تحولات منطقه

اظهارات اخیر ترامپ درباره احتمال ایفای نقش سوریه در مهار حزب‌الله، بار دیگر بحث بازگشت دمشق به معادلات امنیتی لبنان را زنده کرده است. اما سوریه امروز با کشوری که در سال ۱۹۷۶ وارد جنگ داخلی لبنان شد، تفاوتی بنیادین دارد.

سوریه در آینه لبنان؛ ترامپ، حزب‌الله و معادله‌ای که دمشق توان حل آن را ندارد
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

سخنان دونالد ترامپ درباره احتمال ایفای نقش سوریه در لبنان، بحثی قدیمی را دوباره به صدر تحلیل‌های خاورمیانه بازگردانده است؛ اینکه آیا دمشق می‌تواند بار دیگر همان نقشی را ایفا کند که نزدیک به نیم قرن پیش در اوج جنگ داخلی لبنان بر عهده گرفت. با این حال، آنچه در نگاه نخست شبیه بازگشت تاریخ به نظر می‌رسد، در واقع بیش از هر چیز یادآور فاصله عمیقی است که میان سوریه امروز و سوریه دوران حافظ اسد وجود دارد.

سوریه‌ای که دیگر وجود ندارد

زمانی که ارتش سوریه در سال ۱۹۷۶ وارد لبنان شد، دمشق از مجموعه‌ای از مزیت‌های سیاسی و نظامی برخوردار بود که مداخله را امکان‌پذیر می‌کرد. دولت مرکزی قدرتمند، ارتش منسجم، مشروعیت منطقه‌ای و حمایت ضمنی بازیگران بین‌المللی، چارچوبی را شکل داده بودند که سوریه را به بازیگری تعیین‌کننده در لبنان تبدیل می‌کرد.

اما سوریه امروز هنوز درگیر بازسازی خود است. سال‌ها جنگ داخلی، ساختارهای حکومتی را فرسوده کرده و اقتصاد کشور را در وضعیت شکننده‌ای قرار داده است. دولت جدید دمشق همچنان در تلاش برای تثبیت اقتدار خود در سراسر کشور است و هنوز با چالش‌های گسترده سیاسی، اجتماعی و امنیتی روبه‌روست.

در چنین شرایطی، ورود به یک پرونده پیچیده خارجی نه تنها مزیت راهبردی محسوب نمی‌شود، بلکه می‌تواند منابع محدود حکومت را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل بسیاری از ناظران معتقدند که اولویت دمشق در سال‌های آینده نه گسترش نفوذ منطقه‌ای، بلکه تثبیت حاکمیت در داخل مرزهای خود خواهد بود.

لبنان دیگر پذیرای قیمومیت نیست

تحولات لبنان نیز شرایط را به کلی تغییر داده است. در دهه ۱۹۷۰، بخشی از ساختار سیاسی لبنان از حضور سوریه حمایت می‌کرد و مداخله دمشق در چارچوب توافقات منطقه‌ای و درخواست رسمی دولت وقت صورت گرفت. امروز اما فضای سیاسی لبنان به شکل محسوسی متفاوت است.

تقریباً تمامی جریان‌های اصلی لبنانی، با وجود اختلافات عمیق درباره حزب‌الله، در یک موضوع اشتراک نظر دارند: بازگشت نفوذ مستقیم سوریه به لبنان مطلوب نیست. تجربه چند دهه حضور امنیتی و سیاسی دمشق در لبنان، حساسیت بالایی نسبت به هرگونه نقش‌آفرینی مستقیم سوریه ایجاد کرده است.

از سوی دیگر، هیچ اجماع منطقه‌ای نیز برای حمایت از چنین سناریویی وجود ندارد. کشورهای عربی، ترکیه، ایران و حتی بازیگران غربی هر یک محاسبات خاص خود را دارند و بعید است از شکل‌گیری نقش نظامی جدیدی برای سوریه در لبنان حمایت کنند.

قدرتی که مرز دارد

در پس اظهارات ترامپ، بیش از آنکه یک طرح عملی دیده شود، نوعی فشار سیاسی بر حزب‌الله و ایران قابل مشاهده است. اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که معادلات منطقه دیگر با الگوهای دهه ۱۹۷۰ قابل توضیح نیستند. ارتش سوریه دیگر آن نیروی منسجم گذشته نیست و ساختار امنیتی کشور نیز همچنان در حال بازسازی است.

همزمان، توافقات جدید و مذاکرات در حال شکل‌گیری میان واشنگتن و تهران می‌تواند اولویت‌های منطقه را از رویارویی مستقیم به سمت مدیریت توازن قدرت سوق دهد. در چنین فضایی، احتمال آنکه سوریه به بازیگر مداخله‌گر در لبنان تبدیل شود، بیش از آنکه یک گزینه واقعی باشد، یک فرضیه سیاسی است.

شاید مهم‌ترین درس این بحث آن باشد که قدرت، برخلاف تصور بسیاری از رهبران، تنها به اراده وابسته نیست. قدرت به ظرفیت دولت، مشروعیت داخلی و شرایط محیطی گره خورده است. سوریه امروز پیش از آنکه به فکر بازگشت به لبنان باشد، باید مسئله بزرگ‌تری را حل کند؛ بازسازی خود سوریه.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha