تحولات منطقه

۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۷
کد مطلب: ۱۱۵۱۷۶۱

 جنگ تمام نشده است، حتی در همین لحظه‌ای که همه اخبار از قطعی شدن امضای تفاهم میان ایران و آمریکا حکایت دارد.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

جنگ تمام نشده است، حتی در همین لحظه‌ای که همه اخبار از قطعی شدن امضای تفاهم میان ایران و آمریکا حکایت دارد و وزیر خارجه کشورمان توییت می‌کند که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد هیچ‌گاه تا این حد به نهایی شدن نزدیک نبوده است و ترامپ نیز آن را در صفحه شخصی خود بازنشر می‌کند. این هم جزو شگفتی‌های روابط با آمریکاست که تفاهم و جنگ با آن، فاصله‌ای کوتاه و نزدیک به یکدیگر دارد. اگر با این دید به ماجرا نگاه کنیم، جنگیدن و توافق کردن را در یک عرصه و در کنار یکدیگر ببینیم، این تناقض ظاهری رفع می‌شود.

تجربه ۲۵ ساله و بدبینی مردم به مذاکره

مردم ایران از سال ۱۳۸۲ با مفهوم مذاکره در پرونده هسته‌ای مواجه بوده‌اند. سیر ۲۵ ساله مذاکرات در پرونده هسته‌ای ایران مملو از تلاش ایران برای پیمودن مسیر مذاکره و آمادگی برای پذیرش محدودیت در موضوع هسته‌ای با هدف توافق و رفع فشارهای سیاسی و اقتصادی بوده، اما حتی در اوج این فرایند که امضای توافق برجام بود، با وجود برخی دستاوردها ازجمله افزایش فروش نفت و دسترسی بیشتر به منابع مالی خارجی، درنهایت با فشارها و محدودیت‌های اعمال شده از سوی آمریکایی‌ها کم‌اثر و در نهایت با خروج ترامپ از برجام، منجر به تشدید فشارها علیه ایران شده است. از توافق سعدآباد و مدالیته تا برجام و مذاکرات هسته‌ای سال گذشته، ایران پای میز مذاکره، محدودیت و تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای را پذیرفته اما در نهایت، غرب و آمریکا زیر میز توافق زده‌ و در آخرین مرحله، مذاکره را با موشکباران به پایان رسانده‌اند.

۴ تفاوت امیدوارکننده مذاکرت فعلی با مذاکرات پیشین

بدبینی به مذاکره با همه این اتفاقات، طبیعی است، اما این بار با مذاکره‌ای مواجه هستیم که فرق می‌کند. بلافاصله پس از جنگی که با تثبیت اقتدار جمهوری اسلامی ایران همراه شده است، مذاکره‌ای شکل گرفته که نخست، تجربه مذاکرات قبلی را در پی خود دارد. دوم، مذاکره‌کنندگان ازجمله قالیباف، رئیس هیئت‌مذاکره کننده به‌صراحت، بارها از بی‌اعتمادی به آمریکا و اینکه مذاکره بخشی از مبارزه با دشمن است، سخن گفته است. سوم، همه حتی طرفداران افراطی مذاکره نیز دیده‌اند که در روابط خارجی و مواجهه با آمریکا، قدرت نظامی و موشکی و تثبیت اراده ملی در تنگه هرمز، چقدر ضروری و راه‌گشاست. چهارم، در مرحله اول توافق در قالب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، هیچ حرفی از محدودیت و تعلیق هسته‌ای نیست و ایران اجرای همه تعهدات خود را به اجرای تعهدات طرف مقابل مشروط کرده است، نه وعده شفاهی و تعهد کتبی آمریکایی‌ها.
با این ملاحظات، آنچه اهمیت دارد نه اصل مذاکره که رویکرد حاکم بر ذهن و گفتمان مذاکره‌کنندگان و نسبت مذاکره با میدان است. برخی که متأسفانه در این روزها و شب‌ها، به غلط سعی در دوگانه‌سازی مذاکره و میدان دارند، از پاسخ به اینکه ایده ایجابی آن‌ها برای پایان‌بندی جنگ چیست، عاجزند. واضح است که هر جنگی در مرحله‌ای ممکن است به شکلی از مذاکره برای پایان جنگ منتهی شود. اگر مذاکره از موضع قدرت و پشتیبانی اقتدار نظامی باشد و بدون وادادگی و اعتماد ساده‌لوحانه به وعده‌های آمریکایی صورت پذیرد و برگ برنده‌ای به نام تنگه هرمز در دست ما باشد، قطعاً تفاوت جدی با مذاکراتی دارد که با ادبیات ضعف و سازش همراه بود.

