دقیقاً دو سال پیش که گرمای شدید هوا در ظهر داغ یکی از روزهای خرداد ۱۴۰۳ با بوی فاضلاب در تصفیهخانه چرمشهر در هم پیچیده بود، با حضور مسئولان ملی و استانی، این تصفیهخانه به بهرهبرداری رسید تا نقطهای بر پایان مشکلات زیستمحیطی در این بخش از کشفرود باشد که از نظر موقعیت مکانی در انتهای این رودخانه قرار دارد؛ اما گذر زمان نشان داد با همه تلاشهای انجام شده، گویا قرار نیست خروش بحرانها در این فاضلاب رود یا در کانونهای متصل به آنها از جمله تصفیهخانه چرمشهر برای همیشه فروکش کند.
غصهها و بحرانهای کشفرود سالهاست نقل زبان مسئولان، مردم و رسانههای استان و حتی کشور بوده و بارها و بارها شاهد حضور مسئولان کشوری در بازدید از بخشهای مختلف آن بودهایم؛ اما اینکه همچنان مشکلات آن پابرجاست، نشان میدهد در کنار نبود منابع مالی و تصدیق و تأیید عبارت «مشهد؛ شهر وعدهها» باید گفت هیچ اراده متمرکزی برای حل شبکه مسائل و بحرانهای زیستمحیطی در کشفرود وجود ندارد و فقط وزیران، رؤسا، مدیران کشوری و استانداران مختلف استان، معاونان و مدیران کل دستگاههای اجرایی بهعنوان بخش حاکمیتی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی هر یک در سرتاسر این رود یا حتی بخش کوچکی از آن دستکم در دو دهه اخیر بارها و بارها قدم زدهاند؛ اما در نهایت جز انجام کار مقطعی، هشدار و ابراز تأسف از کشت و کار با فاضلاب جاری از این رودخانه که حاصل تکمیل یا ساخته نشدن تصفیهخانههای متعدد برای فاضلاب است و ثمره آن در سفرههای مردم دیده میشود، کاری از پیش نبردهاند.
نشانههای نبود مدیریتی متمرکز در سرتاسر این رودخانه قابل رصد است؛ از وجود موتور تلمبهها که مشخص نیست در زمان بازدیدها ناگهان چطور غیبشان میزند، تا لولههای قطور و طولانی مشکی رنگ که در سرتاسر زمینهای زراعی اطراف این رودخانه و حتی در کیلومترها دورتر دیده میشوند یا پیدا شدن سرمایهگذار برای ساخت تصفیهخانه خینعرب که به دلیل تأیید نشدن طرح توسط شورای اقتصاد، آن هم ابتر مانده، یا نامشخص بودن انتهای کار تصفیهخانه سپتاژ که توسط شهرداری در حال انجام است، یا پیشرفت فیزیکی بیش از ۸۷درصد شبکه جمعآوری فاضلاب مشهد آن هم در صورتی که تصفیهخانههای این شهر توان تصفیه این حجم از فاضلاب را ندارند و موارد فراوان دیگر تأییددهنده همین نبود مدیریت متمرکز است.
تصفیهخانه چرمشهر به افتتاح رسمی رسید و این ایام دو سال از افتتاح رسمی آن پس از ۶ بار وعده دادن برای افتتاح در زمانهای مختلف میگذرد که عمده آن به دلیل اختلاف پیمان میان پیمانکار و شرکت شهرکهای صنعتی خراسان رضوی بود؛ اما تنها در مقطعی کوتاه که از آن حدود پنج ماه یاد میشود، این تصفیهخانه توانست خروجی با «سی او دی» نزدیک به ۵۰۰ داشته باشد.
پس از آن با خراب شدن دستگاههای هواساز که از قضا از پیشرفتهترین دستگاهها به شمار میرفت و چون شرکت سازنده خارجی آن به دلیل تحریمها از ارائه سرویس خدمات پشتیبانی خودداری کرد و در ادامه، آمدن دستگاههای هواسازِ کمکی از تصفیهخانههای متعلق به شرکت شهرکهای صنعتی کشور و استان به تصفیهخانه چرمشهر زمانبر شد، حالا با وجود فعال بودن این هواسازها، به خاطر مشکلات دیگر، هنوز شاخصهای آزمایشهای زیستمحیطی از بهبود کامل شرایط خبر نمیدهند.
تصفیهخانه چرمشهر تنها نمونه مصداقی از بحران کشفرود است که در آن نه پیمانکار راضی است که حکم بدوی دستگاه قضا را دریافت کرده، نه کارگران تصفیهخانه که میگویند از آنها در قراردادها بهعنوان کارگر پروژه چرمشهر یاد شده در صورتی که آنها کارگر تصفیهخانه هستند و هنوز قرارداد خود را امضا نکردهاند، نه محیط زیست که هنوز نتوانسته آزمایشهای تأییدکننده تصفیه کامل خروجی تصفیهخانه چرمشهر را در دست داشته باشد، نه شرکت خدماتی شهرک صنعتی چرمشهر که باید هزینههای خود را از شرکتهای مستقر در این شهرک بگیرد تا خرج شهرک و تصفیهخانه کند؛ اما به دلیل شرایط خاص کشور، معادلات مالی آنها درست نچرخیده و حالا درگیر تأمین منابع مالی است و نه در نهایت مردم که همچنان از قاعده حل این مشکلات چیزی در دست ندارند.
مگر میشود در سرتاسر منطقه لولههای انتقال پساب و فاضلاب گسترده باشد و در نهایت متولی رودخانهها؛ یعنی آب منطقهای نسبت به این موضوع ناآگاه باشد؟ این گمانه را هم مردم محلی مطرح میکنند که هزینه دفع فاضلاب را هر چند اندک روی قبضهای آب پرداخت میکنند؛ اما در نهایت بخشی از آن بدون تصفیه کامل سر از کشفرود در میآورد و در نهایت همان فاضلاب به هر کیفیتی که هست، برای رسیدن به زمینهای کشاورزی خرید و فروش میشود، نکند با این حال صرفه به حل نشدن بحران کشفرود است؟
قدیمیترها میگویند کشفرود از روزی فاضلابرود شد که بدون در نظر گرفتن اینکه تصفیهخانهای برای فاضلابهای تجمیع شده به اندازه کافی وجود دارد، اجرای طرح اگو در مشهد آغاز و اجرایی شد تا چاههای فاضلاب از بستر خانهها جمع شود غافل از اینکه این اقدام با همه فوایدش به دلیل اینکه بستر لازم برایش فراهم نبود، بخش زیادی از مجاری تغذیه سفرههای زیرزمینی را بست و بحران کشفرود را نیز همزمان رقم زد.
نکته دیگر، سرسبزی چندین هکتاری پیرامون کشفرود بوده که در نقشههای هوایی قابل رؤیت است و این پرسش را جلو هر عقل سلیمی میگذارد که این حجم از سرسبزی در حاشیه رودخانهای که سالها بر جاری بودن فاضلاب در آن تأکید شده، از کجا آبیاری میشود و آیا واقعاً همه محصولات تولیدی آن فاقد آلودگی است؟
از این نوع گلایهها بسیار وجود دارد؛ اما باید گفت چندی پیش، خانه همافزایی آب و انرژی خراسان رضوی با همکاری آب منطقهای پیشنویس سند جامع ساماندهی و احیای رودخانه کشفرود را با عنوان احیای دغدغه تا تدوین نقشه راه ساماندهی و حل چالشهای بحرانی این رودخانه رونمایی کرد؛ اما اگر باز هم همت جمعی همه دستگاههای متولی نباشد، این سند نیز راه به جایی نخواهد برد.
کاملکننده بحث این است که هیچ اقدام فردی و گروهی به بحرانهای پیچیده در کشفرود کمک نمیکند و تنها یک اقدام مقطعی است که حتی میتواند به دلیل یکجانبهگرایی، مسائل کشفرود را تشدید کند؛ زیرا حل این موضوع به دیدن همه ابعاد آن و همافزایی داخل استان با سطوح ملی؛ به ویژه در بخش تأمین اعتبارات نیاز دارد تا کشفرود و تاغهای آن که بارها و بارها به دلیل جاگذاری موتور تلمبهها به آتش کشیده شدهاند و دیگر رمقی برای ادامه ندارند، به جایگاه تاریخی خود برگردند.
۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۴
کد مطلب: ۱۱۵۲۷۹۵
دقیقاً دوسال پیش که گرمای شدید هوا در ظهر داغ یکی از روزهای خرداد۱۴۰۳با بوی فاضلاب در تصفیهخانه چرمشهر در هم پیچیده بود، با حضور مسئولان ملی و استانی، این تصفیهخانه به بهرهبرداری رسید تا نقطهای بر پایان مشکلات زیستمحیطی در این بخش از کشفرود شد.
زمان مطالعه: ۵ دقیقه
منبع: روزنامه قدس






نظر شما