر (ص) پس از آن اعلام تاریخی فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ»؛ این جمله، یک اعلام و دعوت به محبت نبود، بلکه تثبیتِ محور ولایت در امت اسلامی بود؛ بنابراین، هر حرکت جمعیِ دینی که بخواهد در امتداد غدیر فهم شود، باید بر همین منطقِ تبعیت از ولایت استوار باشد. این جمله، تثبیتِ محورِ هدایت بود؛ لذا حماسه خیابان نیز تنها زمانی در امتداد غدیر است که بر محورِ «تبعیتِ محض از امرِ ولی» استوار بماند.

اجتماع مؤمنانه در پیوند عاطفه و عقلانیت

در غدیر، مسلمانان تماشاگر یک سخنرانی نبودند؛ آنان وارد مرحله‌ای از تعهد تاریخی شدند. غدیر، لحظه‌ای بود که در آن، شنیدن به «بیعت» نزدیک شد و دانستن به التزام عملی. همین منطق را می‌توان در حماسه خیابان نیز دید. مردم اگر صرفاً نظاره‌گر جنگ تحمیلی یا حادثه‌ای سیاسی یا امنیتی باشند، نقششان محدود می‌ماند؛ اما اگر حضورشان از جنس بیعت، التزام و همراهی آگاهانه باشد، تبدیل به یک نیروی عظیم و سازنده می‌شود. پس یکی از آموزه‌های مهم این مقایسه آن است که اجتماع مؤمنانه، اجتماعِ مشارکت‌کننده است نه تماشاگر و غیرفعال.

غدیر هم عاطفه دارد و هم استدلال. محبت به پیامبر خدا (ص)، ایمان به رسالت، و پذیرش ولایت، در کنار هم قرار می‌گیرند. این رخداد، صرفاً عاطفی و احساسی نیست؛ بلکه از یک منطق الهی و تاریخی پیروی می‌کند. حماسه خیابان نیز، اگر درست فهم شود، نباید فقط به هیجان و حس وطن‌دوستی فروکاسته شود. این حضور مردمی زمانی ارزشمند است که عاطفه در آن با تشخیص، فهم و بصیرت، وفاداری و تصمیم همراه باشد. در نتیجه، شباهت مهم این دو صحنه آن است که در هر دو، احساسِ جمعی بدون عقلانیتِ هدایتی، کافی نیست؛ بلکه این دو باید در یکدیگر تنیده و تلفیق شوند.

اگر در غدیر، پیامبر خاتم (ص) از حاضران خواست پیام را به غایبان برسانند، در حماسه خیابان نیز این منطق در زبان مردم بازتاب یافت؛ مردمی که با حضور خود، با شعارها و پیام‌هایشان، بر وفاداری به ولایت، تبعیت از امر ولی و ایستادگی در مسیر حق تأکید کردند. این هم‌صدایی نشان می‌دهد که مردم، خود را فقط تماشاگر حادثه نمی‌دانند، بلکه حاملان یک رسالت انقلابی و جمعی هستند.

تولید هویت جمعی و سرمایه آینده و تمدن اسلامی

غدیر، فقط یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین نقاطِ تولید هویت شیعی و سپس هویت امتِ مؤمنِ ولایت محور است. غدیر به مسلمانان نشان داد که امت اسلامی بدون رهبری الهی، در معرض پراکندگی و انحراف قرار می‌گیرد. در حماسه خیابان نیز، حضور مردم می‌تواند کارکرد هویتی پیدا کند؛ یعنی به جامعه نشان دهد که در لحظه‌های حساس، هنوز حول یک مرکز مشترک می‌ایستد، هنوز می‌تواند در دفاع از حقیقت و ارزش‌ها هم‌صدا شود، و هنوز مای جمعی خود را حفظ کرده است. در هر دو رخداد، اجتماع، هویت‌ساز است. غدیر، نقطه آغاز یک نظام هدایت است که می‌تواند امت را در تاریخ پیش ببرد.

حماسه خیابان نیز، اگر در سطح فرهنگی و اجتماعی فهم شود، صرفاً یک رخداد مقطعی نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از انباشت سرمایه اجتماعی و تمدنی باشد. یعنی این دو صحنه، فقط به گذشته تعلق ندارند؛ هر دو ناظر به آینده‌اند. غدیر آینده امت را سازمان می‌دهد، و حماسه خیابان ــ اگر درست سامان یابد. می‌تواند نشانه‌ای از ظرفیت جامعه برای دفاع، هم‌صدایی، و حرکت جمعی در بزنگاه‌های بعدی باشد.

خطرات مشترک؛ تقلیل، تحریف، فراموشی

هر دو رخداد در معرض آسیب‌اند. غدیر اگر به بزرگداشت یک مناسبت صرفاً آیینی یا تشریفاتی تقلیل پیدا کند، پیام اصلی خود را از دست می‌دهد. حماسه خیابان نیز اگر فقط به احساسات لحظه‌ای، تصویرسازی رسانه‌ای یا مصرف مقطعی و تبلیغاتی تقلیل یابد، ظرفیت سازنده‌اش هدر می‌رود. پس مهم‌ترین کار، حفظ معنای اصلی است؛ یعنی تبیین درست، روایت صحیح، و جلوگیری از تحریف یا فراموشی؛ لذا هر دو رخداد در معرض خطرند.

عبرتِ بزرگِ غدیر این است که اجتماعِ بزرگ، ضامنِ پایداری بر بیعت نیست. بسیاری از حاضران در غدیر، در آزمون‌های پس از آن (مانند سقیفه) شکست خوردند، چرا که امرِ ولایت را فدای مصلحت‌اندیشی یا غفلت کردند.

حماسه خیابان نیز اگر دچار تحریف (تفسیر به رأی)، فراموشی (خستگی در میانه راه) یا عدم تبعیتِ عملی از امرِ ولی شود، به‌جای تأثیرگذاری و تمدن‌سازی، به خاطره‌ای در حافظه تاریخ تبدیل خواهد شد. ما باید بدانیم که دشمنانِ پیشرفتِ تمدنی، بیش از آنکه از اجتماع مردم بترسند، از تداومِ بصیرت و ولایت‌پذیری هراس دارند. پس خطرِ اصلی، نه کمبودِ جمعیت که فاصله‌گرفتن از خطِ ولایت پس از فروکش‌کردن شورِ و حماسه خیابانی است.

استمرار پس از اجتماع؛ مهم‌تر از خودِ اجتماع است. یکی از مهم‌ترین درس‌های غدیر این است که اصل ماجرا فقط لحظه اعلام نبود، بلکه استمرار ولایت بود. اگر غدیر فقط یک اجتماع پرشکوه می‌ماند و به امتداد تاریخی نمی‌رسید، اثر تمدنی آن پدید نمی‌آمد. همین منطق درباره حماسه خیابان نیز صادق است. ارزش واقعی این حضور وقتی آشکار می‌شود که پس از پایان اجتماع، آثار آن در اخلاق عمومی، همبستگی اجتماعی، اعتماد، امید، و آمادگی برای مسئولیت‌های بعدی باقی بماند. پس در هر دو مورد، امتداد و استمرار مهم‌تر از لحظه واقعه است.

سخن پایانی

اگر غدیر درسِ اتمامِ‌حجت بود، حماسه خیابان درسِ پاسداشتِ حجت است. این حضور باید به ساختار، نظام و استمرار تبدیل شود تا بتواند در برابرِ وسوسه‌های تحریف و موانعِ تبعیت، ایستادگی کند. تنها با نگاه عبرت‌آموز به تاریخ، می‌توان از حضورِ در خیابان به ساختنِ تمدن رسید.

منبع: آستان نیوز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha