بیایید خیلی به این کاری نداشته باشیم که برخی تحلیلگران طی روزهای گذشته، توافق احتمالی میان ایران و آمریکا را به ماجرای عرضه عمومی سهام در آمریکا ربط دادند و گمانهزنی کردند که ترامپ پس از این رخداد مالی و اقتصادی، دوباره به جنگ برمیگردد و زیر میز توافق با ایران میزند. با توجه به پریشانگوییها و تناقضبافیهای چند ماه اخیر رئیس جمهور آمریکا و همچنین با توجه به اینکه اغلب توییتبازیها، تهدیدها، لفاظیها و تصمیمگیریهایش با قصد تأثیرگذاری بر بازارهای پولی و مسائل اقتصادی انجام میشود، سر زدنِ هر کاری از او، ممکن به نظر میرسد.
فعلاً نکته جذاب ماجرا این است که سهام شرکت متعلق به «ایلان ماسک» پس از عرضه عمومی با استقبال روبه رو شده و این کارآفرین ثروتمند مزد کمک ۲۵۰ میلیون دلاری به تبلیغات ریاستجمهوری ترامپ را گرفته است!
اولین تریلیونر جهان
تقریباً همه ما تجربه این را داشتهایم که گاهی بخت خود را در اتفاقهای بزرگ بسنجیم؛ مثلاً وقتی در نوسانهای قیمت طلا و دلار، با هیجان روی سود کوتاهمدت حساب باز میکنیم، یا حتی وقتی در یک قرعهکشی، چشم به یک شانس کوچک میدوزیم که شاید زندگیمان را زیر و رو کند. اما بیایید به این فکر کنید که اگر قرار بود به جای آن، روی خروج از زمین و سفر به مریخ شرط ببندید، چه میشد؟ حالا درست است که ایلانماسک راهی پیدا کرد تا رؤیاهای فضایی را به بستههای کوچک قابل خرید تبدیل کند، اما آیا میشود با خریدن چند برگ کاغذ دیجیتالی (سهام)، صاحب بخشی از یک موشک شد که قرار است به مریخ برود؟ قطعاً این مسئله شروع یک دوران جدید برای ما نیست، اما لااقل بد نیست اگر بدانید این سهام مریخی و کاندیدای کاخ سفید چه ربطی به هم دارند و چرا این وسط، ما باید نگران جیب خودمان باشیم.
وقتی سهام یک شرکت مثل اسپیسایکس (که رؤیای سفر به مریخ را دارد) وارد بورس میشود، مثل این است که یک بلیت شانس برای سرمایهگذاری فروخته شود. مردم پولهایشان را میدهند به امید اینکه این بلیت در آینده به یک گنج بزرگ تبدیل شود. اسپیسایکس هم همین کار را کرده و با عرضه سهامش، به مردم این فرصت را داده که در رؤیای مریخی ماسک شریک شوند. بیبیسی در این باره مینویسد در همان ساعات اولیه قیمت هر سهم از ۱۵۰ دلار به ۱۶۰ دلار جهش کرد و در این عرضه اولیه سهام، بیش از ۴هزار کارمند فعلی و سابق اسپیسایکس به افراد ثروتمند تبدیل شدند و پیشبینی میشود ۴۰۰ نفر از آنها سهامی به ارزش ۱۰۰ میلیون دلار یا بیشتر داشته باشند. درنتیجه ماسک نهتنها تاج اولین تریلیونر جهان را بر سر گذاشت، بلکه با افکار عمومی هم یک معامله بزرگ کرد.
او به همه گفت: «اگر میخواهید بخشی از آینده باشید، بلیت آن را بخرید». از طرفی ممکن است رؤیای مریخی ماسک خیلی دوام نداشته باشد، چون اگرچه در حال حاضر ماسک ثروتمندتر از همیشه شده و اسپیسایکس با استقبال خوبی مواجه شده، اما نباید فراموش کنیم که این شرکت هنوز در ابتدای راه است.
موشکهایش ممکن است گاهی به آسمان بروند، اما گاهی هم ممکن است با یک انفجار بزرگ، تمام آن سرمایهگذاریها را دود کنند و به هوا بفرستند. این یعنی ریسک بسیار بالا و حتی شبیه به شرط بندی روی یک تیم تازهکار فوتبالی هم نیست.
نمایشی پرهزینه
با این حال این را هم در نظر داشته باشید که وقتی پای سیاست و پول با هم گره میخورد، اوضاع پیچیدهتر هم میشود. نزدیکی بعضی چهرههای بزرگ سرمایه با سیاستمداران، نشان میدهد در دنیای سیاست و سرمایهگذاری، خدمت به رئیسجمهور میتواند منافع مالی قابل توجهی به همراه داشته باشد. در نتیجه خیلی بعید نیست اگر ترامپ، در عوض این کمکها، منافع بیشتری را برای شرکتهای همسویش در نظر بگیرد؛ حتی اگر این به ضرر توافق با ایران یا اقتصاد واقعی مردم باشد.
اسپیسایکس حالا تبدیل به همان ماشین عجیب و غریبی شده که میتواند یک شبه، کارمندانش را به لیست میلیاردرها پرتاب کند و یا با یک شکست موشکی، میلیاردها دلار از دارایی مردم را در آسمان دود کند. علاوه بر آن، کوچ سرمایهها از غولهای قدیمی مثل اپل و آمازون به سمت موشکهای ماسک، نشاندهنده این عطش خطرناکی است که سرمایهگذاران دیگر به زمین سفت مایکروسافت اعتماد ندارند و میخواهند بخت خود را در آسمانی جستوجو کنند که هنوز کسی پایش را روی آن نگذاشته. آنها درواقع میخواهند به جای سهام شرکت برای خودشان رؤیا بخرند. درنهایت اینطور که از ظواهر ماجرا پیداست فاصله میان ثروتمند شدن و بدبخت شدن در این تجارت، فقط به اندازه یک موشک است.
یعنی درست است که اسپیسایکس حالا در بورس است و تریلیونر ما در صدر اخبار؛ اما تا زمانی که اولین سفینه مسافربری واقعاً در مریخ ننشیند، همه اینها فقط یک نمایش پر زرق و برق و پرهزینه در تالار نیویورک است و ممکن است همهچیز، ازجمله رؤیاهای انسانی و سهامهای فناورانه،همانطور که یک شبه رشد کرده است یک شبه هم به باد برود. این وسط میماند ترامپ و زد و بندهای مالی و سیاسیاش و اینکه پس از این قرار است با توافق با ایران چطور کنار بیاید و چگونه پای آمریکا و حیثیت و شهرت جهانیاش را از مهلکه و معرکه جنگ با ایران بیرون بکشد؟ آیا آقای تریلیونر میتواند مانند دوران انتخابات ریاست جمهوری، دلارهایش را برای کمک به رئیس جمهور به کار بگیرد و بازهم در برخی سیاستگذاریها و تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی آینده تأثیرگذار باشد؟





نظر شما