مگر نمیگویند گرمایش زمین شدت گرفته، یخهای قطبی آب میشوند و سطح آب دریاهای جهان مدام بالاتر میآید؟ پس خزر چرا دارد کوچک میشود؟ حتی پژوهشگران هم برخلاف توقع ما چندین سال است درباره کوچک شدن و حتی در بلندمدت، ناپدید شدن بخشهایی از دریای خزر، هشدار جدی میدهند. تغییری که البته فعلاً آنقدر آرام و نامحسوس رخ داده که اگر تصاویر ماهوارهای و اندازهگیریهای دقیق نبود، شاید هیچکدام از ما متوجه نمیشدیم بزرگترین دریاچه جهان، ذرهذره در حال آب رفتن است و زبانم لال ممکن است به سرنوشت دریاچه ارومیه دچار شود!
طبق معمول «ما»
طبق معمول، هر وقت حرف از پایین رفتن تراز آب خزر میشود، اولین متهم «طبیعت» است. میگوییم خزر که همیشه همین کار را میکرده؛ یک دوره بالا میآمده، یک دوره پایین میرفته و حالا هم لابد نوبت کمآبیاش رسیده است. تازه وقتی میشنویم از سال ۱۳۷۴ تا امروز سطح آبش حدود ۵/۲ متر پایین رفته و نزدیک به یک مترِ این افت فقط در چهار، پنج سال اخیر اتفاق افتاده، باز هم خودمان را قانع میکنیم که پای تغییر اقلیم، گرمایش زمین و تبخیر وسط است. بعد هم با خیال راحت از کنار نقش انسانها و ساکنان کشورهای اطراف خزر رد میشویم؛ انگار سدهایی که ساختهایم، آبی که برای کشاورزی و صنعت برداشتهایم و رودخانههایی که مسیرشان را عوض کردهایم، سهم چندانی در این ماجرا ندارند؛ اما گزارشی که اخیراً زومیت از یک پژوهش مشترک میان محققان ایرانی و خارجی منتشر کرده، تلنگر جدیدی میزند.
طبق این پژوهش، محققان با بررسی دادههای ماهوارهای و اطلاعات هیدرولوژیک پنج کشور حاشیه خزر به این نتیجه رسیدهاند که این دریا از اواسط دهه ۱۹۹۰ تاکنون حدود ۲متر پایینتر رفته و نزدیک به ۲۴ هزار کیلومترمربع از وسعتش را از دست داده است؛ یعنی جاهایی که تا چند سال پیش آب رویشان موج میزد، حالا به خشکی تبدیل شدهاند؛ اما جالب است بدانید برخلاف چیزی که همیشه فکر میکردیم، مشکل اصلی کم شدن بارش نیست. رود ولگا که حدود ۸۰ درصد آب خزر را تأمین میکند، حتی در سالهای اخیر کمی هم پربارشتر شده است. حالا اگر با خودتان میگویید «پس این همه آب کجا رفته؟»، جواب این است که بله، بخشی از ماجرا به گرمایش زمین برمیگردد؛ هوا گرمتر شده و تبخیر بیشتر؛ اما این فقط حدود ۴۰ درصد داستان است. بقیهاش را باید در همان سدهای عظیم، کانالهای انتقال آب، برداشتهای گسترده برای کشاورزی و صنعت و پروژههای عمرانی جستوجو کرد؛ جایی که انسان مسیر طبیعی رودخانهها را تغییر داده و سهم خزر از آب را کمتر و کمتر کرده است. حتی کانال معروف ولگا–دن که خزر را به شبکه آبراههای روسیه و دریای سیاه وصل میکند، بخشی از جریان طبیعی آب را از این حوضه منحرف میکند؛ یعنی دریا فقط با آفتاب نمیجنگد و اتفاقاً بیشتر با تصمیمهایی روبهرو است که پشت میزهای مدیریت گرفته میشوند.
