تحولات منطقه

۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۳
کد مطلب: ۱۱۵۲۸۷۲

صدای زنده‌نام بهروز رضوی، صدای ایران بود. نوای او جمع نقیضین بود؛ غم داشت اما حزن نداشت؛ حماسه و افتخار داشت اما سرکشی نداشت؛ غرور داشت و تفرعن نداشت؛ و از همه مهم‌تر، «شخصیت» داشت.

یادی از زنده‌نام بهروز رضوی/ صدای او، صدای ایران بود
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین، سال‌ها پیش، مستندی را که با صدای استاد بهروز رضوی ساخته بودم، در دانشگاه تمپل فیلادلفیا برای استادان سینما به نمایش گذاشتم. در بخشی از فیلم، طنین صدای او بر تصویرِ طاق و مقرنس‌های حمام شاه مشهد نشسته بود. استاد سینمای آن دانشگاه، بی‌آنکه کلمه‌ای از زبان فارسی بفهمد، دستش را به نشانه تحسین بالا آورد و گفت: «من متن را نمی‌فهمم، اما این صدا عجیب دل‌نشین و مسحورکننده است.» او حقیقت را در لحن شنیده بود، نه در کلمه‌؛ و این همان معجزه‌ی ذاتِ صداست.

هنر گویندگی و دوبله در ایران، همزاد با تاریخ سینمای ماست. هنری که در ابتدا برای پیوند فرهنگ‌ها و ترجمه آثار جهانی آغاز شد، اما به برکت حضور اهالی فرهنگ، به بازآفرینی، خلق دوباره و غنای زبان فارسی بدل گشت. در عصر جدید رسانه(منتهی به قبل از ظهور رسانه های دیجیتال) گویندگان با صدای خود بار سنگینی از دوش ادبیات بر می داشتند. آن ها صورت خارجی ادبیات برای عامه مردم بودند. از ظهور رادیو تا خوانش کتاب های صوتی این نقش بی بدیل بردوش این هنرمندان بی ادعا بوده و هست.تلاشی تا ادبیات یک اقلیم را زنده نگه داشته و پویایی و اتصال آن به گذشتگان را تضمین کند و این نقش برای فرهنگ ایرانی که ادبیات اصلی ترن پایه این قوم به شمار می آید غیر قابل انکار است. تلاشی مستمر برای «توسعه» بود؛ توسعه‌ای اصیل که نه از بیرون، بلکه از بطن فرهنگ و تمدن چندهزارساله ایران می جوشد.

صدای استاد رضوی، قله‌ی این فن و تجلیِ غیرت فرهنگی بود. صدایی ملی که اصالتش را با خون‌دل خوردن‌های شخصی حفظ کرد. اگرچه بخشی از این موهبت، استعدادی خدادادی بود، اما آنچه او را در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار کرد، هویت فرهنگی و انتخاب‌های فاخرش بود. شاید بتوان جایگاه او را در گویندگی، همتای استاد شجریان در آواز دانست؛ صدایی که کمر به تجلی مفاخر ملی بست و غبار را از گوشه کتابخانه‌ها سترد تا پژواک کلمات کهن را به نسل‌های آینده برساند.

محمد باقر کلاهی اهری، شاعر مشهدی در شعری می‌گوید: «و ما{شاعران} که روی لغت ها مکث می‌کنیم.»

بهروز رضوی نیز فرزند همین سنت هنری بود.شاعری او باعث شده بود تا روی لغات تامل کند. متون را از دریچه کتابخانه عظیمی که در سرداشت بخواند. شناخت او از کلمه، ترانه و شعر، تمدن، معماری و تاریخ ایران گستره‌ای شگفت داشت. در یکی از همکاری‌هایمان، مشغول بازخوانی «مروت‌نامه‌های» معماران و هنرمندان قدیم بودیم؛ متونی مأخوذ از آیین «اخوان‌الصفا» که برای هر حرفه‌ای، جایگاهی قدسی و مناسکی قائل بودند. در حین ضبط، با خود می‌اندیشیدم که خودِ استاد نیز برای فن گویندگی، مناسک و آیینی پنهان دارد؛ آیینی که نه فقط در استودیو، بلکه در تمام شئون زندگی‌اش جاری بود و شاید همین، راز ماندگاری اوست.

صدای او، صدای ایران بود. نوای او جمع نقیضین بود: غم داشت اما حزن نداشت؛ حماسه و افتخار داشت اما سرکشی نداشت؛ غرور داشت و تفرعن نداشت؛ و از همه مهم‌تر، «شخصیت» داشت. شخصیتی که از پسِ خواندن و نوشتن هزاران کتاب می‌آمد و به کلامش هویتی منحصربه‌فرد می‌بخشید.

خبر فقدان او در روزی تاریخی آمد. ایامی که ایران معاصر، در میان تمام مضایق و تحریم‌ها، همچنان با تکیه بر اصالت خود ایستاده است و این ایستادگی را به جهانیان نشان داده است. صدای ایرانیِ استاد بهروز رضوی خاموش شد؛ صدایی که برای نسل‌های متمادی یادآور شکوه و وقار این مرزوبوم بود. به امید آنکه ایران،این مادر مهربان سالخورده، دگرباره فرزندانی چون او بزاید تا زنده کننده و نگهدارنده‌ی کلمات قند فارسی باشند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha