در نظام حکیمانه الهی، بنبستهای زندگی اغلب پلی برای رسیدن به فتوحات بزرگ و جانشینی در زمین هستند؛ جایی که انقطاع از اسباب، آغازگر نصرت میشود. یکی از مفسران قرآن کریم در یادداشتی تحلیلی به بررسی این پرسش پرداخته است که چرا یاری خداوند درست در اوج قطع امید از ابزارهای مادی فرا میرسد.
حجتالاسلام والمسلمین ابراهیم انصاری، پژوهشگر دینی در یادداشت زیر ابعاد معنوی مقام اضطرار و پیوند آن با عزت مؤمنان واکاوی میکند:
یأس از اسباب و اضطرار: راه پیروزی و جانشینی در قرآن کریم
بسیاری از مردم ناامیدی را حالتی منفی و پایان راه میدانند؛ اما تدبر در برخی آیات قرآن معنایی عمیقتر را آشکار میکند. لحظهای وجود دارد که انسان به پایان اتکای خود به اسباب ظاهری میرسد و به مقام اضطرار کامل در برابر خداوند متعال منتقل میشود؛ و درست از همانجا مرحلهای تازه از گشایش الهی و توانمندسازی آغاز میگردد.
نقطه انقطاع از اسباب؛ تجلی نصرت در اوج ناامیدی
از جمله آیاتی که در این زمینه شایسته تأمل است، سخن خداوند متعال است: «تا آنگاه که پیامبران مأیوس شدند و گمان کردند که به آنان دروغ گفته شده است، یاری ما به سراغشان آمد.» (سوره یوسف، آیه ۱۱۰)
این آیه مرحلهای بسیار سخت از آزمون الهی را به تصویر میکشد؛ مرحلهای که بلا طولانی شده و انتظار به درازا کشیده است، تا جایی که همه اسباب ظاهری توان خود را از دست میدهند؛ سپس ناگهان یاری خداوند فرا میرسد. این آیه درباره ناامیدی از رحمت خدا نیست؛ زیرا چنین چیزی با مقام پیامبران و مؤمنان سازگار نیست. بلکه درباره رسیدن سختی به نهایت خود و قطع امید از راهحلهای معمول انسانی است. این همان لحظهای است که تکیه بر واسطهها و اسباب فرو میریزد و دل تنها به خداوند متعال وابسته میماند.
سنت اضطرار؛ پلی میان درماندگی و جانشینی در زمین
در اینجا میتوان این آیه را با سخن دیگر خداوند پیوند داد: «کیست که درمانده را هنگامی که او را بخواند اجابت کند و گرفتاری را برطرف سازد و شما را جانشینان زمین قرار دهد؟» (سوره نمل، آیه ۶۲). این آیه قانونی بزرگ از سنتهای الهی را بیان میکند: اضطرار، سپس اجابت؛ رفع گرفتاری، سپس جانشینی و تمکین.
اگر این دو آیه را در کنار هم قرار دهیم، ترتیب زیبایی از سیر معنوی انسان را مشاهده میکنیم:
انسان با سختی روبهرو میشود و برای استفاده از اسباب و امکانات تلاش میکند.
مشکلات پیچیدهتر میشوند و راهها تنگتر، تا جایی که احساس میکند ابزارهایش دیگر کافی نیستند.
از اتکای صرف به اسباب، به اضطرار حقیقی در برابر خداوند منتقل میشود.
خداوند دعای مضطر را اجابت کرده و گرفتاری را برطرف میسازد.
کار تنها به رفع بلا ختم نمیشود؛ بلکه گاه ضعف به قدرت، محرومیت به توانمندی و ابتلا به جانشینی و تمکین تبدیل میشود.
از اینجا درمییابیم که رفع گرفتاری همیشه صرفاً حل یک مشکل نیست؛ بلکه ممکن است آغاز مرحلهای کاملاً جدید در زندگی انسان باشد. قرآن تنها نفرمود: «و گرفتاری را برطرف میکند»، بلکه بلافاصله افزود: «و شما را جانشینان زمین قرار میدهد». گویی پیام این است که خداوند فقط بلا را برنمیدارد، بلکه گاه همان بلا را پلی برای رسیدن به توانمندی و عزت قرار میدهد.
حقیقت بندگی؛ وقتی تمام وجود انسان «دعا» میشود
بسیاری از دگرگونیهای بزرگ در زندگی افراد و ملتها از لحظه اضطرار آغاز میشوند. در آن لحظه، توهمات فرو میریزند، حقیقت بندگی آشکار میشود و انسان درمییابد که تمام قدرت از آنِ خداست و گشایش از جایی میآید که انتظارش را ندارد، بلکه از جایی که خداوند اراده کرده است.
شاید بزرگترین ویژگی انسان مضطر این باشد که پیش از زبان، با حال و وضعیت خود خدا را میخواند. ممکن است سخنان زیادی بر زبان نیاورد، اما تمام وجودش دعا میشود، همه فقرش سؤال میشود و سراسر نیازش استغاثه میگردد. در اینجا حقیقت این آیه آشکار میشود: «کیست که درمانده را هنگامی که او را بخواند اجابت کند؟» زیرا دعا در عمیقترین معنای خود تنها الفاظ نیست، بلکه شکستن دل در پیشگاه خداوند است.
بر اساس این فهم، میتوان آیه یاری الهی در سوره یوسف را نمونهای عملی از همان حقیقتی دانست که آیه مضطر در سوره نمل بیان میکند. هنگامی که ابتلا به اوج خود میرسد و بنده به حقیقت فقر و نیازمندی خویش دست مییابد، یاری خدا و رفع گرفتاری فرا میرسد و سپس مرحلهای تازه آغاز میشود که چهبسا فراتر از نجات، به تمکین و جانشینی بینجامد.
پیام بزرگ این آیات برای مؤمن آن است که از لحظاتی که راهحلهای انسانیاش به پایان میرسند نترسد؛ زیرا ممکن است همان لحظات آغاز ظهور یاری الهی باشند. آنچه لازم است، ناامیدی از رحمت خدا نیست، بلکه دل بریدن از اتکای به توان و قدرت خویش است تا انسان دریابد که قدرت حقیقی تنها در دست خداوند سبحان است.
وقتی بنده به این مرتبه از فقر و نیاز صادقانه برسد، معنای واقعی اضطراری که خداوند وعده اجابت آن را داده است در او تحقق مییابد؛ و رفع گرفتاری مقدمه گشایشی تازه و شاید آغاز مرحلهای از تمکین و جانشینی میشود که هرگز آن را تصور نمیکرده است. بدینگونه این دو آیه به ما میآموزند که پایان یافتن اسباب، گاه آغاز گشایش است؛ اضطرار صادقانه میتواند دروازه پیروزی باشد؛ و در پس هر سختی که به نهایت خود رسیده است، وعدهای الهی در انتظار تحقق قرار دارد: «یاری ما به سراغ آنان آمد.»





نظر شما