قفقاز جنوبی بار دیگر به یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است؛ منطقهای که در آن منافع آمریکا، روسیه، ایران، ترکیه و اتحادیه اروپا به شکلی فزاینده با یکدیگر تلاقی پیدا میکنند. در چنین فضایی، توافق موسوم به «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» یا TRIPP، که اخیراً میان آمریکا و ارمنستان امضا شده، از سوی حامیانش به عنوان پروژهای برای توسعه اقتصادی و اتصال منطقهای معرفی میشود. اما منتقدان معتقدند این طرح چیزی فراتر از یک کریدور حملونقل است؛ پروژهای ژئوپلیتیکی که میتواند توازن قدرت در قفقاز جنوبی را به زیان ایران و روسیه تغییر دهد.
اهمیت این توافق زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم امضای آن تنها چند روز پیش از انتخابات سرنوشتساز پارلمانی ارمنستان صورت گرفت؛ انتخاباتی که میتواند مسیر سیاست خارجی این کشور را برای سالهای آینده تعیین کند.
حمایت آشکار واشنگتن از پاشینیان
سفر کوتاه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به ایروان در اواخر ماه مه، اگرچه تنها حدود یک ساعت به طول انجامید، اما پیام سیاسی آن بسیار فراتر از مدت زمان حضورش بود. روبیو در دیدار با آرارات میرزویان، وزیر امور خارجه ارمنستان، سه توافق مهم را امضا کرد که مهمترین آنها توافق مربوط به «مسیر ترامپ» بود.
همزمان، دونالد ترامپ نیز در شبکه اجتماعی خود به شکلی کمسابقه از نیکول پاشینیان حمایت کرد و او را رهبری توصیف کرد که میتواند ارمنستان را به سوی «صلح و شکوفایی» هدایت کند. این حمایت آشکار در حالی صورت گرفت که دولت پاشینیان طی سالهای اخیر به تدریج از نهادهای تحت رهبری روسیه فاصله گرفته و به سمت غرب حرکت کرده است.
ایروان عملاً مشارکت خود در سازمان پیمان امنیت جمعی را کاهش داده و درباره آینده عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز ابهامهایی ایجاد کرده است. در مقابل، روابط ارمنستان با اتحادیه اروپا، ناتو و آمریکا رو به گسترش بوده است.
برای بسیاری از تحلیلگران، زمانبندی سفر روبیو و حمایت مستقیم ترامپ نشان میدهد واشنگتن تنها به دنبال توسعه یک مسیر ترانزیتی نیست، بلکه در تلاش است موقعیت سیاسی پاشینیان را در آستانه انتخابات تقویت کند. با این حال، تجربه کشورهایی مانند مجارستان نشان داده که حمایت آشکار آمریکا الزاماً به پیروزی متحدانش در انتخابات منجر نمیشود.
«مسیر ترامپ»؛ نامی جدید برای یک مناقشه قدیمی
بر اساس توافق امضاشده میان الهام علیاف و نیکول پاشینیان در کاخ سفید در اوت ۲۰۲۵، مسیر ارتباطی میان جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان از طریق خاک ارمنستان با عنوان جدید «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» تعریف شد.
این نامگذاری از همان ابتدا توجه بسیاری را جلب کرد، زیرا باکو سالها از پروژهای مشابه تحت عنوان «دالان زنگزور» حمایت میکرد، در حالی که ایروان ترجیح میداد از مفهوم «چهارراه صلح» استفاده کند. انتخاب نام جدید عملاً تلاشی برای خروج پروژه از چارچوب منازعات سنتی و قرار دادن آن در قالب ابتکار مورد حمایت واشنگتن بود.
اما مخالفان دولت ارمنستان معتقدند تغییر نام، ماهیت پروژه را تغییر نمیدهد. رابرت کوچاریان، رئیسجمهور پیشین ارمنستان، هشدار داده است که TRIPP در عمل همان دالان زنگزور با پوششی جدید است؛ پروژهای که میتواند به افزایش تنش میان ایران و ارمنستان و همچنین تضعیف نفوذ روسیه منجر شود.
ابعاد اقتصادی توافق نیز توجه زیادی را جلب کرده است. بر اساس مفاد آن، ۷۴ درصد سهام شرکت توسعه پروژه در اختیار نهادهای آمریکایی وابسته به مؤسسه مالی توسعه بینالمللی آمریکا (DFC) قرار میگیرد و ارمنستان تنها ۲۶ درصد سهام را حفظ خواهد کرد.
علاوه بر این، ایروان حق بهرهبرداری از اراضی پروژه را برای مدت ۴۹ سال در اختیار این شرکت قرار میدهد و امکان تمدید توافق برای ۵۰ سال دیگر نیز وجود دارد. به این ترتیب، حضور اقتصادی و مدیریتی آمریکا در این منطقه میتواند تا ۹۹ سال ادامه پیدا کند.
هرچند در متن توافق بر حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی ارمنستان تأکید شده، اما منتقدان معتقدند واگذاری چنین اختیارات گستردهای به شرکتهای آمریکایی، در عمل نفوذ بلندمدت واشنگتن در منطقه را تثبیت خواهد کرد.
چرا تهران نگران است؟
اگرچه مقامهای ایرانی از گسترش همکاریهای اقتصادی و بازگشایی مسیرهای ترانزیتی حمایت میکنند، اما نسبت به اهداف واقعی واشنگتن در قفقاز جنوبی بدبین هستند.
از نگاه تهران، تفاوت معناداری میان «مسیر ترامپ» و «دالان زنگزور» وجود ندارد. هر دو پروژه میتوانند پیامدهایی فراتر از تجارت و حملونقل داشته باشند و به تغییر موازنه ژئوپلیتیکی منطقه منجر شوند. ایران دارای تنها حدود ۴۰ کیلومتر مرز مشترک با ارمنستان است؛ مرزی که اهمیت راهبردی بالایی برای دسترسی تهران به قفقاز و اروپا دارد. همچنین گذرگاههای نوردوز و مغری بخشی از شبکه تجاری مهمی هستند که سالانه بیش از ۸۰ هزار کامیون از آن عبور میکنند.
در چنین شرایطی، استقرار طولانیمدت شرکتهای آمریکایی در مجاورت این مرزها از نگاه تهران صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست. این نگرانی پس از جنگ ۱۲ روزه سال ۲۰۲۵ و همچنین جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران بین فوریه و آوریل ۲۰۲۶ تشدید شده است. در نتیجه، مقامهای ایرانی این پروژه را بخشی از روند گسترش نفوذ آمریکا در محیط امنیتی پیرامونی ایران تلقی میکنند.
به همین دلیل نیز تهران با احتیاط فراوان تحولات مربوط به این طرح را دنبال میکند. کوچاریان نیز در یکی از تندترین انتقادات خود پرسیده بود: «چگونه میتوان در شرایطی که آمریکا در تقابل با ایران قرار دارد، کنترل منطقهای حساس در مرز ایران را به یک شرکت آمریکایی سپرد و انتظار داشت تهران آن را عادی تلقی کند؟»
روسیه؛ نگران از دست دادن سنگر قفقاز
در حالی که نگرانیهای ایران بیشتر ماهیت امنیتی دارد، دغدغه اصلی روسیه ژئوپلیتیکی است. مسکو نگران است که ارمنستان، آخرین عضو قفقاز جنوبی در ساختارهای تحت رهبری روسیه، به تدریج از این مدار خارج شود.
در هفتههای اخیر، روسیه سفیر خود را از ایروان برای مشورت فراخوانده و به طور علنی درباره پیامدهای نزدیکی بیش از حد ارمنستان به غرب هشدار داده است. مقامهای روسی از احتمال افزایش قیمت گاز، محدودیت در واردات کالاهای ارمنی و بازنگری در همکاریهای اقتصادی سخن گفتهاند.
برای کرملین، مسئله تنها یک کریدور حملونقل نیست. اگر ارمنستان در نهایت از اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی خارج شود، نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی به شکل بیسابقهای کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی، مسکو بخشی از عمق راهبردی خود را در منطقهای از دست میدهد که دههها آن را حوزه نفوذ سنتی خود میدانست.
در نهایت، «مسیر ترامپ» را نمیتوان صرفاً یک پروژه زیرساختی یا اقتصادی دانست. این طرح به میدان تازهای برای رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است؛ رقابتی که در آن واشنگتن به دنبال تثبیت نفوذ خود در قفقاز جنوبی است، تهران نگران امنیت مرزهای شمالی خود است و مسکو تلاش میکند از فرسایش نفوذ تاریخیاش جلوگیری کند.
به همین دلیل، سرنوشت این پروژه نه فقط به نتیجه انتخابات ارمنستان، بلکه به نحوه واکنش ایران و روسیه نیز وابسته خواهد بود. آنچه امروز با عنوان «مسیر صلح و شکوفایی» معرفی میشود، ممکن است در سالهای آینده به یکی از مهمترین خطوط گسل ژئوپلیتیکی اوراسیا تبدیل شود.





نظر شما