روز دوم محرم یادآور یکی از منزلگاههای سرنوشتساز نهضت عاشوراست؛ روزی که کاروان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) پس از طی مسیرهای دشوار، به سرزمینی رسید که نام آن با رنج، بلا، شهادت و جاودانگی درهم آمیخته است. ورود امام حسین(ع) به کربلا، تنها توقفی جغرافیایی در مسیر حرکت از مکه به سوی عراق نبود، بلکه نقطه آغاز مرحلهای تازه از تجلی بندگی، تسلیم و فنا در اراده الهی به شمار میآید.
حجتالاسلام والمسلمین مسعود یوسفی، مدرس و کارشناس مسائل دینی در گفتوگویی با تبیین ابعاد معرفتی ورود امام حسین(ع) به کربلا، این واقعه را جلوهای از فنا شدن در جمال الهی و ترجیح اراده خداوند بر خواست انسانی دانسته و بر این نکته تأکید میکند که پیام کربلا، تنها روایت یک حادثه تاریخی نیست، بلکه دعوتی همیشگی برای نجات انسان از غرقاب دنیا و رسیدن به حقیقت بندگی است.
به تعبیر ایشان، انسان گاه در مسیر شناخت، به ظاهر الفاظ و صورتهای ظاهری توجه میکند، اما از باطن معنا غافل میماند. همین غفلت است که موجب میشود حقیقتی که باید راهنمای انسان در مسیر سلوک باشد، در حجاب الفاظ و ظواهر پنهان بماند. در ادامه، مشروح روضه مکتوب روز دوم محرم آمده است.
توجه به ظاهر الفاظ و غفلت از باطن معنا
در آغاز بحث باید به یک نکته اساسی توجه کرد؛ اینکه انسان در مسیر تشخیص حقیقت، گاهی گرفتار ظاهر الفاظ میشود. بسیاری از مفاهیم دینی و معنوی در قالب الفاظ بیان شدهاند، اما اگر انسان تنها به همین الفاظ بسنده کند و از حقیقت نهفته در پس آنها غافل بماند، درواقع از مقصد اصلی دور شده است.
از این رو در مسیر معرفت و سلوک، آنچه اهمیت دارد عبور از سطح ظاهری مفاهیم و رسیدن به باطن معناست. انسان باید بتواند از قالبهای ظاهری عبور کند تا حقیقتی را که در پس این الفاظ قرار گرفته است دریابد.
شرط فهم حقیقت در سلوک: عبور از منیت
در این مسیر، مهمترین مانع فهم حقیقت، «منِ» انسان است. تا زمانی که انسان گرفتار خودخواهی و تعلقات نفسانی است، حقیقت برای او آشکار نمیشود.
وقتی انسان بتواند از خودخواهی فاصله بگیرد و تعلقات ظاهری را کنار بگذارد، آنگاه افق تازهای از فهم برای او گشوده میشود. در چنین وضعیتی است که انسان میتواند معنای عمیقتری از زندگی و از نسبت خود با خداوند را درک کند. درواقع، سلوک معنوی با نوعی فاصله گرفتن از خود و نزدیک شدن به حقیقت آغاز میشود.
نسبت اتکا به خویشتن و فاصله گرفتن از حقیقت
در این نگاه، هر اندازه انسان بیشتر به تواناییها و دانستههای خود تکیه کند، به همان اندازه ممکن است از حقیقت فاصله بگیرد. اعتماد افراطی به خویشتن گاهی انسان را در حصار دانستههای محدود خود گرفتار میکند. در مقابل، هرچه انسان خود را کنار بزند و با خلوص بیشتری به حقیقت رو آورد، راه برای فهم درست گشودهتر میشود. در اینجا مسئله، نفی علم یا دانایی نیست؛ بلکه سخن از این است که علم ظاهری اگر با تواضع و تسلیم در برابر حقیقت همراه نباشد، نمیتواند انسان را به مقصد برساند.
تمثیل مولانا درباره علم ظاهری و حقیقت نجات
برای روشنتر شدن این معنا، مولانا در مثنوی معنوی حکایتی مشهور نقل میکند؛ حکایت «نحوی و کشتیبان». در این داستان، مردی که به علم نحو آگاه است، سوار بر کشتی میشود و با نوعی فخر علمی از کشتیبان میپرسد آیا علم نحو میداند یا نه.
کشتیبان پاسخ میدهد چنین دانشی ندارد. نحوی با نوعی تحقیر به او میگوید در این صورت نیمی از عمرش بر باد رفته است. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. هنگامی که کشتی در میان دریای متلاطم گرفتار میشود و خطر غرق شدن پیش میآید، کشتیبان این بار از نحوی میپرسد: آیا شنا کردن بلدی؟
نحوی پاسخ میدهد که بلد نیست. در اینجا کشتیبان به او میگوید: پس تمام عمرت بر باد رفته است؛ زیرا اکنون کشتی در آستانه غرق شدن است و تو راه نجاتی نداری.
تفسیر عرفانی مولانا از نجات انسان در دریای دنیا
مولانا با این حکایت، حقیقتی عمیق را بیان میکند. از نگاه او، دنیا همچون دریایی مواج است که انسان در آن در معرض غرق شدن قرار دارد. دانستههای ظاهری، هرچند ارزشمندند، اما بهتنهایی نمیتوانند انسان را از این دریای پرخطر نجات دهند. آنچه در این مسیر نجاتبخش است، نوعی تسلیم در برابر حقیقت الهی است. مولانا در ابیاتی مشهور میگوید: «آب دریا مرده را بر سر نهد / ور بود زنده ز دریا کی رهد». در این تعبیر، «مرده بودن» به معنای از دست دادن تکاپوی نفسانی و تسلیم شدن در برابر اراده الهی است. انسانی که در برابر تقدیر الهی حالت تسلیم پیدا میکند و اراده خداوند را بر اراده خود مقدم میدارد، میتواند از غرقاب دنیا نجات پیدا کند.
اصل بنیادین سلوک: محو میباید نه نحو
مولانا در ادامه، همین معنا را در عبارتی کوتاه و عمیق بیان میکند: «محو میباید، نه نحو».
اساساً مقصود او این است آنچه انسان را به نجات میرساند، صرف دانستن قواعد و اصطلاحات فنی و علمی نیست؛ بلکه رسیدن به حالتی از «محو شدن» و فنای در معشوق است. محو در اینجا به معنای محو شدن در برابر حقیقت الهی و کنار گذاشتن خودمحوری است. در این حالت، انسان از خود عبور میکند و در جمال الهی فانی میشود. چنین حالتی است که میتواند انسان را از غرق شدن در دریای دنیا نجات دهد.
تجلی مفهوم محو در ورود امام حسین(ع) به کربلا
این معنا را میتوان در واقعه ورود امام حسین(ع) به کربلا نیز مشاهده کرد. در نقلهای تاریخی آمده آن حضرت هنگام رسیدن به این سرزمین، درباره نام آن پرسوجو میکنند. برخی آن را «غاضریه» مینامند، برخی «نینوا» و نامهای دیگری نیز ذکر میکنند.
اما هنگامی که نام «کربلا» برده میشود، حالتی خاص برای حضرت پدید میآید. «فَلَمَّا وَصَلَهَا قَالَ مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْضِ فَقِیلَ کَرْبَلَاءُ فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَکُ دِمَائِنَا وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا بِهَذَا حَدَّثَنِی جَدِّی رَسُولُ اللَّه؛ در روز دوم محرم به کربلا رسیدند، امام حسین(ع) پرسیدند: نام این زمین چیست؟ گفته شد: کربلا! حضرت فرمودند: خدایا پناه میبرم به تو از اندوه و بلا. سپس فرمودند: اینجا محل اندوه و بلاست، فرود آیید. در همین جا فرود آیید، سوگند به خدا همینجا جای پیاده شدن ما و محل ریختن خون ما و محل قبرهای ماست. سوگند به خدا در همین جا اهل بیت من به اسیری برده شوند. جدّم رسول خدا(ص) به من چنین خبر داده است». جملهای تاریخی که حضرت بیان میکنند: «هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا؛ اینجا محل فرود آمدن ماست» در تاریخ ماندگار است که نشانه اراده و عزم استوار امام(ع) است.
در این صحنه میتوان جلوهای از همان مفهوم «محو شدن» را مشاهده کرد. امام حسین(ع) با آگاهی کامل از سرنوشتی که در پیش است، در برابر تقدیر الهی تسلیم میشوند. این تسلیم، نه از سر ناتوانی، بلکه از سر عشق و معرفت است. گویی آن حضرت در این سرزمین، دیدار با معشوق را پیش روی خود میبینند؛ جایی که خون مقدسشان در راه خدا ریخته خواهد شد و حقیقتی بزرگ در تاریخ رقم خواهد خورد.
پیام معرفتی واقعه کربلا برای انسان
روز دوم محرم و ورود امام حسین(ع) به کربلا تنها یک رخداد تاریخی نیست؛ بلکه حامل پیامی عمیق برای انسان است. در مسیر حرکت امام از مدینه تا کربلا، گفتوگوها، پرسشها و پاسخهایی رخ میدهد که هر یک حامل رازهایی از سلوک و معرفت است.
در این واقعه، پرسش امام درباره نام سرزمین و شنیدن نام «کربلا»، حامل معنایی فراتر از یک گفتوگوی تاریخی است؛ گویی حضرت در برابر وعدهگاه مقدری قرار میگیرد که محل نزول امتحان، ایثار و شهادت است. از همینرو، روایت ورود به کربلا در روضه روز دوم محرم، بستری برای تأمل در مفهوم تسلیم، عبور از خویشتن و آمادگی برای فداکاری در راه حقیقت فراهم میکند. در واقع، همانگونه که حسین بن علی(ع) در مسیر خود به سوی کربلا در جمال الهی محو شدند، انسان نیز برای رهایی از غرقاب دنیا باید راهی مشابه را طی کند. اگر به مدل سؤال و جوابها دقت کنیم اسلوبی در خود دارد و برای الگوبرداری ما در دنیای امروز است. نجات انسان در این است که از خود عبور کند و در حقیقت الهی محو شود؛ زیرا تنها در این صورت است که میتواند از دریای پرخطر دنیا عبور کرده و به ساحل نجات برسد.






نظر شما