در تلاطم تاریخ ادیان، لحظاتی فرا میرسند که دیگر سخن از استدلالهای انتزاعی فراتر رفته و حقیقت، ناگزیر از تجسم در والاترین صورتهای انسانی خویش است. واقعه مباهله، نه صرفاً یک احتجاج کلامی میان اسلام و مسیحیت، بلکه نقطه عزیمتی است که در آن، مرزهای میان ادعا و یقین با حضور عزیزترین هستی پیامبر(ص) ترسیم میشود.
این رخداد شگرف، بیش از آنکه روایتی از گذشته باشد، منشوری است برای فهم نسبت میان وحی و ولایت که در لایههای پنهان خود، قواعدی ابدی برای تقابل حق و باطل نهفته دارد؛ گویی مباهله، نمای نوین دفاع از دین را در عصر غیبت معصوم نیز بازتعریف میکند. برای بازخوانی این حماسه از منظر کلامی و فقهی، گفتوگوی ما با آیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را بخوانید.

جناب استاد، در تحلیلهای شما تأکید ویژهای بر جنبههای کلامی مباهله دیده میشود؛ اساساً چه تفاوتی میان یک روایت تاریخی با آنچه شما قاعده کلامی در واقعه مباهله مینامید، وجود دارد؟
مباهله در لغت به معنای نفرین کردن یکدیگر است تا حقیقت کسی که بر حق است آشکار شود. اما در ادبیات قرآنی، مباهله صرفاً یک نفرین نیست، بلکه آخرین مرحله از فرایند اتمام حجت است. پیامبر اکرم(ص) در این جریان، مسیحیان نجران را به یک چالش دعوت کرد؛ نه چالشی براساس سلاح یا قدرت مادی، بلکه دعوتی براساس حقمحوری.
نکته مهم اینجاست که پیامبر(ص) به طرف مقابل اطمینان داد من بر حق هستم و شما بر باطل، و برای اثبات این مدعا، عزیزترین کسان خود را به میدان آوردم. این نشان میدهد مباهله یک استدلال عملی است. وقتی طرف مقابل با وجود استدلالهای عقلی پیامبر(ص) تسلیم نشد، حضرت از ابزار مباهله استفاده کرد تا با حضور حقیقت وجودی اهلبیت(ع)، بطلان کلام آنها را به اثبات برساند. بنابراین، مباهله را باید به مثابه یک «قاعده کلامی» در تقابل حق و باطل نگریست.
در کانون این واقعه، تعبیر «أَنْفُسَنا» قرار دارد؛ از منظر کلامی، این اتحاد وجودی میان پیامبر(ص) و علی(ع) چه جایگاهی را برای ایشان در تبیین دین و اداره جامعه ثابت میکند؟
این پرسش دقیقاً دست روی نقطه کانونی آیه میگذارد. در آیه شریفه «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ» خداوند به پیامبر(ص) فرمان میدهد جانهای خود را بیاورید. مفسران بزرگ، اعم از شیعه و سنی، متفقالقول هستند که منظور از «أنفسنا» در اینجا، حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) است. از منظر کلامی، این جمله دلالت بر اتحاد وجودی و همترازی در عصمت و طهارت دارد. یعنی علی(ع) همان جایگاهی را نزد پروردگار دارد که پیامبر(ص) دارد، جز در مقام نبوت. این بالاترین سند برای اثبات ولایت و جانشینی بلافصل ایشان است. وقتی حضرت علی(ع) نفس پیامبر(ص) نامیده میشود، هر شأنی که برای پیامبر(ص) در تبیین دین و اداره جامعه قائل باشیم، برای امام علی(ع) نیز ثابت است.
آیا واقعه مباهله برای جامعه امروز ما که در محاصره انواع جنگهای رسانهای و شبهات قرار دارد، حاوی درسهای راهبردی و الگویی برای دفاع از حقیقت است؟
قطعاً همینطور است. درس اول مباهله، اطمینان به حق است. کسی که وارد مباهله میشود، باید چنان به حقانیت خود ایمان داشته باشد که حاضر باشد عزیزترین داراییهایش را به میدان بیاورد. ما امروز در یک جنگ و میدان رسانهای و اعتقادی با دشمنان اسلام هستیم. درس دوم، شفافیت در روش است. پیامبر(ص) با اهلبیتش به میدان آمد؛ یعنی با بهترینها، پاکترینها و اصیلترینها. ما اگر میخواهیم در دنیای امروز پیروز شویم، باید با منطق قوی، اخلاق حسنه و ارائه حقیقت ناب اسلام به میدان بیاییم. نباید از هجمه دشمن بترسیم، چرا که حق فینفسه پیروز است. اگر جامعه اسلامی در مسیر حق باقی بماند و حقطلبی را با عمل صادقانه همراه کند، خداوند همانگونه که در مباهله، دشمنان را ناامید کرد، در این عصر نیز توطئههای آنان را خنثی خواهد کرد.
در پایان، بزرگداشت این روز و بازخوانی ابعاد آن را در جهت تثبیت هویت مکتب اهلبیت(ع) برای نسل جوان، چقدر ضروری و اثرگذار میدانید؟
مباهله نه فقط یک روز برای یادآوری تاریخ، بلکه روز تجدید بیعت با مکتب اهلبیت(ع) است. این روز باید به عنوان روز اثبات حقانیت تشیع گرامی داشته شود. ما باید بتوانیم با ابزارهای نوین، ابعاد این روز را تبیین کنیم. این روز، روز اثبات عصمت و طهارت است؛ روزی است که خداوند به پیامبرش نشان داد در میان تندباد حوادث، چه کسانی نور هدایت هستند. بر همه محققان لازم است ابعاد این واقعه را بهگونهای بازخوانی کنند که نسل جوان، با افتخار به مکتب اهلبیت(ع) نگاه کنند و بدانند این مکتب بر پایههای محکم عقلی و الهی استوار است.






نظر شما