کتاب «مرد بیسر» که در ۲۲۴ صفحه در انتشارات بهنشر منتشر شده، روایتگر فراز و نشیبهای زندگی سعید بن جبیر است که در دوران پس از عاشورا، باتکیهبر علم و ایمان، به مقابله با حجاج بنیوسف ثقفی، حاکم خونریز عراق، برخاست.
هاشمی در این اثر کوشیده تا با بهرهگیری از منابع تاریخی و پر کردن خلأهای روایی با تخیل هنری، چهرهای زنده از این شهید بزرگوار و همچنین فضای سیاسی و اجتماعی عصر امام سجاد (ع) ترسیم کند.
او با اشاره به اینکه از کودکی با نام سعید بن جبیر آشنا بوده، میگوید: مرحوم پدرم روحانی بود و نام مرا بهخاطر ارادتی که به این شخصیت داشت، بر من نهاد.
من از کودکی در کتابخانه پدرم بارها داستان شهادت او و حاضرجوابیهایش را در حضور حجاج خوانده بودم. پس از دوره بزرگسالی و آشنایی بیشتر با این شخصیت به نظرم رسید که زندگی پرحادثه او در شهرهای مختلف - از قم و اصفهان گرفته تا کوفه و مکه - میتواند زمینهساز ظهور یک رمان شود.
این نویسنده که بیشتر با آثار طنز خود شناخته میشود، درباره تغییر مسیرش به سمت رمان تاریخی اظهار میکند: خیلی از حرفها را در لفافه طنز نمیشود زد. ب
بعضی از حرفها را باید مستقیم و بدون لفافه گفت. یکی از آنها همین زندگی بزرگان شیعه است.
چالش کمبود منابع تاریخی و نقش تخیل
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی نویسنده، کمبود اطلاعات تاریخی درباره سعید بن جبیر بوده است. هاشمی در این باره میگوید: اطلاعات چندانی از دوستی سعید و امام به دست ما نرسیده است. ما فقط میدانیم که سعید از دوستان صمیمی و جزو اصحاب پنجگانه امام سجاد (ع) بود.
یکی از دلایل مظلومیت امام سجاد (ع) همین است که دوران او بهشدت امنیتی بود و حکومت سعی میکرد امام را در انزوا و تحتنظر نگه دارد.
وی ادامه میدهد: این مسئله کار مرا سخت میکرد و من مجبور شدم زندگی سعید را به جز یکی دو فصل دور از امام روایت کنم. سعی کردم دوستی سعید با دوستان امام و دشمنی او با دشمنان امام را پررنگتر جلوه دهم تا این خلأ پر شود.
تحقیق از منابع مکتوب و اصلاح روایتهای مشکوک
نویسنده درباره روند تحقیق خود توضیح میدهد: متأسفانه منابع مکتوب در مورد این صحابه امام سجاد (ع) کم و منبع مستقلی درباره ایشان تهیه نشده است. من مجبور بودم کتابهای مختلف را مطالعه کنم که در همین کتابها هم موارد مشکوک فراوانی دیده میشد.
او بهعنوان نمونه به مسئله پیوستن سعید به سپاه عبدالرحمنبنمحمدبناشعث اشاره میکند و میگوید: من باید داستان را بهگونهای پیش میبردم که مخاطب کمسنوسال من فکر نکند که سعید از حامیان و دوستداران عبدالرحمن است. بلکه او فقط به دلیل دشمنی با خاندان اموی مجبور شد با یکی دیگر از دشمنان بنیامیه متحد شود.
هاشمی مهمترین نقطه اوج داستان را دستگیرشدن سعید بن جبیر در کنار دروازه مکه میداند و میگوید: او سالیان سال، دور از خانواده و مشغول فرار از دست دشمنان اهلبیت (ع) بود. فرسنگها دورتر از خانوادهاش در قم و اصفهان زندگی کرده بود؛ اما نهایتاً در مکه گرفتار شد.
مخاطب اگر با روایتهای تاریخی آشنا باشد، میداند که گرفتار شدن در چنگال حجاج بنیوسف ثقفی همان و کشتهشدن هم همان. اینجاست که خواننده دچار هیجان و اضطراب میشود.
حجاج بن یوسف؛ شخصیتی بیرحم در پسزمینه داستان
نویسنده «مرد بیسر» درباره پرداخت به شخصیت حجاج بنیوسف ثقفی نیز اظهار میدارد: حجاج در این کتاب، دومین شخصیت پس از سعید است. او آدمی بیرحم، لجوج، قدرتطلب و بیمنطق بود. در مورد حجاج روایتهای بسیاری وجود دارد و تقریباً تمام روایتها بر کشتهشدن فجیع سعید به دست حجاج، اشتراک دارند.
هاشمی تأکید میکند: من نهتنها حجاج را بزرگنمایی نکردم؛ بلکه سعی کردم ظلمهایش را کمرنگتر کنم. چرا که او آنقدر بیرحم بود که ظلمهایش فراتر از حد درک مخاطب نوجوان است و اگر میخواستم ظلمهای او را نشان دهم، بار خشونت داستان بالا میرفت.
پیام کتاب برای نوجوان امروز؛ آشنایی با فضای پس از عاشورا
هاشمی میگوید: مهمترین درسی که مخاطب نوجوان بامطالعه این اثر از فضای آن د وران میگیرد، آشنایی او با فضای بعد از عاشوراست. بعد از عاشورای سال ۶۱ هجری، حکومت انسجام خود را از دست داد و قیامهای مکرر رخ داد.
امام سجاد (ع) با دعاهای هدفمند و تربیت یاران گمنامی مثل سعید، به تبلیغ تشیع پرداخت. این درس برای نوجوان امروز که در فضای پرچالش رسانهای زندگی میکند، الهامبخش است.
هاشمی در پاسخ به این سؤال که آیا روش پرداخت شخصیتهای فرعی را میتوان نوعی خلاقیت برای جبران کمبود منابع تاریخی دانست، میگوید: رمان، تاریخ نیست؛ هنر است و هنر با تخیل همراه است. اگر فقط نام شخصیتهای تاریخی را بیاورم، اثر تبدیل به تاریخ میشود و من مورخ نیستم. بهعنوان رماننویس باید از اصول رماننویسی پیروی کنم.
این نویسنده پیشکسوت درباره دغدغهاش برای جذب نوجوانان در عصر فضای مجازی اظهار میدارد: فضای مجازی خیلی قوی و جذاب است و باعث شده مجله و داستان کوتاه و فیلم و... کمرنگ شوند؛ اما خوشبختانه هنوز رمان در میان مخاطبان نوجوان و جوان جذاب است و فضای مجازی نتوانسته با رمان مقابله کند چرا که فضای مجازی فضای کوتاهگویی و سرعت عمل است؛ اما رمان تعریف خاص خودش را دارد و نمیتواند کوتاه و سریع نوشته شود.
ما نمیتوانیم با فضای مجازی مبارزه کنیم، اما میتوانیم برایش رقیب باشیم. اگر ادبیات را مدرنتر کنیم، نوجوانان بیشتری به آن جذب میشوند.
هاشمی درباره انتخاب عنوان تکاندهنده کتاب توضیح میدهد: برای رمان باید نامی نهاده شود که مخاطب را میخکوب کند. نام رمان و طرح جلد، ویترین یک رمان هستند.
رمان نمیتواند نام شاعرانه داشته باشد، چون شعر نیست. نمیتواند نام طولانی داشته باشد، چون در یادها نمیماند. نمیتواند نام مستقیم و کلیشهای داشته باشد، چون با مقاله و پایاننامه فرق میکند.
نامی که من روی رمانم و البته همه رمانهایم گذاشتهام، هنجارشکنانه هستند. چون مخاطب نوجوان اول به بعد سرگرمی و جذابیت کتاب نگاه میکند.
نویسنده «مرد بیسر» در پایان درباره ادامه این مسیر میگوید: مطمئناً جلد دومی برای این کتاب در کار نیست. هدف من این بود که نوجوان حداقل با نام سعید بن جبیر آشنا شود که بحمدالله استقبال شده است؛ اما برای یاران ائمه، رمانهای مختلفی دارم.
از جمله در مورد بهلول عاقل، محمد بنابیبکر، عبدالله بنخبّاب، امامزاده موسی مبرقع و... که چاپ و منتشر شدهاند و رمانهای دیگری که زیر چاپ هستند.





نظر شما