تحولات منطقه

رضی‌الدین ابوالقاسم‌ سید علی بن موسی بن طاووس معروف به سید بن طاووس، از فقهای نام‌آور شیعه در قرن‌های ششم و هفتم هجری قمری است.

به مناسبت پانزدهم محرم سالروز ولادت  سید بن طاووس/ زندگی صاحب لهوف
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

رضی‌الدین ابوالقاسم‌ سید علی بن موسی بن طاووس معروف به سید بن طاووس، از فقهای نام‌آور شیعه در قرن‌های ششم و هفتم هجری قمری است که بیشترین شهرت وی در زهد، تقوا و عرفان بوده و بیشتر تألیفاتش در موضوع ادعیه و زیارات. در پانزدهم محرم سالروز ولادت او نگاهی به زندگی و آثارش داریم.

طاووس موسی بن جعفر

سید بن طاووس در روز ۱۵ محرم سال ۵۸۹ هجری در شهر حله به دنیا آمد. نامش «علی» بود که به «رضی‌الدین» معروف شد، کنیه‌اش‌ «ابوالقاسم» و لقبش «ابن‌طاووس». پدرش «موسی بن جعفر» نام داشت و ترکیب «علی‌بن‌ موسی‌بن‌ جعفر» او را همنام امام هشتم شیعیان می‌کرد تا وقتی نقابت علویان بغداد را در سال‌های آخر عمرش بر عهده گرفت، شعرای شیعه برایش چنین بسرایند: «فهذا علی نجل موسی بن جعفر ... شبیه علی بن موسی ابن جعفر».
سید بسیار مورد احترام بود، نه فقط به‌خاطر سید بودن. هم از سادات حسنی محسوب می‌شد و هم حسینی. جد اعلایش نوه پسری امام حسن(ع) و نوه دختری امام حسین(ع) بود و لقب ذوالحسبین گرفته بود؛ یعنی صاحب دو نسب شریف. شرافت نسبش البته فقط همین نیست؛ چون مادرش نیز دختر ورام بن ابی‌فراس، از بزرگان علمای امامیه بود و مادر پدرش، نوه شیخ طوسی. همین بود که در کتاب‌هایش از این دو بزرگ به عنوان پدربزرگ‌هایش یاد می‌کند: «جدی ورام بن أبی‌فراس... جدی الشیخ الطوسی».
پدر خودش از روات شیعه بود و روایاتش را در اوراقی می‌نوشت که فرزندش آن‌ها را جمع‌آوری و در کتابی منتشر کرد: «فرقة الناظر و بهجة الخاطر مما رواه والدی». اما نام «طاووس» را از جد هفتمش به ارث برده که از سادات مدینه بود و به‌خاطر زیبایی و ملاحتش به طاووس مشهور شده بود و این نام را برای خاندانش باقی گذاشت.
بی‌نیاز از استاد کودکی سید تحت تربیت پدرش گذشت و علاوه بر پدر، در محضر جدش ورام بن ابی‌فراس هم بسیار آموخت. با درکی قوی و هوشی سرشار از همگنانش سبقت گرفت، به‌طوری‌که خود در کشف المحجة می‌گوید: «وقتی وارد مدرسه شدم آنچه را دیگران در طول چند سال آموخته بودند، در یک سال آموختم و از آنان پیشی گرفتم».
شور و اشتیاق عجیبی در تحصیل علوم داشت و هنگام مواجهه با هر متن، متون مرتبط با آن را از کتاب‌های دیگر نیز با دقت مطالعه می‌کرد. او تنها دو سال و نیم به تحصیل فقه پرداخت و پس از آن خود را از استاد بی‌نیاز دید و بقیه کتب فقهی عصر خویش را به تنهایی مطالعه می‌کرد. این بود که استادش ابن‌نما پس از خواندن بخش اول نهایه شیخ طوسی او را در شمار مجتهدان دید.

کتابخانه گمشده

سید بن طاووس علاوه بر اینکه فقیهی نام‌آور بود، ادیب و شاعری توانا هم شمرده می‌شد؛ گرچه شهرت اصلی او در زهد و تقوا و عرفان او بوده و بیشتر تألیفاتش در موضوع ادعیه و زیارات است. سید کتابخانه‌ای غنی با حدود هزارو۵۰۰ کتاب داشت که از جدش به ارث برده بود و استفاده زیادی از آن کرد؛ به‌ویژه در تألیفاتش که به دست ما رسیده است. چون بسیاری از کتب مرجع او در طول زمان از بین رفته، تنها منبع اطلاع ما از آن کتب، تألیفات امثال سید بن طاووس است که ارزش آن را مضاعف می‌کند.
«المهمات و التتمات» را در ۱۰ جلد که هر یک با عنوان مستقل تألیف شده، به عنوان تتمه «مصباح المتهجد» شیخ طوسی نوشته است. «کشف المحجة لثمرة المهجة» کتابی اخلاقی شامل وصیت‌های سید به فرزندانش است که مراحل مختلف زندگی خویش را هم در آن ذکر کرده است.
«اقبال‌ الاعمال‌» کتابی ارزشمند در زمینه اعمال، ادعیه و عبادات به تفکیک ماه‌های قمری، به‌ویژه ماه محرم است. «جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع» هم کتاب مختصری است درباره زیباترین دعاهای مؤمن در طول‌ هفته.
«الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان‌» در ۱۴ باب و هر باب در فصول متعدد جزئیات آداب مسافرت و رعایت‌ اصولی‌ که‌ او را از خطرات حفظ می‌کند آمده است. کتاب‌های متعدد دیگری هم درباره فقه، اخلاق، عرفان، نجوم و حتی عقاید اهل‌سنت از او برجای مانده و کتاب‌هایی که تنها نامشان در منابع آمده و اثری از آن‌ها در دست نیست.
اما لهوف یا به عبارت کامل‌تر «اللهوف علی قتلی الطفوف» مشهورترین کتاب سید بن طاووس است که به روایت زندگی امام حسین(ع) می‌پردازد و با اینکه در جوانی نوشته، از معتبرترین مقاتل واقعه جانسوز کربلا به‌شمار می‌رود.

آه سید در لهوف

لهوف با اینکه معتبرترین روایت از عاشورا را بیان می‌کند، اما کتاب روایی محسوب نمی‌شود؛ چون برای استفاده در مسافرت‌های زیارتی نوشته شده و از آنجا که بنا بر اختصار بوده، سلسله اسناد روایات حذف شده و تنها به نقل آخرین راوی یا کتاب مرجع روایت بسنده شده است.
همچنین مؤلف که هدفش بیان واقعه عاشورا بوده، احادیث را طوری کنار هم قرار داده که روایت واحد و منسجمی از واقعه ارائه دهد و برخلاف کتب روایی از ذکر روایات تکراری و متفرقه اجتناب کرده است. سید در مقدمه لهوف انگیزه‌اش از تألیف را چنین می‌نویسد: «از مهم‌ترین مسائلی که باعث شد دست به تألیف این کتاب بزنم آن است که پس از تألیف کتاب مصباح الزائر و جناح المسافر دیدم کتابی شده شامل معرفی بهترین مکان‌های زیارتی و بهترین زیارات موجود برای آن‌ها و کسی که این کتاب را همراه داشته باشد نیاز به هیچ کتاب زیارتی دیگری ندارد، من که دوست داشتم چیزی همراه آن کنم که زائر ابا عبدالله علیه‌السلام هم نیاز به همراه داشتن کتاب مقتل دیگری نداشته باشد، این کتاب را ضمیمه مصباح قرار دادم».
مقدمه کتاب شامل مطالبی در عظمت واقعه عاشورا، مقام امام حسین(ع) و ارزش عزاداری بر او بوده و پس از آن، محتوا در سه مسلک تنظیم شده است.
مسلک اول درباره زندگی امام حسین(ع) از ولادت تا روز عاشوراست. مسلک دوم شامل وقایع روز عاشورا تا شهادت امام(ع) است که در مجالس عزاداری محرم و روز عاشورا خوانده می‌شود و مسلک سوم، وقایع پس از شهادت امام و اسارت خاندان حضرت را دربرمی‌گیرد و با بازگشت اسرا به مدینه و بیان حالات امام زین‌العابدین(ع) در عزای پدرش به پایان می‌رسد.

