بداقبالترین تیم جام جهانی در شب سیاتل در حالی تن به تساوی داد که سزاوار بردن و له کردن فراعنه بود. فقط کافی بود پای پسر شجاع ۴ سانتیمتر عقبتر باشد، تیرک دروازه لجبازی نکند و پنالتی مهدی طارمی بوی غروب نگیرد تا فرش قرمز زیر پایمان پهن شود و بیهیچ دلشوره به دور بعد صعود کنیم. فقط کافی بود خورشید، آغوش گرم خود را زودتر به روی پسران ما بگشاید و ایران کمی زودتر در زمین مصریها چادر بزند. فقط کافی بود ویایآر مهربانتر باشد و مشت تفنگداران ما را باز نکند.
در شب مهتابی سیاتل، وقتی سازمان دفاعی تیم ملی بیاشتباه ظاهر شد و به غرش محمد صلاح و یارانش وقعی ننهاد، با کنترل بیشتر توپ و یورش افزونتر به حتم قفس توری شبیری را شعلهور میکردیم. برای یوزها که با مانورهای سامان قدوس در میانه کارزار میخرامیدند و با فرارهای رامین رضاییان بر سر تکاوران صحرای سینا آتش میریختند، میخکوب کردن حریف تا بن دندان مسلح و گرفتن جشن صعود با آخرین سوت قاضی لهستانی اتفاق صعبی نبود. اما انگار تقدیر این بود که همای سعادت تمام و کمال روی شانهها ننشیند و کار به اما و اگر بکشد.
سه بازی و سه مساوی. این ماحصل کار جنگجویانی بود که قادر بودند نیوزیلند را به مسلخ بفرستند و مصر را به غمگینترین ارتش دنیا تبدیل کنند. اتفاقی که نیفتاد تا عصبها گُر بگیرد و چشمها لبریز از آب شور شود. گاهی همه چیز آماده جشن است و ناگهان تیرکی سرسخت یا تصمیمی نابهنگام، داستان را عوض میکند.
اما اگر توپ از خط دروازه عبور نکرد، اگر تیرک ۴ سانتیمتر زودتر به استقبال رؤیاها رفت و اگر تقدیر، جشن صعود را به تعویق انداخت، یک پیروزی را نمیتوان از این تیم گرفت؛ پیروزی در میدان دیگری که سالها پاشنه آشیل فوتبال ما بود؛ میدان رسانه.
پسران تیم ملی این بار نشان دادند که فقط در زمین فوتبال رشد نکردهاند. سوت پایان که به صدا درآمد، احساسات افسار گفتارشان را به دست نگرفت. نه کسی آتش بر خرمن امید مردم ریخت، نه جملهای بر زبان آمد که خوراک روزهای بعد رسانههای آنسوی مرزها شود. آنها در اوج تلخی ناکامی، بر واژههای خود همانقدر مسلط بودند که دقایقی قبل بر نبردهای تنبهتن داخل زمین.
این همان بلوغی است که شاید در جدول مسابقات امتیازی نداشته باشد، اما برای اعتبار یک تیم ملی سرمایهای بزرگ است. بازیکنان ایران نشان دادند سواد رسانهای دیگر یک شعار نیست؛ مهارتی است که در سختترین لحظهها به کار میآید. آنها آموختهاند میان هیجان شکست و مسئولیت ملی مرزی روشن بکشند؛ نقد کنند، پاسخ بدهند، اما هرگز آب به آسیاب کسانی نریزند که چشمانتظار کوچکترین شکاف برای ضربه زدن به همدلی مردم هستند.
فارغ از هر اتفاقی که در ادامه این جام رخ دهد، باید این نکته را به خاطر سپرد که این نسل، تنها با پاهایش برای پرچم نجنگید. آنها با جان و دل در مستطیل سبز جنگیدند و بیرون از زمین نیز با گفتاری سنجیده، آرام و مسئولانه، نشان دادند میتوان در اوج فشار، بر احساسات غلبه کرد و کنار مردم کشور ایستاد. شاید صعود چند روز دیرتر از راه برسد، اما سرمایهای که از دل چنین بلوغی بدست میآید، ماندگارتر از هر نتیجهای است.
۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۵:۳۸
کد مطلب: ۱۱۵۳۸۰۳
بداقبالترین تیم جام جهانی در شب سیاتل در حالی تن به تساوی داد که سزاوار بردن و له کردن فراعنه بود. فقط کافی بود پای پسر شجاع ۴ سانتیمتر عقبتر باشد، تیرک دروازه لجبازی نکند.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما