در بسیاری از شهرها، دسترسی به پزشک، داروخانه و مراکز درمانی به بخشی عادی از زندگی روزمره تبدیل شده است. اما در گوشههایی از کشور، هنوز هم بیماری میتواند به یک دغدغه بزرگ خانوادگی تبدیل شود؛ نه فقط به خاطر خود بیماری؛ بلکه به دلیل دشواری دسترسی به امکانات درمانی.
در برخی مناطق محروم، مردم برای ویزیت یک پزشک متخصص، انجام آزمایشهای پزشکی یا دریافت خدمات درمانی پیشرفته ناچارند دهها و گاهی صدها کیلومتر مسیر را طی کنند. مسیری که برای یک بیمار، بهویژه سالمندان، کودکان و افراد دارای بیماریهای مزمن، تنها یک سفر ساده نیست؛ بلکه بخشی از روند طاقتفرسای درمان است.
کمبود پزشکان متخصص از مهمترین چالشهای این مناطق به شمار میرود. در حالی که در شهرهای بزرگ امکان انتخاب میان چندین پزشک و مرکز درمانی وجود دارد، اما برخی از ساکنان مناطق کمبرخوردار برای حضور یک متخصص یا زمان مراجعه به مراکز درمانی بزرگتر ماهها در انتظار میمانند. نتیجه این وضعیت، تأخیر در تشخیص بیماری و آغاز درمان است؛ تأخیری که گاهی هزینه آن را سلامت افراد میپردازد.
محدودیت امکانات نیز مشکل دیگری است که بارها از سوی مردم این مناطق مطرح شده است. نبود تجهیزات تشخیصی کافی، کمبود برخی داروها و محدودیت خدمات تخصصی موجب میشود بسیاری از بیماران برای دریافت خدماتی که در شهرهای بزرگ امری عادی تلقی میشود، ناچار به ترک محل زندگی خود شوند. برای خانوادهای که با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، هزینه رفتوآمد، اقامت و درمان میتواند به بحرانی مضاعف تبدیل شود.
اما مسئله فقط آمار و ارقام نیست. پشت هر عدد، خانوادهای قرار دارد که نگران سلامت عزیزان خود است؛ مادری که برای درمان فرزندش باید مسیر طولانی را طی کند، سالمندی که به دلیل دشواری رفتوآمد از پیگیری درمان خود صرفنظر میکند و بیماری که به دلیل نبود امکانات کافی، ناچار است روزها و هفتهها در انتظار دریافت خدمات درمانی بماند.
واقعیت این است که فاصله میان محل زندگی افراد نباید تعیینکننده میزان دسترسی آنان به خدمات سلامت باشد. توسعه زیرساختهای درمانی، توزیع عادلانه پزشکان و متخصصان، تجهیز مراکز درمانی و بهرهگیری از فناوریهای نوین پزشکی میتواند بخشی از این شکاف را کاهش دهد.
امروز مسئله درمان در مناطق محروم تنها یک موضوع حوزه سلامت نیست؛ بلکه مسئلهای مرتبط با عدالت اجتماعی، کیفیت زندگی و فرصت برابر برای همه شهروندان است. هر گامی که برای بهبود دسترسی مردم این مناطق به خدمات درمانی برداشته شود، در حقیقت گامی در جهت حفظ کرامت انسانی و ایجاد جامعهای عادلانهتر خواهد بود.
آموزش سلامت ضروری است
در همین زمینه دکتر بهنام بهادری، پزشک و متخصص طبسوزنی با بیش از ۱۰ سال سابقه فعالیت جهادی در مناطق محروم با بیان اینکه تجربه مواجهه با کمبرخورداری و امکانات اندک مناطق محروم موجب شده نگاهش به مقوله طبابت در این مناطق تغییر کند، میگوید: بزرگترین مانع یا چالشی که برای ارائه خدمات در این مناطق با آن مواجهیم، بحث آموزش و فرهنگسازی در حیطه سلامت است. شاید اگر خیلی از آگاهسازیها انجام شود، خیلی از معضلات سلامتی این مناطق کاسته شود.
وی با اشاره به برخی چالشهای این مناطق میافزاید: ازجمله چالشهای این مناطق، اعتماد کردن و تبعیت از کسانی است که سواد پزشکی ندارند. اعتیاد و مشکلات روحی و روانی بهویژه خشونت نیز در ردههای بعدی قرار میگیرند.
بهادری با بیان اینکه کمبود تجهیزات و امکانات در مناطق محروم موجب شده در طبابت به هزینه-فایده توجه بیشتری داشته باشم، عنوان میکند: این محدودیتها موجب نوآوری در بخشهایی ازجمله عدم کشش بیمار برای داروهای واجب شده است.
این پزشک و متخصص طبسوزنی در خصوص شیرینترین و تلخترین خاطره خدمت خود در این مناطق میگوید: شیرینترین خاطره مربوط به بیمار هجده سالهای است که با موتور تصادف کرده بود که خوشبختانه پس از انجام دو ماه طب سوزنی، میتوانست راه برود و کارهای روزانهاش را انجام دهد.
نگاهی به سلامت از دریچه عدالت اجتماعی
دکتر بهادری در پاسخ به این پرسش که خدمت در این مناطق چه تغییری در نگاه شما به مفهوم سلامت و عدالت اجتماعی ایجاد کرده، به یک بیت شعر از مولانا اشاره میکند و میخواند: تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید/ تو یکی نِهای هزاری تو چراغِ خود برافروز.
این پزشک و متخصص طبسوزنی، آگاهسازی و توانمندسازی را اصلیترین نیازهای درمانی مناطق محروم به غیر از بودجه و تجهیزات عنوان میکند و میافزاید: اجرای درست و کامل طرح پزشک خانواده، تخصیص نیرو، خدمات، تجهیزات و پاراکلینیک براساس نیاز هر منطقه در ادامه طرح پزشک خانواده، به نحوی که تمام پروسه درمانی به صورت شفاف پیگیری و طی شود بسیار حائز اهمیت است و در این زمینه باید بر توانمندسازی خانوادهها و آگاهسازی آحاد جامعه تأکید شود.
آموزش جامعهنگر؛ ضرورتی انکارناپذیر
یک متخصص داخلی و عفونی و از پزشکان باسابقه در عرصه ارائه خدمات درمانی در مناطق محروم کشور نیز در گفتوگو با قدس نخستین اقدام در این حوزه را اجرای واقعی و دقیق طرح پزشک خانواده میداند و میگوید: این امر به این معنا نیست که فقط بگوییم پزشک خانواده وجود دارد، اما در عمل پزشک در منطقه حضور نداشته باشد.
دکتر ریاضی میافزاید: توسعه پزشک خانواده به شکل صحیح، نقش مهمی در ارتقای سلامت جامعه و کاهش هزینههای درمانی دارد. البته این مسئولیت نباید تنها بر دوش پزشکان عمومی باشد و متخصصان نیز باید در این مسیر مشارکت داشته باشند. همچنین آموزش عمومی در حوزه سلامت باید تقویت شود و سطح علمی پزشکان عمومی نیز ارتقا یابد.
وی بیان میکند: من به آموزش پزشکی بسیار اعتقاد دارم و معتقدم این آموزش باید متناسب با نیازهای جامعه و جامعهنگر باشد. پزشک عمومی باید با مسائل اولیه بهداشت و درمان جامعه خود آشنا باشد. احساس میکنم این موضوع تا حدی کمرنگ شده است.
این پزشک ضمن اظهار تأسف خاطرنشان میکند: متأسفانه در برخی موارد، دغدغهمندی لازم را در میان تعدادی از پزشکان جوان مشاهده نمیکنم و به نظر میرسد بخشی از آموزشهای جامعهنگر را دریافت نکردهاند. به همین دلیل باید در آموزش و بهکارگیری آنها دقت بیشتری صورت گیرد. همچنین گسترش بیرویه مراکز مختلف آموزش پزشکی میتواند بر کیفیت آموزش تأثیر منفی بگذارد و این مسئله نیازمند توجه جدی است.
آنچه از روایت پزشکان حاضر در مناطق محروم برمیآید، این است که کمبود خدمات درمانی در این مناطق تنها به نبود تجهیزات یا کمبود پزشک محدود نمیشود؛ بلکه مجموعهای از چالشهای زیرساختی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی در کنار یکدیگر دسترسی مردم به سلامت را دشوار کردهاند. در چنین شرایطی، اجرای مؤثر طرح پزشک خانواده، ارتقای آموزش سلامت، توزیع عادلانه امکانات و توجه به نیازهای واقعی هر منطقه، میتواند بخشی از شکاف موجود میان مناطق برخوردار و کمبرخوردار را کاهش دهد.
سلامت، امتیازی وابسته به محل زندگی نیست؛ بلکه حقی است که باید برای همه شهروندان به طور برابر فراهم شود. شاید روایتهای تلخ و شیرین پزشکانی که سالها در مناطق محروم خدمت کردهاند، بیش از هر آمار و گزارشی نشان دهد که هنوز راهی برای تحقق کامل عدالت در سلامت باقی مانده؛ راهی که پیمودن آن نیازمند برنامهریزی، مسئولیتپذیری و توجه جدی به صدای مردمی است که همچنان با کمترین امکانات، بیشترین فاصله را تا خدمات درمانی دارند.





نظر شما