رویدادی که در آن ۲۶ هنرمند از رشتههای مختلف هنری، عشق و ارادت خود به فرهنگ ولایت را در قاب رنگ، خط، تذهیب، معرق و نقش به تصویر کشیدند.
از نخستین ساعات صبح، رواق دارالهدایه حرم مطهر رضوی حال و هوایی متفاوت داشت. صدای آرام گفتوگوی زائران با هنرمندانی در هم میآمیخت که پشت بومها، میزهای خوشنویسی و آثار نیمهتمام خود نشسته بودند و هر کدام به زبانی متفاوت، از یک حقیقت مشترک سخن میگفتند؛ ولایت.
در روزهایی که عطر دهه ولایت در فضای حرم مطهر رضوی پیچیده است، رویداد هنری «ثقلین» فرصتی شد تا هنر و ارادت در کنار یکدیگر بنشینند و روایتهایی تازه از ایمان، انقلاب و ولایت خلق کنند.
محمد مقومی، رئیس اداره دارالقرآن کریم حرم مطهر رضوی، این رویداد را نخستین برنامه هنری اداره دارالقرآن در سال ۱۴۰۵ معرفی میکند و میگوید: «همزمانی سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) و عید سعید غدیر، فرصت ارزشمندی بود تا یک رویداد هنری با محوریت ولایت برگزار کنیم. امروز میزبان ۲۶ هنرمند هستیم که در رشتههای مختلف هنری از جمله نقاشی، سیاهقلم، مدادرنگی، آبرنگ، رنگ روغن، نقاشی با قهوه، نقاشی دیجیتال، خوشنویسی، تذهیب و معرق حضور دارند.»
او در میان رفتوآمد زائرانی که گاه دقایقی مقابل آثار توقف میکنند و با هنرمندان به گفتوگو مینشینند، از اهمیت این ارتباط مستقیم سخن میگوید؛ ارتباطی که هنر را از قابهای بسته بیرون میآورد و به میان مردم میبرد.
چند قدم آنسوتر، وحیده عاشوری مشغول تکمیل اثری متفاوت است؛ تصویری از رهبر شهید که نه در قالبی رئال، بلکه با زبان کوبیسم روایت شده است.
او که چهار سال است در حوزه نگارگری و تذهیب فعالیت میکند، درباره انتخاب این سبک هنری میگوید: «شخصیت رهبر شهید آنقدر عمیق و چندلایه بود که احساس کردم یک تصویر معمولی نمیتواند همه ابعاد وجودی ایشان را نشان دهد. در کوبیسم، سوژه از زوایای مختلف دیده میشود و همین ویژگی برای من نمادی از ابعاد گوناگون شخصیت ایشان بود.»
در نگاه او، رهبر شهید تنها یک چهره تاریخی نیست؛ مجموعهای از نقشها و مسئولیتهاست که در کنار هم هویتی واحد را شکل دادهاند؛ مدیری انقلابی، پدری مهربان، مبارزی خستگیناپذیر، فقیهی عادل و حامی محرومان.
عاشوری در حالی که آخرین خطوط اثر خود را تکمیل میکند، از دلتنگی برای شهید سخن میگوید؛ دلتنگیای که با شادی رسیدن او به آرزوی دیرینه شهادت درآمیخته است.
در بخش دیگری از نمایشگاه، صدای آرام برش چوب و ظرافت ورقهای مس، رهگذران را به سمت میز معرقکاری میکشاند.
خانم قائنی که هنر معرق را در حرم مطهر رضوی آموخته است، با لبخند از تجربه حضور در این رویداد میگوید: «وقتی فهمیدم قرار است چنین برنامهای برگزار شود، خیلی خوشحال شدم. امروز هم زیارت نصیبمان شد و هم فرصتی پیدا کردیم هنری را که در حرم یاد گرفتهایم، در مسیر خدمت به امام رضا (ع) به کار بگیریم.»
او معتقد است ارزش واقعی این آثار تنها در زیبایی ظاهری آنها نیست؛ بلکه در نیتی نهفته است که پشت هر قطعه چوب و ورق مس قرار دارد. بسیاری از این آثار قرار است به حرم مطهر رضوی اهدا شوند؛ هدیهای کوچک از سوی هنرمندانی که هنر خود را نذر صاحب این بارگاه کردهاند.
در گوشهای دیگر، بوی رنگ روغن فضای اطراف را پر کرده است. فهیمه بخشی، دانشآموخته کارشناسی ارشد پژوهش هنر، به همراه لیلا رشنوادی روی تابلویی بزرگ کار میکند؛ اثری که نام آن را «مردم مبعوثشده» گذاشتهاند.
روی بوم، مردمی دیده میشوند که پرچمهای ایران، حزبالله و عاشورا را در دست دارند؛ مردمی که در کنار مدافعان امنیت ایستادهاند و تصاویر رهبران انقلاب را بر فراز دستان خود نگه داشتهاند.
بخشی میگوید: «ایده این اثر مدتها در ذهنش شکل گرفته بود و این رویداد فرصت تحقق آن را فراهم کرد.»
رشنوادی نیز که از ایلام برای زیارت به مشهد آمده، حضور در این برنامه را توفیقی ویژه میداند و میگوید: «برای زیارت آمده بودم، اما امروز احساس میکنم علاوه بر زیارت، توفیق خدمت هم نصیبم شد؛ خدمتی که از مسیر هنر به بارگاه امام رضا (ع) پیوند خورده است.».
اما شاید متفاوتترین روایت نمایشگاه را بتوان روی بومی دید که با قهوه جان گرفته است.
حسین هلالی، هنرمند جوان این بخش، مقابل اثری ایستاده که نه از پیش طراحی شده و نه بر اساس الگویی مشخص شکل گرفته است.
او توضیح میدهد: «در نقاشی با قهوه، همه چیز بداهه است. قهوه روی بوم پاشیده میشود و بعد از شکل گرفتن فرمها، تصویر از دل آنها بیرون میآید. من پیش از شروع کار نمیدانستم قرار است چه چیزی بکشم.»
هلالی میگوید: «در میان خطوط و لکههای قهوه، ناگهان نشانههایی از شمشیر امیرالمؤمنین (ع) را دیده و تصمیم گرفتم آن را محور اثر قرار دهم؛ شمشیری که در نگاه من نه نماد جنگ، بلکه نشانه حیاتبخشی و عدالت است. به همین دلیل میان خطوط آن پرندگان و گلها را جای دادهام.»
جالب آنکه هر یک از بازدیدکنندگان، برداشت متفاوتی از اثر او داشتهاند؛ یکی نشانی از عزم و اقتدار امیرالمؤمنین (ع) در آن دیده و دیگری نمادی از زندگی و امید.
این هنرمند جوان معتقد است رویدادهایی از این دست، فرصت ارزشمندی برای هنرمندان فراهم میکند تا از خلوت کارگاههای خود بیرون بیایند و بیواسطه با مردم سخن بگویند.
خورشید آرامآرام به سمت غروب میرود و ساعت به پایان نمایشگاه نزدیک میشود؛ اما در رواق دارالهدایه هنوز قلمها در حرکتاند، رنگها بر بوم مینشینند و زائران با کنجکاوی میان آثار قدم میزنند.
اینجا هنر تنها یک اثر تزئینی نیست؛ هر خط، هر رنگ و هر نقش، روایتی است از ارادت. روایتی که در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا (ع)، از دل هنرمندان برمیخیزد و در نگاه زائران امتداد پیدا میکند؛ گویی ولایت، این بار نه در قالب واژهها، که در هیئت رنگ، نقش و نور، با مخاطبان سخن میگوید.





نظر شما