سیدالمراقبین

سید بن طاووس نزد همه دانشمندان شیعه، معروف به زهد و تقوا بوده و همگی عظمت علمی او را ستوده‌اند و با آنکه قرن‌ها از رحلت وی می‌گذرد، هنوز با افتخار و احترام در محافل علمی از او یاد می‌شود.
علامه حلی برخی از کرامات سید را که خود و پدرش شاهد آن‌ها بوده‌اند، بیان کرده است. علامه مجلسی با عبارت «السید النقیب، الثقة الزاهد، جمال العارفین و...» از او یاد کرده و شیخ عباس قمی، او را با اوصافی همچون «الاجل»، «الاورع»، «الاسعد»، «قدوة العارفین و مصباح المتهجدین»، «صاحب الکرامات الباهرة و المناقب الفاخرة» و... معرفی کرده است.
علامه طباطبایی، سید را از معدود علمای کامل به شمار آورده و میرزا جواد ملکی تبریزی او را «سید المراقبین» خوانده است. مرحوم علامه شوشتری نیز نوشته است «که در نقل مراثی، از آن جناب، معتبرتری نداریم. در جلالت قدر، مثل ایشان کم است».
امام خمینی(ره) «عارف باللَّه و مجاهد فی سبیل اللَّه، مولانا سید بن طاووس» را از جمله علمای بزرگ معرفت و اخلاق می‌داند که عظمتش نزد همه علما مسلم است.

نقیب شیعیان

سید بن طاووس با ابن‌علقمی، وزیر مشهور عباسیان که شیعه مذهب بود، رابطه دوستی داشت و خلیفه عباسی نیز به او احترام می‌گذاشت. خلیفه پیشنهادهایی برای مناصب حکومتی به او می‌داد، اما ابن‌طاووس همواره آن‌ها را رد می‌کرد. به گفته خودش منصب فتوا، نقابت سادات و حتی وزارت خلیفه را به او پیشنهاد کردند و او نپذیرفت.
می‌گفت: «اگر من طبق مصلحت شما عمل کنم، رابطه‌ام را با خدا قطع کرده‌ام و اگر طبق اوامر الهی و عدل و انصاف حرکت کنم، خاندان تو و بقیه وزرا و سفرا و فرماندهانت تحمل نخواهند کرد و چنین خواهند گفت که این روشی است برخلاف سیره حکمرانان قبلی و مردود دانستن حکومت‌های آنان».
سید که در بغداد تحت فشار سیاسی بود به زادگاهش حله بازگشت، سپس به نجف و کربلا هجرت کرد و در هر کدام حدود سه سال مقیم شد. در این دوران علاوه بر تربیت شاگردان و تدریس علوم مختلف، همت اصلی‌اش را بر سیر و سلوک و معنویات قرار داد. در همین زمان بود که «کشف المحجة» را به عنوان وصیتی برای فرزندانش نوشت.
سید همزمان با لشکرکشی هلاکو خان مغول دوباره به بغداد رفت. او که به واسطه خواجه نصیرالدین طوسی امان‌نامه‌ای در دست داشت، حدود هزار نفر از مردم بغداد را با خود به حله برد و جانشان را نجات داد. چندسال بعد که خان مغول قدرتش تثبیت شده بود، منصب نقابت سادات را به سید بن طاووس پیشنهاد کرد. سید این‌بار منصب را پذیرفت تا از شیعیانی که در معرض قتل و غارت قرار داشتند، حمایت کند. او سه سال در این منصب بود و صبحگاه دوشنبه پنجم ذی‌القعده‌ ۶۶۴ هجری در ۷۵‌سالگی‌ دارفانی را وداع گفت.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha