حجتالاسلام والمسلمین نوری کوهبنانی، پژوهشگر مطالعات قرآنی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، در یادداشتی به مناسبت این عید بزرگ، به واکاوی غنای معرفتی مکتب اهلبیت (ع) پرداخته است.
وی در این نوشتار با تبیین شاخصههایی همچون عقلانیت روشمند، اجتهاد پویا و اندیشه سیاسی ضابطهمند، استدلال میکند که این مکتب چگونه با پیوند میان حماسه و عرفان، حقیقتی ناب و استوار را در برابر غبارهای تاریخی و انحرافات فکری ترسیم میکند. متن کامل یادداشت را در ادامه میخوانید:در تلاطم فرقهها و نحلههای گوناگون در جهان اسلام، این پرسش بنیادین فراروی هر پژوهشگر حقجویی رخ مینماید که: «نسبت میان این تکثر با حقیقت واحد چیست؟» آیا میتوان به اصالت و حقانیت مساوی تمامی این مسالک حکم راند (پلورالیزم دروندینی)، یا آنکه در میان این کثرت، صراط مستقیم و طریق هدایتی وجود دارد که دیگر راهها در رتبهای فروتر از آن قرار میگیرند؟ اگر چنین است، ملاک بازشناسی این طریق صواب از میان گسلهای مذهبی چیست؟ در نوشتار پیشرو، بر آنیم تا با استعانت از الطاف الهی، به واکاوی این مسئله و تبیین امتیازات مکتب اهلبیت (ع) بپردازیم.
شاخصهای رستگاری در ترازوی وحی
مطابق صریحِ آیات قرآن مجید، معیار غایی رستگاری امت اسلام، در پیوندی ناگسستنی میان ایمان به مبدأ و معاد و تعبّد بیقید و شرط به فرامین نبوی نهفته است. قرآن کریم این ضرورت را در چهار محورِ کلیدی ترسیم نموده است:
۱- لزوم پیروی مطلق: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الله وَأَطِیعُوا الرَّسُول و اولی الامر منکم»؛ این آیه، طاعت از خدا، رسول و اولیالامر را در یک سیاق و با یک فرمان بیان کرده است.
۲- حجیتِ همهجانبه سنّت: «مَا آتَاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»؛ که هرگونه کُنش و منش پیامبر را حجتِ شرعی میسازد.
۳- تلازم طاعت رسول با طاعت حق: «مَنْ یطِع الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ الله»؛ که بیانگر وحدت غایی راه پیامبر با راه خداست.
۴- بنیاد وحیانی سیره نبوی: «وَمَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَی. إِنْ هُوَ إِلا وَحْی یوحَی»؛ که ساحت قدسی کلام پیامبر را از شائبه تمایلات بشری پاک میداند.
بر این اساس، لزوم اطاعت از پیامبر اکرم (ص) به واسطه خاتمیت و اطلاق آیات، فراتر از زمان حیات ایشان بوده و شامل عصر پس از رحلت نیز میشود. از اینرو، تنظیم مسیر حرکت امت پس از پیامبر، الزاماً باید بر مدار ترسیمشده توسط ایشان استوار باشد.
چالش بازشناسی اولیالامر
نکته کلیدی در آیه اطاعت، همسنگ قرار گرفتن اولیالامر با خدا و رسول است. این تقارن، دلالت بر آن دارد که اولیالامر باید واجد ویژگیهایی باشد که پیروی از او، همچون پیروی از معصوم، تضمین کننده سعادت و مصون از خطا باشد. برخلاف مفهوم خدا و رسول که مصادیقی معین دارند، واژه اولیالامر نیازمند تبیین مصداقی از سوی شارع است تا امت در شناخت مرجع نهایی دچار تحیر نشود.
گسست تاریخی: مکتب اهلبیت (ع) در برابر مکتب خلفا
امت اسلامی پس از رحلت پیامبر (ص) بر سر تبیین مصداقی رهبری و مرجعیت دینی به دو نحلهی کلان منقسم شد:
مکتب اهلبیت (ع) یعنی تشیّع: با استناد به نصوص متواتر، بر افضلیت، اعلمیت و عصمت خاندان پیامبر تأکید ورزیده و امامت را منصبی الهی و استمراری برای رسالت (در ساحت تبیین و هدایت) میداند که از حضرت علی (ع) آغاز و به حضرت مهدی (عج) ختم میشود.
مکتب خلفا یعنی تسنّن: امامت را امری عرفی و زمینی قلمداد کرده و با نفی شرط عصمت و نص، بر سیره خلفا و صحابه در کنار کتاب و سنت تأکید میورزد.
بنابراین، تمایز این دو مکتب تنها در یک نزاع سیاسی بر سر قدرت نیست، بلکه اختلافی بنیادین در مرجعیت معرفتی و حجّیّت شرعی است. در تشیّع، مرجعیّت بر مثلّث قرآن، سنت نبوی و سیره معصومین استوار است؛ در حالی که در مکتب مقابل، سیره صحابه و خلفا جایگزین سیره معصومین (ع) است.
ادله اتقان و حقانیت مکتب اهلبیت (ع)
تشیّع برای اثبات مدعای خود به براهین مستحکمی تمسبک میجوید.
ادلّه قرآنی: آیات شریفی همچون آیه ولایت، تبلیغ، تطهیر، اولیالامر و آیه مباهله که علی (ع) را نفسِ پیامبر میخواند، بنمایههای وحیانیِ مرجعیت اهلبیت (ع) هستند.
ادلّه روایی: احادیث متواتری، چون غدیر، ثقلین، منزلت، سفینه و روایات مربوط به دوازده خلیفه که در منابع تراز اول عامه (صحاح و مسانید) نیز به وفور یافت میشود، جایگاه انحصاری اهلبیت (ع) در هدایت امت را تثبیت میکند.
ادلّه عقلی: ضرورت وجود واسطه فیض و تبیینگر معصوم برای حفظ شریعت از تحریف، و لزوم تناسب میان هدف هدایت و ابزار معصوم، از ارکان عقلانی این مکتب است.
امتیازات انحصاری مکتب تشیّع
در جمعبندی نهایی، میتوان امتیازات این مکتب را در هفت محور برشمرد:
۱- اصالت تاریخی: این مکتب، مولود طبیعی وحی و استمرار اصیل جریان رسالت است؛ نه جریانی پدیدآمده در واکنش به حوادث سیاسی.
۲- استنادپذیری عالی: ابتناء بر منابع قطعی (عقل، قرآن و سنت متواتر) به دور از استحسانات شخصی.
۳- مصونیت از انحراف: وجود رهبران معصوم (ع) تا اواخر قرن سوم، سدی سدید در برابر نفوذ اسرائیلیات و تأویلات ناروا ایجاد کرد.
۴- استمرار نص و پویایی اجتهاد: بهرهمندی از حضور معصوم تا غیبت کبرا، گنجینهای بیبدیل از روایات را برای اجتهاد پویا فراهم آورد.
۵-عقلانیت روشمند: برقراری توازن دقیق میان وحی و عقل، که در هیچیک از مذاهب دیگر بدین غنا یافت نمیشود.
۶-اندیشه سیاسی ضابطهمند: تبیین دقیق ویژگیهای حاکم (عدالت، علم و تقوا) و نفی سلطه جائرانه.
۷- تراث معنوی و عرفانی: برخورداری از اقیانوس بیکران ادعیه و مناجاتهایی همچون صحیفه سجادیه که عالیترین پیوند میان حماسه، عرفان و معرفتشناسی است.
نتیجه آنکه: مکتب اهلبیت (ع) با تکیه بر استدلالهای متقن و میراثی ماندگار، صراطی را ترسیم میکند که در آن، حقیقت دین از پس غبارهای تاریخ، درخشان و ناب به جانهای تشنه میرسد.





نظر شما