بهگزارش قدس آنلاین، پس از وقفهای نه چندان طولانی، پاکستان یکبار دیگر حملات فرامرزی هوایی خود را به داخل افغانستان از سر گرفت؛ حملاتی که به گفته طالبان در سه استان شرقی این کشور و به شکل دو مرحلهای و با فاصله زمانی اندک انجام گرفته و به کشتهشدن نزدیک به ۴۰ نفر و زخمی شدن حدود ۲۰۰ نفر انجامیده است. به نظر میرسد دور جدید حملات پاکستان به عمق خاک افغانستان درواقع واکنشی بوده به حمله تروریستی روزهای اخیر به مرکز فرماندهی نیروهای رنجر این کشور در شهر کراچی که علاوه بر تلفات نظامیان، سروصدا و جنجال زیادی نیز در مورد وضعیت امنیتی در این کلانشهر و دیگر شهرهای بزرگ پاکستان به وجود آورد.
اما در زمینه دور جدید حملات هوایی پاکستان به افغانستان و بهطور کلی بالا گرفتن دوباره تنش و درگیری میان اسلامآباد و کابل، به چند نکته درخور تأمل میتوان اشاره کرد.
نهادینه شدن بیثباتی و درگیری نظامی
در شرایطی که در گذشته به عملیاتهای نظامی پاکستان در عمق خاک افغانستان صرفاً به عنوان یک عملیات تلافیجویانه نگاه میشد، اکنون و در سایه عملیاتهای مکرر نظامی اسلامآباد در داخل افغانستان، تحلیلگران به این باور رسیدهاند که انجام چنین عملیاتهایی به یک رویه یا درواقع راهبرد نظامی فرامرزی پاکستان در امر مبارزه با تروریسم تبدیل شده است. اینکه پاکستان اعلام میکند عملیات «غضبالحق» (نام عملیات فرامرزی این کشور در افغانستان) پس از وقفه به مناسبت عید فطر، دوباره از سر گرفته میشود، کاملاً مؤید همین رویکرد است. البته چنین رویکردی در جنوب آسیا از پیشینه تاریخی برخوردار است، کما اینکه هندیها به مدت چندین دهه از همین راهبرد علیه خود پاکستان استفاده کردهاند که آخرین مورد آن، واکنش هند به حادثه تروریستی پهلگام بود که به جنگ چهار روزه میان دو کشور انجامید.
پاکستان و برتریهای نظامی
تداوم راهبرد نظامی پاکستان در اجرای عملیات فرامرزی در عمق خاک افغانستان تا حد زیادی به درک این کشور از برتری نظامیاش در برابر طالبان، بهویژه در حوزه هوا فضا بستگی دارد. بررسی کارشناسان نظامی نشان میدهد پاکستان در عملیاتهای اخیر هوایی از برترین تجهیزات هوایی خود شامل ناوگان جنگندههای نسل پنجمی با قابلیتهای پیشرفتهای همچون بمبهای هدایتشونده، لیزری و سامانههای حمله دوربرد استفاده کردهاست. این راهبرد در مقایسه با عملیاتهای نظامی زمینی برای پاکستان هزینههای لجستیکی و انسانی کمتری به همراه دارد، ضمن آنکه ضعف شدید طالبان در این حوزه آنها را از واکنش متقابل تا حد زیادی آسوده خاطر میکند. بنابراین پیشبینی میشود در صورت تداوم تنشهای سیاسی و حل نشدن اختلافات میان اسلامآباد و کابل، این عملیاتها نیز همچنان تداوم خواهد یافت؛ آن هم تا زمانی که طالبان به سطح بازدارندگی نظامی مناسبی در برابر پاکستان برسد. این تجربهای است که در تقابل میان پاکستان و هند نیز تکرار شده است؛ چنانکه تا پیش از جنگ چهار روزه اخیر و نمایش قدرت بازدارندگی هوایی پاکستان، هند در واکنش به حملات تروریستی در داخل این کشور، حملات فرامرزی مداومی را در عمق خاک پاکستان انجام میداد.
درهم تنیدگی امنیت داخلی و منطقهای پاکستان با تحولات افغانستان
تنشهای میان پاکستان و طالبان در دوره دوم حاکمیت آنها بر افغانستان سبب شد اسلامآباد در رویکرد چند دههای خود در رابطه با ایجاد پیوند راهبردی با افغانستان(مانند عمق راهبردی در برابر هند) تعدیلهایی ایجاد کند. تلاش برای ایجاد حصار مرزی با افغانستان، انسداد کامل مرزها و قطع مراودات تجاری، لغو خودمختاری مناطق قبایلی پاکستان و اخراج گسترده مهاجران؛ همگی از مواردی هستند که میتوان به عنوان بخشی از فرایند جداسازی تلقی کرد. با این حال، مجموعه تحولات پنج سال اخیر نشان داد پیشینه چند دهه ارتباطات درهم تنیده جغرافیایی، قومی، فرهنگی و حتی سیاسی و نظامی را نمیتوان به این آسانی از میان برد. ادعای پاکستان در مورد دستگیری یک شهروند افغانستان در تهاجم تروریستی اخیر کراچی بیش از پیش این امر را آشکار میکند. علاوه بر این، موقعیت کریدوری منحصر بهفرد افغانستان برای پاکستان هم چیزی نیست که اسلامآباد بتواند بهراحتی از آن چشمپوشی کند.
بنبست در تلاشهای میانجیگرانه چین
پس از چند دوره تلاشهای میانجیگرانه نافرجام توسط کشورهایی مانند قطر و ترکیه، این امیدواری وجود داشت که با توجه به روابط همهجانبه دو طرف با پکن، مداخله چینیها بتواند گره این تنش را باز کرده یا آن را تا حدی تعدیل کند. حتی چینیها نیز اعتباری خاص برای میانجیگری خود قائل بودند، چنانکه در جریان مذاکرات ارومچی، سخنگوی وزرات خارجه چین تأکید کرد هر دو کشور برای میانجیگری پکن اهمیت قائل هستند و از آن استقبال میکنند. اما در نهایت این فرایند نیز با ناکامی مواجه شد، چرا که مشکلات مبناییتر از آن است که قابلیت و ظرفیت یک میانجی قوی بتواند آن را حل کند.
به عنوان مثال هر دو کشور در همان خط ابتدای گفتوگو در ارومچی، بر سر مسائل مقدماتی همچون توصیف تروریسم، اعتبار خط مرزی دو کشور(دیورند) یا حتی بر سر موضوع نشست یعنی امنیت پاکستان، با اختلاف نظرهای بنیادین مواجه بودند.
خبرنگار: میراحمدرضا مشرف




نظر شما