تحولات منطقه

۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۴
کد مطلب: ۱۱۵۱۹۵۲

از برش سالامی تا استراتژی کَلَم؛ نقشه پکن برای پیشروی تدریجی در «منطقه خاکستری»

راهبرد چندلایه چین در مرز میان صلح و درگیری با آمریکا

در مرز میان جنگ و صلح در قرن بیست‌ویکم چین با اتکا به مجموعه‌ای از ابزارهای نظامی و غیرنظامی نوعی رقابت چندلایه را دنبال می‌کند که در آن اقتصاد، سایبر، حقوق و اطلاعات هم‌زمان در خدمت اهداف راهبردی قرار می‌گیرند.

از برش سالامی تا استراتژی کَلَم؛ نقشه پکن برای پیشروی تدریجی در «منطقه خاکستری»
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

ماهیت جنگ در قرن بیست‌ویکم به‌طور چشمگیری تغییر کرده است. همان‌طور که باگمن (Baughman) اشاره می‌کند، پیشرفت‌های فناوری، توانمندی‌های سایبری، وابستگی اقتصادی متقابل و شبکه‌های اطلاعاتی، دامنه درگیری را فراتر از میدان‌های نبرد سنتی گسترش داده‌اند. رقابت معاصر بیش از پیش شامل ترکیبی از ابزارهای نظامی و غیرنظامی است و مرز میان جنگ و صلح را مبهم می‌کند؛ در این بین چین با اتکا به مجموعه‌ای از ابزارهای نظامی و غیرنظامی در حال بازتعریف مفهوم قدرت است. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، آنچه پکن دنبال می‌کند نه جنگ کلاسیک، بلکه نوعی رقابت چندلایه است که در آن اقتصاد، سایبر، حقوق و اطلاعات هم‌زمان در خدمت اهداف راهبردی قرار می‌گیرند.

جنگ در «منطقه خاکستری»؛ از ایده تا عمل

در ادبیات امنیتی جدید، مفهوم «منطقه خاکستری»(Grey Zone) به فضای بین جنگ و صلح اشاره دارد؛ جایی که اقدامات اجبارآمیز بدون عبور از آستانه جنگ رسمی انجام می‌شود. چین در همین چارچوب از ترکیب ابزارهای نظامی، شبه‌نظامی، گارد ساحلی و ابزارهای حقوقی و اقتصادی استفاده می‌کند.

بر اساس این رویکرد، عملیات موسوم به «برش سالامی»(Salami Slicing Strategy) یا «استراتژی کلم»(Cabbage Strategy) به چین اجازه می‌دهد تا به‌صورت تدریجی و مرحله‌به‌مرحله در مناطق مورد مناقشه پیشروی کند، بدون آنکه واکنش نظامی گسترده‌ای را تحریک کند. نمونه بارز آن در سال ۲۰۱۷ در اطراف جزیره تیتو در فیلیپین رخ داد؛ جایی که نیروی دریایی، گارد ساحلی و شبه‌نظامیان دریایی چین هم‌زمان اقدام به محاصره منطقه کردند.

این نوع عملیات، به گفته تحلیلگران، بخشی از الگوی فکری مبتنی بر بازی «گو» است؛ رویکردی که در آن تسلط تدریجی بر فضا، بر پیروزی سریع و قاطع اولویت دارد.

سه‌گانه جنگ چین؛ رسانه، روان و قانون

یکی از ستون‌های اصلی دکترین جنگ نامحدود چین، مفهوم «سه نوع جنگ»(Three Warfares) است که در سال ۲۰۰۳ توسط حزب کمونیست چین تأیید شد. این سه‌گانه شامل جنگ رسانه‌ای، جنگ روانی و جنگ حقوقی است.

در جنگ رسانه‌ای، هدف شکل‌دهی به افکار عمومی داخلی و بین‌المللی است. جنگ روانی بر ایجاد اختلال در تصمیم‌گیری دشمن از طریق انتشار اطلاعات هدفمند تمرکز دارد. جنگ حقوقی نیز با استفاده از نظام‌های قانونی داخلی و بین‌المللی تلاش می‌کند ادعاهای چین را تثبیت کرده و فضای عملیاتی رقبای خود را محدود کند.

این ابزارها در کنار عملیات نظامی، مجموعه‌ای از فشارهای هم‌زمان را شکل می‌دهند که در آن مرز میان تبلیغات، قانون و قدرت سخت عملاً از بین می‌رود.

بُعد سایبری؛ میدان نبرد بدون مرز

در حوزه سایبری، چین در سال ۲۰۱۵ ساختار رسمی جنگ سایبری خود را در ارتش ایجاد کرد. هم‌زمان، اداره فضای سایبری چین مسئول کنترل محتوا، امنیت شبکه و توسعه اقتصاد دیجیتال شد.

بر اساس گزارش شرکت امنیت سایبری CrowdStrike، چین در سال ۲۰۱۸ بیشترین تعداد حملات سایبری علیه شبکه‌های ایالات متحده را انجام داده است. در مقابل، پکن واشنگتن را به عنوان «درنده سایبری» معرفی می‌کند که سابقه نقض گسترده حقوق دیجیتال سایر کشورها را دارد.

در برخی گزارش‌های اطلاعاتی، بازیگران سایبری مرتبط با چین به داده‌های حساس مربوط به توسعه هواپیمای C-17 بوئینگ دسترسی پیدا کرده‌اند. چند سال بعد، چین هواپیمای Y-20 را معرفی کرد که شباهت‌هایی به طراحی‌های غربی دارد؛ موضوعی که در بحث انتقال فناوری و جاسوسی صنعتی مورد توجه قرار گرفته است.

در سوی دیگر، اسناد افشاشده توسط ادوارد اسنودن نشان داد که آمریکا نیز عملیات نفوذ سایبری علیه شرکت هواوی انجام داده و ابزارهای شنود دیجیتال در سیستم‌های آن نصب کرده است.

رقابت قدرت‌ها و گسترش جنگ فراتر از میدان نبرد

بر اساس ارزیابی‌های راهبردی، چین با وجود نداشتن برتری کامل نظامی متعارف نسبت به آمریکا، به‌طور فزاینده‌ای به سمت ترکیب ابزارهای مختلف قدرت حرکت کرده است. این شامل توسعه همکاری‌های نظامی-مدنی، افزایش بودجه دفاعی و تقویت توان سایبری و دریایی است.

نیروی گارد ساحلی چین از سال ۲۰۱۰ تاکنون به بزرگ‌ترین نیروی گارد ساحلی جهان تبدیل شده و تعداد شناورهای بزرگ آن بیش از دو برابر شده است. این نیرو اکنون قادر به انجام عملیات طولانی‌مدت در مناطق مورد مناقشه دریایی است.

در مجموع، بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ در معنای سنتی آن دیگر وجود ندارد. فناوری، جهانی‌شدن و شبکه‌های اطلاعاتی باعث شده‌اند مرز میان نظامی و غیرنظامی از بین برود و رقابت قدرت‌ها در قالبی گسترده‌تر و پیچیده‌تر ادامه یابد.

با این حال، درباره میزان انسجام این دکترین در سیاست چین اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را یک راهبرد منسجم «جنگ نامحدود» می‌دانند و برخی دیگر آن را مجموعه‌ای از ابزارهای پراکنده در چارچوب رقابت قدرت‌های بزرگ تفسیر می‌کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha