فیفا دههها بر این ایده پافشاری کرده بود که فوتبال میتواند فراتر از سیاست حرکت کند؛ زبانی جهانی که ملتها را به هم نزدیک میکند. اما جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از هر دوره دیگری نشان داده که سیاست نه در حاشیه، بلکه در قلب این بازی قرار دارد.
از نخستین روزهای مسابقات، شکایتها درباره روندهای پیچیده صدور ویزا، بازرسیهای امنیتی شدید و محدودیتهای اعمالشده بر تیمها و هواداران، به بخش جداییناپذیر روایت این تورنمنت تبدیل شد.
آلفرد آرچر، استاد فلسفه دانشگاه تیلبورگ، معتقد است آمریکا از این رویداد برای نمایش قدرت مرزی خود استفاده میکند. به گفته او، دولت آمریکا جام جهانی را به «ویترینی برای قدرت مرزی و کنترل سیاسی» تبدیل کرده است؛ وضعیتی که با تصویر سنتی جام جهانی به عنوان جشنی جهانی در تضاد قرار میگیرد.
ایران، سومالی و سیاست انتخابی ورود
جنجالها تنها به هواداران محدود نماند. پس از تنشهای نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران در سال ۲۰۲۶، حتی حضور تیم ملی ایران نیز به موضوعی سیاسی تبدیل شد. مقامهای ایرانی از محدودیتهای ویزایی و محدود شدن جابهجایی بازیکنان شکایت کردند. بازیکنان ایرانی اجازه اقامت در آمریکا را نداشتند و پس از هر مسابقه مجبور بودند به محل استقرار خود در تیخوانای مکزیک بازگردند.
اما ایران تنها مورد نبود؛ عمر آرتان، داور سرشناس سومالیایی و بهترین داور مرد آفریقا، با وجود داشتن گذرنامه دیپلماتیک و مجوز کاری معتبر، اجازه ورود به آمریکا را دریافت نکرد.
بازیکنان عراق از رفتار تهاجمی مأموران مرزی خبر دادند و کاروان ازبکستان تحت کنترلهای امنیتی گسترده قرار گرفت.
در همین حال، گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد از متقاضیان ویزا از برخی کشورهای آفریقایی درخواست سپرده ۱۵ هزار دلاری شده است؛ رقمی که عملاً بسیاری از هواداران را از سفر بازمیداشت.
ورزششویی یا نمایش قدرت؟
بحث «ورزششویی»(Sportswashing) سالهاست در اطراف رویدادهای بزرگ ورزشی مطرح میشود؛ استفاده از ورزش برای بهبود تصویر بینالمللی دولتها.
ژول بایکوف، استاد دانشگاه پاسیفیک و نویسنده کتاب «کارت قرمز؛ جام جهانی ۲۰۲۶، ورزششویی و ماشین طمع فیفا»، معتقد است آنچه در آمریکا رخ میدهد نمونهای آشکار از همین پدیده است.
او میگوید رهبران سیاسی از ورزش استفاده میکنند تا توجهها را از مشکلات اجتماعی داخلی منحرف کرده و برای خود اعتبار سیاسی و دیپلماتیک بسازند.
اما جیمز دورسی، پژوهشگر حوزه خاورمیانه و ورزش، تحلیل متفاوتی دارد. به اعتقاد او، دولت ترامپ حتی تلاشی برای بهبود تصویر آمریکا نمیکند و بیشتر به دنبال نمایش قدرت و کنترل است.
شاید به همین دلیل باشد که این جام جهانی بیش از آنکه به تبلیغ آمریکا شبیه باشد، به نمایش عمومی سیاستهای مهاجرتی و امنیتی این کشور تبدیل شده است.
سکوتی که پرسشبرانگیز است
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای این جام جهانی، نحوه برخورد رسانههای غربی با آن است.رسانههایی که در جام جهانی روسیه در سال ۲۰۱۸ و قطر در سال ۲۰۲۲ تقریباً هر تصمیم سیاسی میزبان را زیر ذرهبین قرار داده بودند، این بار رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کردهاند.
آلفرد آرچر معتقد است این تفاوت را نمیتوان نادیده گرفت.او احتمال میدهد نگرانی از فشارهای سیاسی و اقتصادی بر رسانهها نقش داشته باشد. اما توضیح دیگری نیز مطرح میکند؛ استانداردهای دوگانه.
به باور او، کشورهای غیرغربی اغلب به دلیل استفاده سیاسی از ورزش با انتقادهای گسترده روبهرو میشوند، در حالی که کشورهای غربی با شدت بسیار کمتری مورد پرسش قرار میگیرند.
فیفا و پایان افسانه بیطرفی
هیچ نهادی به اندازه فیفا ادعای جدایی سیاست از فوتبال را تکرار نکرده است، اما شاید هیچ نهادی نیز به اندازه فیفا در نقض این اصل نقش نداشته باشد.
جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، در سالهای اخیر بیش از هر رئیس دیگری به رهبران سیاسی نزدیک شده است. حضورهای مکرر او در کنار دونالد ترامپ و اعطای جایزه صلح فیفا به رئیسجمهور آمریکا، انتقادهای گستردهای را برانگیخت.
منتقدان معتقدند گسترش تعداد تیمهای جام جهانی از ۳۲ به ۴۸ کشور نیز بیش از آنکه اقدامی ورزشی باشد، تلاشی سیاسی برای افزایش نفوذ و حمایت در میان فدراسیونهای کوچکتر بوده است.
جیمز دورسی این وضعیت را «تمسخر ادعای فیفا درباره جدایی ورزش و سیاست» توصیف میکند.
فوتبال برای همه؛ جز هواداران
شاید بزرگترین تناقض جام جهانی ۲۰۲۶ همین باشد؛ مسابقاتی که بیشترین تعداد تیمها را در تاریخ دارد، اما برای بخش بزرگی از هواداران دستنیافتنیتر از همیشه شده است. قیمتهای بیسابقه بلیت، هزینههای سفر و محدودیتهای ویزایی باعث شده حضور در مسابقات به امتیازی تبدیل شود که عمدتاً در اختیار طبقات ثروتمند قرار دارد.
آلفرد آرچر معتقد است حتی شهروندان کشورهای ثروتمند نیز برای حضور در این مسابقات با مشکلات جدی مالی روبهرو هستند.جام جهانی زمانی قرار بود جشن مشترک جهان باشد؛ جایی که مرزها برای چند هفته کنار میرفتند و فوتبال زبان مشترک ملتها میشد.اما جام جهانی ۲۰۲۶ پرسش متفاوتی را پیش روی جهان قرار داده است: اگر همه نمیتوانند در این جشن حضور داشته باشند، این جشن دقیقاً برای چه کسانی برگزار میشود؟





نظر شما