در ادبیات زندانهای اسرائیل، «عصفورها» یا «پرندگان» نامی آشناست؛ خبرچینهایی که در میان زندانیان قرار میگیرند تا اعترافات و اطلاعات حساس را استخراج کنند. این روش به دهه ۱۹۷۰ بازمیگردد، اما منابع فلسطینی معتقدند پس از عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بار دیگر با اشکال تازهای احیا شده است.
روایتهای تاریخی از زندان مرکزی غزه در دهه ۱۹۸۰ نشان میدهد که حتی رهبران برجسته فلسطینی نیز به این تهدید آگاه بودند. در یکی از مشهورترین این روایتها، فتحی شقاقی، بنیانگذار جنبش جهاد اسلامی فلسطین، پس از شنیدن واکنش ناگهانی سه زندانی به گفتوگویی انگلیسی درباره «عصفورها»، به سرعت متوجه حضور نفوذیها شد.
این ماجرا بعدها به نمادی از یک اصل امنیتی در میان گروههای فلسطینی تبدیل شد؛ خطر واقعی، اغلب در جایی پنهان است که کسی انتظارش را ندارد.
اختلاف بر سر برخورد با همکاران
نحوه مواجهه با مظنونان به همکاری با اسرائیل، همواره یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در جامعه فلسطینی بوده است.
برخی جریانها، از جمله جهاد اسلامی، افشای هویت خبرچینها و بیاثر کردن آنها را بدون توسل به خشونت ترجیح میدادند تا از شکافهای داخلی جلوگیری شود. در مقابل، برخی گروهها رویکردی سختگیرانهتر در پیش گرفتند؛ بازداشت داخلی، بازجویی و حتی اعدام مظنونان بخشی از آنچه برخی از آن با عنوان «خشونت انقلابی» یاد میکردند، بود.
شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس، در سال ۱۹۹۳ این نگاه را چنین توصیف کرده بود: «یا متهم بیگناه است، یا توبه میکند، یا کشته میشود.»
اما منتقدان هشدار میدادند که هزینه اشتباه میتواند فاجعهبار باشد. آمارهای مربوط به انتفاضه اول نشان میدهد از میان ۹۴۲ فلسطینی که به اتهام همکاری کشته شدند، تنها حدود ۴۰ درصد ارتباط تأییدشدهای با نهادهای اسرائیلی داشتند.
ظهور «شاویش» و «مشاوران»
بازداشتهای گسترده پس از عملیات طوفان الاقصی، ساختار جدیدی از کنترل را در زندانها شکل داده است.
یکی از مهمترین این سازوکارها، «شاویش» است؛ زندانیای که توسط مدیریت زندان برای اداره بخشی از بازداشتشدگان انتخاب میشود. این جایگاه اگرچه امتیازهای محدودی مانند غذای بهتر یا معافیت از برخی تنبیههای جمعی به همراه دارد، اما به گفته زندانیان آزادشده، گاه به ابزاری برای اعمال فشار داخلی تبدیل شده است.
در کنار آن، پدیدهای تازهتر نیز ظهور کرده است؛ افرادی که زندانیان از آنها با عنوان «مشاور» یا «سرپرست» یاد میکنند.
این افراد که گفته میشود با سرویس زندان اسرائیل و نهادهای اطلاعاتی همکاری دارند، مأموریت متفاوتی بر عهده دارند؛ ازجمله شکستن مقاومت روانی زندانی.
آنها به زندانی القا میکنند که مقامات از پیش همه اطلاعات لازم را در اختیار دارند، دیگران اعتراف کردهاند و ادامه سکوت بیفایده است. هدف، نه اجبار مستقیم، بلکه متقاعد کردن زندانی به بیثمر بودن مقاومت است.
اطلاعاتی که فناوری به آنها نمیرسد
منابع فلسطینی میگویند هدف این شبکهها صرفاً جمعآوری اطلاعات عمومی نیست.
جزئیات مربوط به شبکههای تونل، محل ذخیره تسلیحات، ساختارهای فرماندهی و ارتباطات داخلی، مهمترین اطلاعاتی است که از زندانیان تازهوارد جستوجو میشود؛ دادههایی که به گفته این منابع، فناوری و نظارت الکترونیکی بهتنهایی قادر به دستیابی به آنها نیست.
برخی منابع امنیتی در غزه مدعیاند این روش به شناسایی افراد، کشف شبکهها و افشای جزئیات عملیاتی منجر شده است.
در مقابل، برخی از کسانی که وارد این همکاریها میشوند، اقدام خود را نه از سر منافع شخصی، بلکه بهعنوان واکنشی سیاسی به تحولات پس از ۷ اکتبر توجیه میکنند؛ هرچند مزایای مادی این همکاریها معمولاً به بهبودهای جزئی در شرایط زندان محدود میشود.
همبستگی زیر فشار
با وجود فشارهای شدید، ازدحام، محرومیت و بازجوییهای طولانی، روایت زندانیان از یک واقعیت دیگر نیز حکایت دارد؛ افزایش همبستگی داخلی.
یکی از زندانیان اهل شمال غزه میگوید: «رفتار خشن اشغالگران و حجم نفرت در برخورد با زندانیان، فضای اختلاف و انتقاد را کاهش داد و نوعی همبستگی برای عبور از روزهای سخت اسارت ایجاد کرد.»
این موضوع به معنای نبود اختلاف نظر نیست. برخی زندانیان وابسته به گروههای مختلف، انتقادهای جدی نسبت به عملیات ۷ اکتبر مطرح کردهاند، اما این اختلافات تاکنون به فروپاشی انسجام داخلی منجر نشده است.
در نهایت، زندانها تصویری فشرده از جامعه فلسطینی ارائه میکنند؛ جایی که فشار، ایدئولوژی، ترس و بقا بهطور همزمان عمل میکنند.
شاید به همین دلیل است که یکی از منابع امنیتی مقاومت جملهای را که امروز بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا کرده، تکرار میکند؛ «کسانی که بیش از همه مطمئناند هرگز همکاری نخواهند کرد، گاهی همانهایی هستند که عمیقتر از دیگران در این باتلاق فرو میروند.»





نظر شما