همزمان با فرارسیدن ایام محرم، بار دیگر نگاهها به واقعهای معطوف میشود که بیش از ۱۳ قرن از وقوع آن میگذرد اما همچنان در متن حیات فکری و معنوی مسلمانان حضور دارد. عاشورا تنها یک حادثه تاریخی نیست؛ مکتبی زنده و الهامبخش است که در هر دورهای میتواند به پرسشهای اخلاقی، اجتماعی و هویتی جوامع اسلامی پاسخ دهد. در روزگاری که جهان اسلام با چالشهای گوناگون فکری، فرهنگی و اجتماعی روبهرو است، بازخوانی پیام نهضت امام حسین(ع) میتواند افقهای تازهای پیش روی امت اسلامی بگشاید.
در این زمینه با حجتالاسلام دکتر عباسعلی مشکانی سبزواری، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) به گفتوگو پرداختیم تا از منظر تاریخی و فکری، به این پرسش پاسخ دهیم که میراث امام حسین(ع) چگونه میتواند در عاشورای امروز، راهگشای امت اسلامی باشد و چه پیامهایی برای جامعه معاصر در خود دارد.
در ابتدا بفرمایید چرا در تاریخ اسلام از قیام امام حسین(ع) به عنوان «نهضت» یاد میشود؟
قیام امام حسین(ع) را نباید صرفاً یک رویارویی نظامی دانست؛ این واقعه یک حرکت آگاهانه و نظاممند بود که در اصطلاح، «نهضت» نامیده میشود. نهضت به معنای حرکتی گروهی، منظم و پایدار برای رسیدن به هدف اجتماعی ـ سیاسی مشخصی است. در نگاه کلی، نهضت مفهومی اعم از انقلاب دارد؛ یعنی هر نهضتی لزوماً یک انقلاب نیست، بلکه میتواند اصلاحی یا انقلابی باشد. در مورد قیام حسینی، تعبیر دقیق آن است که این حرکت ظرفیت تبدیل شدن به یک «انقلاب سازنده» را داشت. این نهضت، تنها یک «نهضت خونین» نبود، بلکه یک حماسه عظیم بود که در آن امام حسین(ع) آگاهانه، برای مقابله با انحرافات ساختاری حکومت زمانه برخاست. بنابراین، این قیام را باید حرکتی هوشمندانه دانست که برای احیای حق و مبارزه با سلطهای شکل گرفت که دین را به ابزاری برای حکومتداری خود تبدیل کرده بود.
چه عواملی سبب شد عاشورا به پدیدهای ماندگار، فراتر از زمان و مکان تبدیل شود؟
نهضت حسینی از همان آغاز، فراتر از یک تقابل سیاسی یا نظامی بود. این حرکت، تلاشی آگاهانه برای احیای حقیقت دین، مقابله با انحرافات قدرت و یادآوری مسئولیت انسان در برابر عدالت و کرامت انسانی به شمار میرفت. از همین رو، عاشورا در طول تاریخ نهتنها در حافظه شیعیان، بلکه در اندیشه بسیاری از متفکران مسلمان و حتی غیرمسلمان به عنوان نمادی از مقاومت اخلاقی و آزادیخواهی باقی مانده است.
عاشورا وجدانهای خفته را بیدار کرد و خون رشادت و حماسه را در رگهای امت اسلامی دوانید. این نهضت، پدیدهای «فرازمانی و فرامکانی» است؛ یعنی گنجینهای پرقیمت از ارزشهاست که در همه زمانها قابلیت پاسخگویی دارد. دلیل این ماندگاری، زنده بودن پیام ضدظلم آن است که ستمدیدگان را علیه هرگونه سلطه غیردینی برمیانگیزد. این قیام به پیروان «فرهنگ شهادت» آموخت چگونه در برابر قدرتهای سلطهگر بایستند. به همین دلیل نهضت حسینی توانست به جایگاه یک الگوی پایدار برسد که در هر مکان و هر شرایطی، الهامبخش انسانهای حقخواه و عدالتطلب باشد.
اهداف بنیادین این قیام را در برابر ساختار حکومت اموی چگونه تبیین میکنید؟
هدف اصلی این نهضت، اصلاح امت و احیای دین بود. امام حسین(ع) در برابر حاکمیتی ایستاد که با تکیه بر جور، حقیقت دین را مسخ کرده بود. به باور بسیاری از اندیشمندان، قیام امام حسین(ع) رویارویی حکومت عدل در برابر حکومت جور بود. در حقیقت امام حسین(ع) برای قدرتطلبی شخصی قیام نکرد، بلکه برای جلوگیری از نابودی سنتهای نبوی به پا خاست. او نشان داد اگر حاکمیت از مسیر حق منحرف شود، سکوت جایز نیست. این قیام نه یک درگیری برای قدرت، بلکه یک اقدام اخلاقی برای بازگرداندن «حقیقت دین» به جایگاه اصلی آن بود. این هدفگذاری، عاشورا را از یک جنگ ساده، به یک مکتب تعهد اخلاقی تبدیل کرد که مسئولیت پیشوایان جامعه را در برابر انحرافات ساختاری سیاسی به رخ میکشد.
نهضت حسینی چه پیوندی با جریانهای تاریخی و انقلابهای اسلامی داشته است؟
نقش عاشورا در بیداری روح انقلاب در جامعه اسلامی، نقشی بیبدیل است. این قیام، آتش مبارزه با ظلم را شعلهور و راه را برای جنبشهای پس از خود باز کرد. اگر قیام امام حسین(ع) نبود، حرکتهای ضد اموی و ضد عباسی و تداوم تشیع شهادتطلبانه شکل نمیگرفت. توابین، مردم مدینه، مختار ثقفی، زید بن علی و سیاهجامگان همگی از این نهضت الهام گرفتند. اما نکته مهم، فرامذهبی بودن این تأثیر است؛ بهطوری که متفکرانی همچون اقبال لاهوری، گاندی، محمد عبده، عباس محمود عقاد و محمدعلی جناح، امام حسین(ع) را نمونه والای شجاعت و فداکاری دانستهاند. تأثیر این نهضت حتی در دوران معاصر، در جنبشهایی مانند مشروطه، نهضت جنگل، ملی شدن صنعت نفت، ۱۵ خرداد و درنهایت انقلاب اسلامی ایران بهوضوح دیده میشود؛ گویی نبض خون امام حسین(ع) در تمام این جریانهای آزادیخواهانه جریان داشته است.
با نگاه به بلندای تاریخ اسلام به نظر شما قیام حسینی چگونه هویت شیعی را منسجم و سازماندهی کرد؟
شهادت امام حسین(ع) نقش عمیقی در تبلور و انسجام شیعیان داشت. پیش از عاشورا، جریانهای شیعی پراکنده بودند، اما این نهضت توانست نیروهای پراکنده را حول یک محور واحد متحد کند. عاشورا شیعهگری را از یک نظریه سیاسی صرف، به یک عقیده راسخ، منسجم و سازمانیافته تبدیل کرد. اندیشمندانی همچون «حسن ابراهیم حسن» و «علامه مقرم» تأکید کردهاند شهادت امام حسین(ع) عامل وحدت و تشکل شیعیان شد. این نهضت با پیوند دادن احساسات پاک مردم به یک هدف سیاسی متعالی، به سازماندهی سیاسی آنان کمک کرد و فرهنگ مقاومت را به یک هویت شناسنامهدار شیعی تبدیل کرده که در طول تاریخ، پشتوانه همبستگی سیاسی این جریان بوده است.
به عنوان سؤال آخر از منظر شما درسها و پیامدهای نهضت برای انسان امروز چیست؟
درس بزرگ نهضت حسینی، تبدیل «احساس» به «مسئولیت» است. دستاورد این قیام تنها یک پیروزی نظامی یا شکست ظاهری نبود، بلکه پیروزی «خون بر شمشیر» و پیروزی «ارزش بر سلطه» بود. این نهضت به انسان امروز میآموزد سکوت در برابر ستم، جامعه را به مرگ میکشاند؛ در حالی که حرکت آگاهانه، حتی اگر با شهادت همراه باشد، میتواند تاریخ را دگرگون کند. مهمترین دستاورد این نهضت، اثبات این حقیقت است که پیروزی در نگاه یک مجاهد، به معنای رسیدن به نتیجه در لحظه نیست، بلکه به معنای «بهپا خاستن در راه حق» است. این قیام، الگویی از ایستادگی در برابر تمامیتخواهی ظالم است و به جوامع میآموزد همبستگی در راه حقیقت، تنها راه گذار از دوران انحطاط به دوران عزت است. عاشورا، یک منشور دائمی برای آزادیخواهی است که تاریخ انقلابهای آزادیخواهانه را بیمه کرده است.






نظر شما