تحولات منطقه

۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۸
کد مطلب: ۱۱۵۳۴۲۵

دبیر نشست «عصرانه داستان‌نویسان رضوی» با تبیین مفهوم «محور عمودی داستان» تأکید کرد: نویسنده باید از آغاز تا پایان، مقصد داستان را بشناسد تا تمامی عناصر اثر (از شخصیت تا خرده‌روایت‌ها) در خدمت انتقال معنای اصلی قرار گیرند.

محور عمودی داستان، روایت را به مقصد می‌رساند
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

پنجمین جلسه آموزشی «عصرانه داستان‌نویسان رضوی» با تدریس محمد خسروی‌راد، نویسنده و منتقد ادبی، در پردیس کتاب انتشارات به‌نشر برگزار شد و شرکت‌کنندگان در این نشست با مباحثی همچون محور عمودی داستان، نسبت فرم و محتوا، ضرورت طراحی طرح داستان، شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی آشنا شدند.

خسروی‌راد در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه داستان مجموعه‌ای از عناصر به‌هم‌پیوسته است، اظهار کرد: در هنر با یک «بسته» کامل مواجه هستیم و در داستان نیز شخصیت، دیالوگ، طرح، فرم و معنا جدا از یک‌دیگر عمل نمی‌کنند، بلکه در ارتباط با هم شکل می‌گیرند و هر کدام در جای خود به پیشبرد روایت کمک می‌کنند.

وی با اشاره به ادامه‌دار بودن بحث فرم در جلسات آینده افزود: از این مرحله به بعد، بخش مهمی از مباحث کارگاه به فرم اختصاص دارد و موضوعاتی مانند شخصیت‌پردازی، دیالوگ‌نویسی و شیوه حرکت روایت، ذیل همین بحث قرار می‌گیرند.

به گفته او، در شالوده محور عمودی داستان، همین عناصر نقش اساسی دارند و بدون شناخت آن‌ها، روایت به انسجام لازم نمی‌رسد.

این نویسنده و مدرس داستان‌نویسی با تشریح مفهوم محور عمودی در ساحت فرم ادامه داد: محور عمودی در داستان، همان مسیری است که قصه را از نقطه‌ای به نقطه دیگر می‌برد و این حرکت، عمدتاً به‌واسطه عمل شخصیت اصلی اتفاق می‌افتد. شخصیت اصلی، مرکز شکل‌گیری گره‌ها و گره‌گشایی‌های داستان است و دیگر عناصر و شخصیت‌های فرعی نیز در نسبت با او معنا پیدا می‌کنند.

وی با تأکید بر اینکه محور عمودی تنها به ساختار ظاهری داستان محدود نمی‌شود، گفت: این محور در حوزه محتوا نیز معنا دارد. در واقع، هر داستان افزون بر مسیر روایی، حامل یک معنا، دغدغه یا حرف اصلی است که نویسنده می‌خواهد آن را به مخاطب منتقل کند. از این منظر، محور عمودی معنایی و محور عمودی روایی، اگرچه در ظاهر دو مقوله جداگانه‌اند اما در عمل پیوندی جدی و جدایی‌ناپذیر با یکدیگر دارند.

خسروی‌راد در ادامه با استفاده از مثال «مسیر و مقصد» برای توضیح این مفهوم تصریح کرد: داستان باید بداند به کجا می‌رود. ممکن است در طول روایت با موقعیت‌های فرعی، خرده‌روایت‌ها یا انشعاب‌هایی روبه‌رو شویم اما همه این موارد باید در راستای همان هدف اصلی تعریف شوند. هر جا نویسنده از مقصد و غایت قصه غفلت کند، در واقع محور عمودی داستان خود را از دست داده است.

وی همچنین با اشاره به برخی نمونه‌های روایی افزود: در بعضی آثار، محور اصلی به‌صورت آشکار دیده نمی‌شود و گاه مجموعه‌ای از موقعیت‌ها، باورها یا روایت‌های به‌ظاهر پراکنده، در نهایت ذهن مخاطب را به یک دریافت واحد می‌رساند؛ با این حال، حتی در این آثار نیز انسجام درونی و جهت‌مندی روایت امری ضروری است.

مدرس این نشست در بخش دیگری از سخنان خود، بر اهمیت شناخت دقیق شخصیت‌ها از سوی نویسنده تأکید کرد و گفت: قصه‌نویس باید شخصیت اصلی خود را چنان بشناسد که حتی جزئی‌ترین ویژگی‌های او نیز برایش روشن باشد؛ حتی اگر همه این جزئیات قرار نباشد در متن داستان بیاید.

به گفته او، این شناخت عمیق به باورپذیری رفتارها، تصمیم‌ها و کنش‌های شخصیت در متن کمک می‌کند و زمینه‌ساز شکل‌گیری روایتی منسجم‌تر می‌شود.

در ادامه این نشست، تکالیف جلسه چهارم اعضا نیز خوانش و بررسی شد و حاضران درباره آثار ارائه‌شده به گفت‌وگو پرداختند و همچنین بخشی از جلسه به پاسخ‌گویی به پرسش‌های شرکت‌کنندگان اختصاص یافت.

نشست‌های تخصصی «عصرانه داستان‌نویسان رضوی» به دبیری محمد خسروی‌راد، نویسنده و منتقد ادبی، با هدف آموزش و توانمندسازی علاقه‌مندان به داستان‌نویسی در پردیس کتاب انتشارات به‌نشر برگزار می‌شود و در هر جلسه، مباحثی از جمله فرم روایت، عناصر داستان، شخصیت‌پردازی، دیالوگ‌نویسی و شیوه طراحی قصه مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha