در آستانه ماه محرم، ماه قیام خونین اباعبدالله الحسین(ع) که عالیترین جلوه بندگی را در ظهر عاشورا به تصویر کشید، بازخوانی نسبت میان نماز و سرنوشت انسان ضرورتی دوچندان یافته است. رهبر شهید، حضرت آیتالله العظمی خامنهای در پیامهای راهبردی خود به سیودومین اجلاس سراسری نماز در مهرماه ۱۴۰۴، نماز را فریضهای «حیاتبخش» نامیدند که تمام سرنوشت دنیوی و اخروی انسان به آن گره خورده است. ایشان با تأکیدی عمیق، تبیین ظرافتهای باطن نماز را تکلیفی حتمی بر دوش نخبگان دانستند تا این فریضه نه به عنوان یک عادت، بلکه به عنوان ستون اراده و ایمان در جامعه نهادینه شود.
اکنون در آستانه نخستین محرمی که جای خالی آن حکیم فرزانه در میان ما بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، این پرسش پیش روی ماست که چگونه میتوان میان نماز و فلاح پیوندی ناگسستنی ایجاد کرد؟ برای پاسخ به این چالش و واکاوی دستهبندی قرآنی نمازگزاران، با حجتالاسلام والمسلمین رضا محمدی شاهرودی، کارشناس برجسته معارف اسلامی به گفتوگو نشستهایم تا ابعاد این فریضه را در آینه روایات نبوی بررسی کنیم.
چشیدن حلاوت بندگی در بازار زندگی
استاد محمدی شاهرودی با استناد به روایتی از پیامبر اکرم(ص) مردم را در مواجهه با نماز به چهار گروه تقسیم کرده و میگوید: طبق فرموده نبی مکرم اسلام(ص)، سه گروه از این چهار دسته در معرض خطرات جدی اخروی هستند و تنها یک گروه به رستگاری میرسد. گروه نخست، کسانی هستند که خداوند در سوره مبارکه ماعون از آنها با تعبیر «ویل» یاد کرده است؛ آنجا که میفرماید: فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ. اینها کسانی هستند که اصل نماز را بهجا میآورند، اما نسبت به وقت آن بیتوجه و سهلانگارند.
وی در تبیین این موضوع میافزاید: نماز اول وقت، نماد احترام بنده به دعوت خالق است. این کارشناس دینی با بهرهگیری از تمثیلی از مرحوم آیتالله بهجت(ره) خاطرنشان میکند: نماز مانند لیموشیرین است؛ اگر در همان لحظه اول که بریده میشود میل شود، شیرین و گواراست، اما با گذشت زمان رو به تلخی میرود. نمازی که از وقت فضیلت خود دور شود، اگرچه تکلیف را ساقط میکند، اما حلاوت و اثر تربیتی لازم را برای مستحکم کردن اراده انسان نخواهد داشت.
وی با نگاهی به زیست مؤمنانه در فضای کسبوکار اضافه میکند: عشق به نماز اول وقت بسیار ارزشمند است. ما باید مبلغ این فرهنگ باشیم. یک کاسب وقتی هنگام اذان مغازه را برای دقایقی رها میکند، درواقع به همسایه و مشتری خود درس بندگی میدهد. این اثرگذاری چهرهبهچهره، گاهی از صدها منبر تأثیرگذارتر است. رزق دست خداست و آن مشتری که قرار است سودی به شما برساند، پس از نماز هم توسط پروردگار فرستاده خواهد شد.
خطر بندگی نوسانی در مسیر رستگاری
این کارشناس معارف اسلامی در ادامه به تبیین وضعیت گروه دوم پرداخته و با اشاره به آیه ۵۹ سوره مبارکه مریم میگوید: خداوند میفرماید: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا. این گروه کسانی هستند که نماز را ضایع کردهاند. ضایع کردن به معنای برخورد نوسانی و سلیقهای با نماز است؛ یعنی فرد گاهی میخواند و گاهی به بهانههای مختلف از آن سر باز میزند.
حجتالاسلام محمدی شاهرودی با انتقاد از برخوردهای سلیقهای با فرایض دینی، تصریح میکند: بندگی خدا نباید تابع شرایط یا حال روحی ما باشد. متأسفانه گاهی در برخی مراسم اجتماعی یا به بهانه حفظ آراستگی ظاهر، نماز به حاشیه رانده میشود. حقیقت این است اگر کسی در اماکن زیارتی مقید به نماز باشد، اما در محیطهای تفریحی یا جشنها آن را رها کند، درواقع نماز را به ابزاری برای آرامش مقطعی خود تبدیل کرده است، نه مسیری برای تقرب به پروردگار. بندگی واقعی یعنی در هر موقعیتی، اولویت با فرمان خدا باشد. جالب اینجاست که با کمی تدبیر و مدیریت زمان میتوان هم به آراستگی و حضور در اجتماع رسید و هم از مرزهای بندگی عبور نکرد.
منطق و محبت؛ کلید جذب نوجوانان
این استاد حوزه، گروه سوم را کسانی معرفی میکند که به کلی با نماز بیگانهاند. وی با استناد به آیات سوره مبارکه مدثر میگوید: وقتی از دوزخیان پرسیده میشود چه چیز شما را به «سقر» کشانده است، پاسخ میدهند: لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ. اینها کسانی هستند که عمداً و آگاهانه نماز را ترک کردهاند. سقر یکی از عمیقترین و هولناکترین بخشهای جهنم است که جایگاه تارکان صلاه محسوب میشود.
وی با نگاهی آسیبشناسانه خطاب به والدین مطرح میکند: باید مراقب بود میان نوجوان کاهل در نماز با تارکالصلاه معاند تفاوت قائل شویم. اگر نوجوانی نماز نمیخواند، نباید او را بیدین یا کافر دانست. ریشه این اتفاق اغلب در ناآگاهی یا شبهاتی است که در ذهن او انباشته شده است. نوجوان میپرسد: «من این همه نماز خواندم، پس چرا فلان مشکل برایم پیش آمد؟» یا «چرا دعایم مستجاب نشد؟». وظیفه پدر و مادر این نیست که فقط با لحنی تند و تکراری بگویند «بلند شو نمازت را بخوان» این روشها جواب نمیدهد.
استاد محمدی شاهرودی با اشاره به اینکه دعوت فرزندان به نماز یک مسیر گامبهگام است، تصریح میکند: اصلیترین مرحله این است که فضای گفتوگو را باز کنیم؛ یعنی کنار نوجوان بنشینیم، صمیمانه به حرفهایش گوش دهیم و اجازه دهیم تمام سؤالات و گرههای ذهنیاش را بیرون بریزد. اگر ما به عنوان والدین نتوانیم با مطالعه و آگاهی، پاسخ درستی به شبهات او بدهیم، او به مرور نسبت به نماز بیانگیزه میشود. مشکل اینجاست ما اغلب در تله تذکر دادن مدام افتادهایم، در حالی که باید یاد بگیریم نماز را نه به عنوان یک دستور اجباری، بلکه به عنوان یک نیاز درونی و پناهگاهی برای آرامش خود او تبیین کنیم. درواقع، آمیختن لحن مهربان با منطق قوی، تنها راه نفوذ به دنیای نوجوان و ماندگار کردن لذت نماز در دل او است.
تجلی آرامش پیری در پرتو بندگی
وی با تبیین ویژگیهای گروه چهارم، آنها را رستگاران واقعی مینامدو با قرائت آیات نخستین سوره مؤمنون میگوید: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ. این گروه کسانی هستند که هم به اصل نماز، هم به وقت آن و هم به آداب و باطن آن توجه دارند. فلاح و عاقبتبهخیری که در کلام پیامبر(ص) آمده، مخصوص این افراد است.
این مبلغ دینی به آثار وضعی و بلندمدت نماز در زندگی نیز اشاره و بیان میکند: کسی که دههها با نماز مأنوس بوده، در دوران پیری از آرامش و رضایتی بهرهمند است که دیگران از آن محروماند. عزیزانی که محاسنتان سفید شده، اگر امروز از زندگی لذت میبرید، به خاطر همان نمازهایی است که در جوانی و میانسالی با اخلاص خواندهاید. آدمهای بینماز وقتی از مرز ۶۰ سالگی رد میشوند، اغلب دچار یک زندگی زجرآور و روزمرگی بیپناه میشوند. آنها احساس لذت نمیکنند چون پیوندشان با منبع معنا قطع شده است.
حجتالاسلام محمدی شاهرودی در جمعبندی این گفتوگو تأکید میکند: نمازگزار واقعی دارای نقشه راه است؛ او در تلاطم زندگی میداند از کجا آمده و به سوی چه مقصدی در حرکت است. این همان حقیقت نابی است که امام حسین(ع) برای پاسداری از آن، حتی در میانه میدان جنگ و زیر آماج تیرها، لحظهای از آن دست نکشید. درواقع، شهادت در راه خدا، خود عالیترین مرتبه نماز و پیوستن به معبود است؛ همان مسیری که رهبر شهیدمان با تأسی به مکتب عاشورا پیمودند تا ثابت کنند نماز، نه یک تکلیف خشک، بلکه بال پروازی است که انسان را از خاک به افلاک میرساند. امید است با درک عمیق این پیوند معنوی، در زمره رستگارانی باشیم که بندگی را نه فقط در کلام، که در تمام ساحتهای زندگی متجلی میکنند.






نظر شما