زنجیره مشکلات
اولین قربانی این عقبنشینی، شمال خزر است؛ جایی که تالابها، محل تخمریزی ماهیان خاویاری و زیستگاه پرندگان مهاجر قرار دارند. هرچه آب کمتر میشود، این زیستگاهها هم کوچکتر میشوند. از طرفی افزایش غلظت کلروفیل در آب نشانهای است که دانشمندان را نگران کرده؛ یعنی آب گرمتر و کمعمقتر شده و شرایط برای شکوفایی جلبکهای مضر فراهمتر است. تازه اگر از بُعد محیط زیست آن فاصله بگیریم، میبینیم که خزر یکی از مسیرهای مهم تجارت و انتقال انرژی میان آسیا و اروپاست. وقتی آب پایین میرود، بنادر کمعمقتر میشوند، کشتیها با محدودیت بیشتری تردد میکنند و هزینه حملونقل بالا میرود. بحرانی که از ساحل شروع میشود، خیلی زود به اقتصاد هم میرسد. علاوه بر آن، دریای خزر برخلاف اقیانوسها کاملاً به رفتار کشورهای اطرافش وابسته است. پنج کشور دور سفره این دریا نشستهاند؛ اما هنوز سازوکار مشترک و الزامآوری برای مدیریت آب، تبادل اطلاعات و حفاظت از این اکوسیستم وجود ندارد. هر کشوری سهم خودش را برمیدارد و دریا، هزینه همه این تصمیمها را میپردازد. شاید بد نباشد یک بار دیگر سرنوشت دریاچه آرال را مرور کنیم؛ دریاچهای که روزگاری از بزرگترین دریاچههای جهان بود؛ اما با دخالتهای انسانی، بخش بزرگی از آن به بیابانی نمکی تبدیل شد. پژوهشگران میگویند خزر هنوز به آن نقطه نرسیده؛ اما نشانههای هشدار یکییکی در حال ظاهر شدن هستند.
خطر واقعیتر
البته از حق نگذریم؛ نمیشود گفت هیچ کاری انجام نشده؛ اما بیشتر اقداماتی که برای مقابله با کاهش تراز آب خزر صورت گرفته، بیشتر در حوزه پژوهش، پایش و همکاریهای منطقهای بوده است؛ مثلاً روسیه و قزاقستان با امضای یک «نقشه راه» مشترک، بررسی وضعیت حوضههای آبریز رودخانههای مهمی مثل ولگا و اورال را آغاز کردهاند تا دقیقتر بفهمند چه چیزی سهم آب خزر را کم کرده است. همزمان، وزارتخانههای محیط زیست کشورهای ساحلی هم با جمعآوری دادهها و تهیه پیشبینیهای اقلیمی، روند افت تراز آب را به طور مستمر رصد میکنند. قزاقستان حتی دستور تأسیس یک مؤسسه تخصصی برای مطالعه دریای خزر را هم صادر کرده است.
در سطح منطقهای هم پنج کشور ساحلی، در قالب «کنوانسیون تهران»، تدوین یک برنامه اقدام مشترک برای سازگاری با کاهش تراز آب و کم کردن پیامدهای آن را آغاز کردهاند؛ برنامهای که هنوز در مراحل نهایی تصویب قرار دارد. موضوع بحران خزر حتی به نشستهای بینالمللی از جمله COP۲۹ هم رسیده و بارها بر ضرورت همکاری کشورهای منطقه، مدیریت منابع آب و حفاظت از اکوسیستم این دریا تأکید شده؛ اما با وجود همه اینها، شواهد نشان میدهد بیشتر این اقدامات هنوز از مرحله مطالعه، جلسه و هماهنگی فراتر نرفتهاند و دستکم تا امروز و در عمل نتوانستهاند روند کاهش سطح آب خزر را متوقف کنند. هنوز هم چارچوبی جامع و الزامآور برای مدیریت مشترک منابع آب، پایش هیدرولوژیک یا حفاظت از کل این حوضه وجود ندارد. دادهها به طور کامل و شفاف میان کشورها به اشتراک گذاشته نمیشوند و میزان برداشت آب هم در بسیاری از موارد چندان روشن نیست.
محققان در آخر هشدار میدهند که نگرانی اصلی، فقط کم شدن سطح آب نیست؛ خطر واقعی، عبور از مرزهایی است که اکوسیستم دریا را برای همیشه تغییر میدهد. وقتی خزر از این نقطه بحرانی عبور کند، دیگر بازگرداندنش به وضعیت سابق بسیار سخت و شاید ناممکن شود. خبر امیدوارکننده این است که هنوز به آن نقطه پایان نرسیدهایم؛ اما اگر دیر بجنبیم، فرصت ما برای جبران این اشتباهات تمام میشود.





نظر شما