دعوا بر سر متن و دوری از واقعیت‌های میدانی

مسئله کلیدی‌تر، تمرکز منتقدان تیم مذاکره‌کننده بر متن و جزئیات حقوقی است. اینجا اتفاقاً دقیقاً نقدی است که می‌توان به مدل توافق برجام داشت، جایی که تعهدات آمریکایی‌ها به معاهده‌های حقوقی و وعده‌های کاغذی حواله داده شده بود و آمریکایی‌ها با ترفندهای مختلف و استفاده از ابهامات متن و توافقات حقوقی و دور زدن برجام، از تعهدات خود شانه خالی می‌کردند تا سرانجام در دوره ترامپ خیلی صریح و بی پرده، برجام را به قتل برسانند. اینکه دلواپسان دیروز تصور می‌کردند اگر متن برجام بهتر نوشته می‌شد یا متن تفاهم فعلی اشکالاتی دارد که به نفع ایران نیست، آن‌قدر فانتزی و غیرواقعی است که نیازی به نقد ندارد، چرا که تفاهم فعلی اساساً به وعده‌های کاغذی و انسان دمدمی مزاجی مثل ترامپ وابسته نیست، بلکه به انجام عملی وعده‌های طرف مقابل ازجمله آزادسازی اموال ایران، توقف جنگ در لبنان و پایان محاصره دریایی بستگی دارد و مطلقاً حرف و وعده ترامپ پشیزی ارزش سیاسی و حقوقی برای مذاکره‌کنندگان ما ندارد. لذا ماندن در دعوای متن، جز اتلاف وقت و دعوای بی‌حاصل داخلی ارزشی ندارد و فرسنگ‌ها دور از واقعیت مذاکره و میدان است.

هشدار درباره تجمع، تحصن و هشتگ‌سازی‌های وحدت‌شکن

حتماً باید نسبت به خوش‌خیالی درباره مذاکره هشدار داد، اما دوگانه‌سازی غلط میان میدان و مذاکره، بدگمانی به مسئولانی که بیش از منتقدان، برادری خود را در میدان‌های جنگ، از دفاع مقدس هشت ساله تا جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان اثبات کرده‌اند و انگاره به‌شدت خطرناکی که برخی درباره رهبری معظم انقلاب ایجاد می‌کنند که ایشان را تحت فشار مذاکره‌کنندگان و فاقد اختیار تصویر می‌کنند، بازی در زمین ترامپ و کاملاً خلاف توصیه‌های صریح رهبر معظم انقلاب است. به‌ویژه در آن فراز از پیام ایشان به‌ مناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیم‌الشأن انقلاب که آمده است: «مسلماً فریادهای شما در میادین در نتیجه مذاکرات مؤثر است» واضح است که این فریاد نه بر سر نماینده جبهه خودی و مذاکره‌کننده ایرانی که باید با اتحاد کلمه بر سر دشمن زده شود تا دست مذاکره‌کننده خودی پر شود. دعوت به تجمع و تحصن، لشکرکشی در برابر وزارت خارجه، بمباران شبهه و تردیدافکنی در فضای مجازی با هشتگ‌سازی‌های مخرب از جمله «نمی‌پذیریم»، تحریف سخنان سرداران میدان دیپلماسی و تخریب مسئولان و ایجاد تفرقه ملی به جای تقویت اتحاد ملی، فهرستی از خطاهای بزرگ و شاید در برخی افراد اقدامات تعمدی برای بهره‌برداری سیاسی از موضعی ملی است که باید از سوی آحاد مردم با پاسخ قاطع و دعوت این وحدت‌شکنان به سکوت و همراهی با اقیانوس عظیم وحدت ملی همراه شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha