زیر پوست این شهر؛ جایی در کناره میدان، مردمی دور هم جمع شدهاند تا فارغ از نمادهای سیاسی و مذهبی، همنوای ایران شوند و از عرق ملی، وطنپرستی و وحدت در ایران بگویند. پرژکتورها روشن، سازها کوک و مردم اندک اندک جمع میشوند. گروه همنوای ایران از جمله گروههایی است که در میانه جنگ رمضان تلاش کرد تا در مشهد کنشی متفاوت را نسبت به مسئله ایران و جنگ رقم بزند و فضایی ایجاد کند تا مردمی که کمتر توانستند صدای خود با ایران را در میان صداهای موجود در شهر جستوجو کنند، مجالی برای ابراز وجود داشته باشند و با سبک خود، ایران و هویت ایرانی را همراهی کنند.
طراح برنامه همنوای ایران درباره ایده این کار و دلیل به وجود آمدن آن میگوید: قصه این برنامه از دغدغههای چند تن از دوستان قدیمی و دانشگاهی آغاز شد. سال گذشته ما دو جنگ و حمله خارجی را تجربه کردیم؛ ولی خاطرات خوش وحدت جنگ ۱۲ روزه را هرگز از یاد نخواهیم برد و اینکه چگونه شاهد اتحاد ایرانیان در برابر متجاوزان بودیم. پس از آن در دیماه ۱۴۰۴، اتفاقاتی رخ داد که منجر به بروز شکافهای اجتماعی برنامهریزیشده عمیقی شد و کسی نمیتواند آن را انکار کند. وقتی دوباره به ایران حمله شد، متأسفانه شاهد مسائلی بودیم که در تاریخ ایران دیده نشده است؛ برخی به طور علنی از دشمن خارجی درخواست کردند که به آنها حمله کند. این شکاف به حدی عمیق شده بود که احساس کردیم باید برای این مردم زخمخورده و آسیبدیده کاری انجام دهیم.
مصطفی سبحانی با بیان اینکه بخشی از مردم که درد و غم داشتند، رفتهرفته از برنامههای خیابان فاصله گرفتند و جایی برای بیان صدای خود پیدا نکردند، ادامه میدهد: دغدغه ما این بود که بتوانیم با این افراد ارتباط برقرار کنیم. دو هفته پس از آغاز جنگ، در میدان اول هاشمیه برنامهای برای بچههای میناب به مدت ۴۰ شب و پس از آن ۲۰ شب در پارک ملت اجرا کردیم تا مردم عادی کف خیابان را وادار به نزدیک شدن و گفتوگو کنیم. خیلی از بچههایی که در دی ماه نقشآفرین بودند، به ما نزدیک شدند و برخی هم دور. اکنون نیز با تجربه هاشمیه و پارک ملت، برنامه کنونی را طراحی کردیم که مبتنی بر تاریخ تمدن ایران است؛ این برنامه شامل ۱۸ قاب است که از ۵۰۰ هزار سال پیش آغاز میشود و تا واقعه تلخ مدرسه میناب ادامه دارد. هدف ما یادآوری این نکته بود که ایرانیان در طول تاریخ زخمهای بزرگتری را متحمل شدهاند و دوباره ایستادهاند. حمله اسکندر و حمله اعراب نمونههایی از این وقایع هستند؛ اما ایرانیان با افتخار به شکوه تمدن خود بازگشتهاند. ایران کسی مانند فردوسی را داشته که پس از حمله اعراب و نگرانی از فراموشی فرهنگ و زبان ایران، شاهنامه را نوشت. امشب، مردم متن آن را میخوانند و تصاویرش را میبینند. این برنامه برای کاهش شکاف اجتماعی طراحی شد و هدف ما این بود مخاطبانی که هنوز جای خود را در شهر برای اعلام مخالفت با جنگ پیدا نکردهاند، بتوانند فضایی داشته باشند.
او معتقد است: همنوای ایران میخواهد بگوید در زمان وقوع حملات خارجی باید حتی به صورت موقت اختلافات را کنار بگذاریم. پس از اینکه امنیت کشور بازگشت و مطمئن شدیم برای نقشه و خاک آن قرار نیست اتفاقی بیفتد، میتوانیم دوباره درباره اختلافات خود بحث کنیم؛ ولی در حال حاضر باید پشت نهاد مرکزی که از مرزهای ما دفاع میکند، کنار هم بایستیم و به یاد داشته باشیم که متجاوز خودش گفته است نقشه ایران پس از این جنگ تغییر خواهد کرد.
طراح برنامه همنوای ایران درباره شیوه کار برنامه توضیح میدهد: یکی از قواعد برنامه ما این بود که با توجه به حساسیتهای موجود که از طریق بازخوردهای برنامه میناب در هاشمیه داشتیم و متأسفانه مقبول ما هم نبود، از هر نوع نمادی پرهیز کنیم تا فضای امنتری برای گفتوگو فراهم شود و بیننده بدون هیچ حساسیتی، فقط پیام برنامه را مصرف کند. برای این منظور، تمام نمادهای سیاسی و مذهبی را از طرفین حذف کردیم تا برنامه صرفاً به یک تجربه هنری تبدیل شود و مخاطب بدون هیچ مقاومتی حرف و پیام برنامه را بشنود. برخی هم در طول برنامه انتقادهایی داشتند که میشنیدیم. اکثریت شرکتکنندگان برنامه را پذیرفته و از آن استقبال کردند. به نظر میرسد هدف اصلی ما محقق شده؛ زیرا بیش از هزار و ۵۰۰ نفر بدون هیچ حساسیت مذهبی و سیاسی پیام این برنامه را دریافت میکنند.
سبحانی ادامه میدهد: برنامه به مدت سه شب برگزار شد که این انتخاب به دلیل نزدیک شدن به ماه محرم بود. اگر امکان ادامه برنامه فراهم شود، قصد داریم در شب ششم محرم که شب ویژه حضرت علیاصغر(ع) است، روضهای از میناب بخوانیم. اگر منابع مالی و زمانی اجازه دهد، پس از پانزدهم محرم، احتمالاً با برگزاری یک یا دو برنامه در هفته ادامه خواهیم داد و در غیر این صورت برنامه تعطیل خواهد شد.






نظر شما