تحولات منطقه

۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۰
کد مطلب: ۱۱۵۳۲۱۵

تنوع در تولید محصولات سرگرم کننده، ویژگی بارز شبکه‌های تلویزیونی و پلتفرم‌های نمایش آنلاین است که مخاطبان خود را طبقه‌بندی کرده و برای هر بخش از آن، جداگانه تولید محتوا می‌کنند.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین، یکی از این گروه‌ها که مخاطبانی میلیونی در سراسر جهان داشته و بخش مهمی از اقتصاد پلتفرم‌ها را تامین می‌کند، کودکان و نوجوان‌ها هستند؛ گروهی با علائق مشترک فراوان و وجوه تمایز بسیار که هم تولید محتوا برای آنها را سخت کرده و هم بازار گسترده و متنوعی را پیش روی اتاق فکر تولیدکنندگان آثار قرار می‌دهد.

در ایران دهه شصت و هفتاد، عمده تمرکز شبکه‌ها روی گروه سنی کودک و نوجوان بوده و هر شبکه واحدی تحت این عنوان داشت که تولیدات از صافی آنها می‌گذشت؛ از نمایش‌های عروسکی گرفته تا جنگ‌های ویژه کودک و نوجوان و سریال‌هایی که عمدتا برای این گروه میلیونی ساخته می‌شدند. اما به مرور این توجه همه جانبه رنگ باخته و دیگر خبر چندانی از محصولات با مخاطبان میلیونی نبود. البته نمی‌توان از کنار پدیده‌ای قدرتمند به نام محتوای اینترنتی هم به سادگی عبور کرد که محصولات متنوعی را در اختیار این گروه سنی قرار داده و سرگرمشان می‌کند.

پدیده‌ای که در سال‌های بعد به پلتفرم‌هایی همچون: یوتیوب و تیک‌تاک و ... منتهی شده و عملا شبکه‌ها و پلتفرم‌های داخلی را به مبارزه‌ای کاملا نابرابر فرا می‌خواند. حال در چنین وضعیتی، تولیدکنندگان آثار برای این طیف سنی نیز تلاش چندانی برای جذب آنها نشان نداده و تا حدود زیادی قافیه را به رقبای پرقدرت خود باخته‌اند. شبکه‌های تلویزیونی عملا برای نسل آلفا برنامه‌ای نداشته و همچنان برای جذب نسل زد تلاش‌هایی نصفه و نیمه‌می‌کنند! موضوعی که عدم شناخت رسانه از مخاطبان اشاره شده را پیش کشیده و با زمان جلو نیامدنشان را کاملا عیان می‌کند!

در بین نسل‌های میانی اهالی رسانه، افرادی که هم مخاطب‌شناسی بلد بوده و هم توانایی برقرار ارتباط با نسل جدید داشته باشند، حضور داشتند و می‌توانستند حلقه اتصال برنامه‌سازان و مخاطبان ذکر شده باشند. برای مثال می‌توان به افرادی همچون: بیژن بیرنگ و مسعود رسام در دهه شصت اشاره کرد که در برهوت آن سال‌های تلویزیون، برنامه‌های جذاب و پرمخاطبی همچون: محله بروبیا و محله بهداشت را روانه آنتن کردند. کاری که بهروز بقایی و رضا عطاران نیز در دهه هفتاد انجام داده و محصولات جذابی برای مخاطبان کم سن و سال خود تدارک دیدند. اما در دهه هشتاد و نود دیگر شاهد حضور افرادی از این دست نبوده و به مرور با کوچ دسته جمعی آنها به حوزه های دیگر، گسست عمیقی بین شبکه‌ها و مخاطبان به وجود آمد که همچنان هم برقرار مانده است.

در این بین گاه با تک و توک نمونه‌های موفقی همچون: سری کلاه قرمزی و عروسک جناب خان مواجه می‌شویم که بیش از آن که حاصل فکر و اندیشه اتاق فکر باشند، حاصل نبوغ و استعداد فردی آدم‌هایی همچون: ایرج طهماسب و گروهش و محمد بحرانی و رامبد جوان هستند، که البته این نمونه آخر هم بیشتر عروسک بزرگسال است. اما با همه این اوصاف، یکی از نمونه‌های اخیر و درخشان برنامه سازی برای کودک، که به نظر می‌رسد توانسته به کدهای زبانی ـ فرهنگی این نسل نفوذ کند، سری متفاوت «کیمدی شو» است که آن هم از شبکه نمایش خانگی و نه تلویزیون پخش می‌شود.

محمد بحرانی به عنوان محور برنامه، یکی از همان معدود هنرمندان و افراد رسانه است که قابلیت برقراری ارتباط با نسل جدید به ویژه نسل آلفا را دارند و می‌توانند نقش همان حلقه اتصال اشاره شده در بالا را به عهده بگیرند. در این برنامه بحرانی به عنوان مجری طوری ایفای نقش می‌کند که در عین اینکه به خوبی همبازی مخاطب کودک می‌شود، مخاطبان با سنین بالاتر را نیز درگیر می‌کند. به ویژه اینکه کارت‌های فوتبالی، بازی‌ای نوستالژیک برای بچه‌های دهه شصت و اوایل دهه هفتاد هم به حساب می‌آیند. از طرف دیگر باید به انتخاب هوشمندانه شرکت‌کنندگان مسابقه اشاره کرد که کودک بودن و خوره فوتبال بودن وجه اشتراکشان به حساب می‌آید.

احاطه آنها به موضوع فوتبال و فوتبالیست‌ها، به گرم‌تر شدن فضای کیمدی شو کمک شایانی کرده که مکمل آن هم اطلاعات فوتبالی و شوخی‌های بامزه بحرانی محسوب می‌شود. به ویژه در رابطه با فوتبالیست‌های قدیمی که قاعدتا شرکت‌کنندگان کم سن و سال کیمدی شو شناخت چندانی از آنها نداشته و همین موضوع نیز پایه بعضی کل کل‌های شیرین محمد بحرانی با آنها می‌شود.

به نظر می‌رسد این برنامه نمونه مناسبی از تلاش موفق برنامه‌ساز برای ارتباط با مخاطب نسل جدید بوده است. اتفاق خوشایندی که می‌تواند الگوی برنامه سازان دیگر برای ارتباط با مخاطبان چند میلیونی کودک و نوجوان باشد. البته به شرط آن که دلخوش به فرمول‌های کلیشه شده نبوده و در این وادی دست به خلاقیت نیز بزنند، کاری که سازندگان این برنامه انجام داده و پیام خود را در لایه‌ای از سرگرمی پیچیده و با زبان قابل فهم مخاطب به او ارائه کرده‌اند.

در روزگاری که کودک و نوجوان با انبوهی از گزینه‌های سرگرمی مواجه است، موفقیت در جذب این مخاطبان بیش از هر چیز به شناخت درست، خلاقیت و هم‌زبانی با آنها وابسته است. رسانه‌ای که نتواند خود را با نیازها و زبان نسل جدید هماهنگ کند، ناگزیر از میدان رقابت کنار خواهد رفت. آینده این عرصه فقط در اختیار کسانی است که سرگرمی را با درک عمیق از زبان و محیط مخاطب پیوند بزنند.

نویسنده: محمد جلیلوند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha