تحولات منطقه

۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۸
کد مطلب: ۱۱۵۰۶۵۹

تحولات اخیر در سیاست خارجی آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن در پی بازتعریف بنیان‌های فکری و سیاسی اتحاد غربی است.سخنان مقام‌های آمریکایی از جمله پیت هگست نشانه گذار از گفتمان «ارزش‌های مشترک» به گفتمان «قدرت، حاکمیت و برتری ملی» است.

واشنگتن و بازنویسی قواعد اتحاد غربی؛ از «ارزش‌های مشترک» تا «قدرت عریان»
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

تحولات اخیر در سیاست خارجی آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن دیگر صرفاً از متحدان اروپایی خود نمی‌خواهد سهم بیشتری از هزینه‌های دفاعی را بپردازند، بلکه در پی بازتعریف بنیان‌های فکری و سیاسی اتحاد غربی است. آنچه در سخنان مقام‌های آمریکایی از جمله پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، و در اسناد راهبردی دولت آمریکا دیده می‌شود، نشانه گذار از گفتمان «ارزش‌های مشترک» به گفتمان «قدرت، حاکمیت و برتری ملی» است.

در ظاهر، مطالبه آمریکا از اروپا ساده به نظر می‌رسد؛ افزایش بودجه دفاعی و کاهش وابستگی امنیتی به واشنگتن. اما در لایه‌ای عمیق‌تر، آمریکا در حال زیر سؤال بردن همان چارچوب ارزشی است که خود طی هفت دهه گذشته معمار و مروج آن بوده است؛ چارچوبی که بر چندجانبه‌گرایی، همکاری فراآتلانتیکی و نظم مبتنی بر قواعد استوار بود.

تناقض بزرگ در سیاست واشنگتن

نقطه ضعف اصلی رویکرد جدید آمریکا در تناقض آشکار آن نهفته است. مقام‌های آمریکایی از اروپا می‌خواهند «اخلاق‌گرایی» را کنار بگذارد و واقع‌گرایانه‌تر به جهان بنگرد، اما خود در حال جایگزین کردن یک نظام ارزشی با نظامی دیگر هستند. به بیان دیگر، واشنگتن اخلاق را کنار نگذاشته، بلکه نوع دیگری از اخلاق را جایگزین کرده است.

در گفتمان جدید آمریکا، مفاهیمی مانند انسجام فرهنگی، حاکمیت ملی، قدرت نظامی، کنترل مهاجرت و هویت تمدنی به ارزش‌های محوری تبدیل شده‌اند. بنابراین انتقاد از اروپا صرفاً به دلیل کمبود بودجه دفاعی نیست؛ بلکه به دلیل پایبندی به ارزش‌هایی است که آمریکا زمانی آن‌ها را اساس اتحاد غربی معرفی می‌کرد.

این رویکرد پرسش مهمی را مطرح می‌کند: اگر ارزش‌های مشترک غربی دیگر مبنای اتحاد نباشند، چه چیزی می‌تواند جایگزین اعتماد سیاسی میان دو سوی آتلانتیک شود؟ تجربه تاریخی نشان داده اتحادهایی که صرفاً بر محاسبات قدرت و منافع کوتاه‌مدت استوار باشند، در برابر تغییر شرایط سیاسی و راهبردی آسیب‌پذیرتر هستند.

اروپا میان سردرگمی و واگرایی

پیامد دیگر سیاست جدید آمریکا، تشدید شکاف در درون اروپا است. فرانسه این شرایط را فرصتی برای تحقق رؤیای دیرینه استقلال راهبردی اروپا می‌بیند. آلمان تلاش می‌کند ضمن افزایش توان دفاعی، چارچوب سنتی روابط فراآتلانتیکی را حفظ کند. لهستان همچنان خواهان حضور فعال آمریکا در اروپا است و از کاهش تعهدات واشنگتن نگران است.

این اختلاف رویکردها نشان می‌دهد اروپا هنوز به اجماع روشنی درباره آینده امنیت قاره دست نیافته است. واشنگتن نیز ظاهراً از این وضعیت بی‌بهره نیست؛ زیرا نبود یک موضع واحد اروپایی، امکان مدیریت آسان‌تر روند کاهش تعهدات آمریکا را فراهم می‌کند.

در چنین شرایطی، خطر آن وجود دارد که اروپا به جای تبدیل شدن به یک بازیگر مستقل، به مجموعه‌ای از دولت‌های پراکنده با برداشت‌های متفاوت از تهدیدها و اولویت‌های امنیتی تبدیل شود.

هزینه‌های یک چرخش راهبردی

سیاست جدید آمریکا شاید در کوتاه‌مدت بخشی از بار مالی و نظامی این کشور را کاهش دهد، اما در بلندمدت می‌تواند هزینه‌های ژئوپلیتیکی قابل توجهی به همراه داشته باشد. اعتبار بین‌المللی آمریکا طی دهه‌ها بر پایه این تصور شکل گرفته بود که واشنگتن نه فقط یک قدرت نظامی، بلکه ضامن نظم سیاسی و امنیتی غرب است.

اکنون هنگامی که همان قدرت، اصولی را که سال‌ها تبلیغ می‌کرد به عنوان نشانه ضعف و انحطاط معرفی می‌کند، این پرسش در میان متحدانش شکل می‌گیرد که آیا تعهدات و ارزش‌های اعلامی آمریکا پایدار هستند یا صرفاً تابع تغییر دولت‌ها و اولویت‌های مقطعی.

از این منظر، مسئله اصلی صرفاً کاهش نیروهای آمریکایی در اروپا نیست؛ بلکه فرسایش سرمایه اعتماد در روابط فراآتلانتیکی است. اعتماد، برخلاف بودجه‌های دفاعی، با ارقام مالی قابل جایگزینی نیست. اگر این روند ادامه یابد، شاید مهم‌ترین میراث آن نه تقویت استقلال اروپا، بلکه تضعیف بنیان‌های سیاسی اتحادی باشد که هفت دهه یکی از ستون‌های اصلی نظم بین‌المللی محسوب می‌شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha