تحولات منطقه

در تلاطم دنیای معاصر، بسیاری از ما میان دوگانه خلوت بندگی و جلوت اجتماعی سرگردانیم؛ گویی گمان می‌کنیم برای رسیدن به اوج معنویت، باید از متن جامعه فاصله گرفت یا برای کنشگری اجتماعی، ناگزیر باید از دقایق خلوت با معبود کاست.

‏توازن بندگی و گره‌گشایی؛ مشق زندگی در مکتب هفتمین خورشید ولایت/ ‏‏میراث اباالرضا(ع)؛ از محراب بندگی تا متن زندگی
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

در تلاطم دنیای معاصر، بسیاری از ما میان دوگانه خلوت بندگی و جلوت اجتماعی سرگردانیم؛ گویی گمان می‌کنیم برای رسیدن به اوج معنویت، باید از متن جامعه فاصله گرفت یا برای کنشگری اجتماعی، ناگزیر باید از دقایق خلوت با معبود کاست. اما سیره تابناک حضرت موسی بن جعفر(ع) باطل‌السحر این انگاره‌های ناصواب است. رهبر شهید انقلاب در تبیین حیات پرفراز و نشیب ایشان، با نگاهی ژرف می‌فرمایند: «زندگی امام کاظم(ع) یک مبارزه طولانی و مدبرانه است». این تعبیر، نشان‌دهنده آن است که حتی سال‌های طولانی زندان و محدودیت نتوانست پیوند میان بندگی خالصانه و هدایت‌گری جامعه را در زندگی ایشان بگسلد. اکنون در سالروز ولادت حضرت اباالرضا(ع) برای واکاوی ابعاد کمتر شنیده شده از زندگی امام هفتم(ع)، با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین عبدی، مدرس سطوح عالی حوزه علمیه قم گفت‌وگو کرده‌ایم تا دریابیم چگونه «باب‌الحوائج» بودن، نه یک عنوان تشریفاتی، که برآمده از یک الگوی جامع در مدیریت تکالیف الهی است.

هویت «عبد صالح»؛ فراتر از یک لقب توصیفی

‏حجت‌الاسلام عبدی در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به جایگاه عبادی امام هفتم(ع) می‌گوید: وقتی به القاب حضرت نگریسته می‌شود، صفت «العبد الصالح» بیش از هر چیز جلوه‌گری می‌کند. این لقب صرفاً یک توصیف اخلاقی نیست، بلکه نشان‌دهنده مرتبه‌ای از بندگی است که در آن، تمام وجود فرد در اراده الهی فانی شده است. وی توضیح می‌دهد: امام در ابتدای شب وقتی وارد مسجدالنبی(ص) می‌شدند، تا سپیده‌دم به سجده و نیایش مشغول بودند و این ذکر مدام از ایشان شنیده می‌شد: «عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ»(کافی، ج ۳، ص ۳۲۳). این یعنی امام در اوج طهارت، خود را در پیشگاه عظمت الهی، بنده‌ای می‌بیند که تنها چشم به عفو کریمانه او دوخته است.
حجت‌الاسلام عبدی اضافه می‌کند: این روحیه بندگی حتی در سیاهچال‌های هارونی نیز تغییر نکرد. حضرت وقتی در زندان افتادند، به جای شکوه، زبان به حمد گشودند و فرمودند: «خدایا! من همیشه از تو فضایی خلوت برای عبادت می‌خواستم و اکنون که این فرصت را برایم فراهم کرده‌ای، تو را سپاس می‌گویم». این نگاه، درس بزرگی برای انسان معاصر است که چگونه می‌تواند تهدیدها و محدودیت‌های زندگی را به فرصتی برای صیانت از فطرت درونی و تقویت سرّ و سویدای خود با خدای متعال تبدیل کند. هنر امام این بود که در میان غوغای دنیا، آن رشته اتصال قلبی را هرگز رها نکرد.

‏هنر جمع میان تکالیف؛ از محراب تا متن جامعه

این مدرس سطوح عالی حوزه در ادامه به یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در سیره امام کاظم(ع) پرداخته و می‌گوید: یکی از چالش‌های جدی ما، عدم توانایی در جمع میان تکالیف متعدد است. گاهی به بهانه عبادت، از خانواده غافل می‌شویم و گاهی به بهانه کار، از معنویت بازمی‌مانیم. اما امام کاظم(ع) مظهر جمع کامل بین تکالیف بودند. او به روایتی از زکریای اول استناد می‌کند که در آن، امام در حال اقامه نماز بودند؛ در همان حال، پیرمردی سالخورده و ناتوان در کنار ایشان قصد برخاستن داشت اما عصایش کمی دورتر افتاده بود. امام در همان وضعیت نماز، بدون آنکه صورت و هیئت نماز به هم بخورد، عصا را برداشته و به دست پیرمرد دادند.
حجت‌الاسلام عبدی تأکید می‌کند: این رفتار در نگاه فقهی، پیامی بسیار عمیق دارد. امام نشان دادند غرق شدن در عبادت به معنای کوری نسبت به نیازهای اطرافیان نیست. ایشان این عمل را تکلیف در ظرف تکلیف می‌دیدند؛ یعنی انجام یک امر مستحب یا حتی واجب اجتماعی در دل یک عبادت فردی. این سیره باید راهبرد کلان ما در سیاست‌گذاری‌های اخلاقی و اجتماعی باشد. اگر امام در حال نماز، دغدغه برخاستن یک پیرمرد را دارد، ما چگونه می‌توانیم مدعی پیروی از ایشان باشیم اما دربرابر افتادگان جامعه بی‌تفاوت بمانیم؟ رسیدن به این مقام که انسان بتواند تکالیف متزاحم را به‌درستی مدیریت کند، هنری است که ریشه در معرفت ناب دارد.

‏مدیریت بحران و حمایت از کرامت انسانی

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، موضوع حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی امام مطرح شد. استاد عبدی با نقل ماجرای عیسی بن محمد، کشاورزی که محصولش توسط ملخ‌ها نابود شده بود، می‌گوید: سیره امام(ع) در برخورد با این شخص، الگوی کامل مدیریت بحران و حفظ کرامت است. وقتی امام متوجه شدند این پیرمرد نود ساله تمام دارایی و محصولش را از دست داده و حدود ۱۲۰ دینار خسارت دیده است، نه تنها آن مبلغ را جبران کردند، بلکه ۱۵۰ دینار به او بخشیدند تا علاوه بر رفع نیاز، سرمایه‌ای برای آینده داشته باشد. نکته ظریف‌تر در این واقعه، توصیه نرم‌افزاری و فکری امام به این کشاورز است. حضرت به او فرمودند: «تَمَسَّکُوا بِبَقَایَا الْمَصَائِبِ»؛ یعنی به باقیمانده‌های بلا تمسک کنید و کار را رها نکنید. امام با این سخن، مانع ناامیدی و هجرت بی‌دلیل او شدند. درواقع امام هم حمایت مالی کردند و هم با دعای خیر و تقویت اراده، او را به چرخه زندگی بازگرداندند. این یعنی تأمین اجتماعی در مکتب اهل‌بیت(ع) صرفاً توزیع پول نیست، بلکه احیای امید و کرامت در وجود انسان‌هاست. امام(ع) با این کار ثابت کردند حتی در سنین پیری هم نباید دست از تلاش کشید و جامعه باید بستر این فعالیت را فراهم کند.

‏ادخال سرور؛ گره‌گشایی به جای رفتارهای سطحی

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدی با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفهوم شادی در جامعه، می‌گوید: ما گاهی شادی و ادخال سرور را منحصر در گفتن لطایف و شوخی‌های گذرا می‌بینیم، اما در نگاه امام کاظم(ع)، شادی واقعی زمانی رخ می‌دهد که باری از دوش یک مؤمن برداشته شود. به‌طور نمونه آمده است امام(ع) برای یکی از کارگزاران در ری نامه‌ای نوشتند. حضرت در آن نامه مرقوم فرمودند تحت عرش الهی، سایه و آرامشی است که مخصوص کسانی است که به برادران مؤمن خود نیکی کنند یا گرهی از کارشان بگشایند.
وی می‌افزاید: این همان معنای حقیقی «باب‌الحوائج» بودن است. امام به ما می‌آموزند اگر می‌خواهی به قلب کسی شادی واقعی وارد کنی، نانی سر سفره‌اش ببر، مشکلی از شغلش حل کن یا با اخلاقت الگوی او باش. امام کاظم(ع) خود در غایت زهد زندگی می‌کردند و با اینکه تمام ملک و ملکوت در اختیارشان بود، مانند فقرا زندگی می‌کردند تا دردهای جامعه را با تمام وجود حس کنند. این نگاه، هدف وسیله را توجیه نمی‌کند؛ بلکه نشان می‌دهد برای رسیدن به رضای خدا، باید از مسیر خدمت به خلق گذشت.

‏دنیا از منظر امام؛ دالانی برای اتقان و عمل

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه تبیین نگاه امام هفتم(ع)، به مقوله دنیا و آخرت پرداخته و توضیح می‌دهد: امام موسی کاظم(ع) در کنار قبری حاضر شدند و سخنان تکان‌دهنده‌ای بیان کردند. امام فرمودند چیزی که پایانش این حفره تنگ است، سزاوار نیست انسان از ابتدا به آن دل ببندد. اما این به معنای ترک دنیا نیست. اتفاقاً برای مؤمن، آگاهی از پایان مسیر، محرکی است برای تلاش بیشتر.
حجت‌الاسلام عبدی در پایان تصریح می‌کند: امام کاظم(ع) دنیا را مجالی برای عبادت می‌دیدند، اما عبادتی که در آن، همه ابعاد زندگی دیده شده باشد. اگر بدانیم فرصت محدود است، کارهایمان را با اتقان و علم بیشتری انجام می‌دهیم. این درس بزرگ امام به ماست که در این دالان دنیا، به‌گونه‌ای عبور کنیم که هم حق‌الله ادا شود و هم حق‌الناس. رسیدن به مقام جمع تکالیف که در آن نه به خانواده لطمه بخورد، نه به کار و نه به بندگی، نیازمند قاعده و راه است که باید آن را در سیره عملی حضرت موسی بن جعفر(ع) جست‌وجو کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha