گل دقیقه ۹۶ گابریل مارتینلی پیروزی دراماتیک ۲- یک برزیل مقابل ژاپن را رقم زد و موجی از شادی و هیجان را در میان هواداران، بازیکنان و نیمکتنشینان این تیم ایجاد کرد. در میان این هیاهو، تنها کارلو آنچلوتی سرمربی تیم بود که کاملاً بیتفاوت و آرام باقی ماند. این تاکتیکدان ایتالیایی به جای جشن و پایکوبی، با خونسردی به سمت دستیار خود یعنی پل کلمنت رو کرد و بلافاصله مربی دیگری را فرستاد تا دانیلو سانتوس هافبک تیم را از میان جمعیت بازیکنانی که در حال خوشحالی بودند بیرون بکشد تا به او مأموریت بستن بازی را بدهد که تیمش بتواند برتری خود را حفظ کند.
این لحظه به شکل تمام و کمال نشاندهنده برزیلِ تحت هدایت آنچلوتی است، یعنی اقیانوسی از آرامش. پس از بازی، گابریل و کاسمیرو هر دو پیروزی خود را مدیون آرامشی دانستند که آنچلوتی به تیم تزریق کرده است. کاسمیرو اشاره کرد که در مواجهه با دفاع اتوبوسی و فشرده ژاپن، حفظ صبوری و خونسردی یک آزمون ذهنی حیاتی برای تیم بوده است.
هدایت تیم ملی برزیل فشار روانی منحصربهفردی به همراه دارد. مربیان پیشین، مانند لوئیز فلیپه اسکولاری در سال ۲۰۱۴، اجازه دادند این شدت از استرس بر تیم غلبه کند که درنهایت به یک فروپاشی فاجعهبار منجر شد. آنچلوتی، پادزهر نهایی برای چنین محیطی است. همانطور که پل کلمنت پیش از مسابقات اشاره کرد، محیطهای پرفشاری مانند برزیل یا رئال مادرید به مربیای نیاز دارند که اضطراب یا هیجان کاذب را به بازیکنان منتقل نکند.
واکنشهای حداقلی و خونسردانه آنچلوتی به موقعیتهای بزرگ، زبانزد است. او در دوران حضورش در رئال مادرید نیز هنگام گلزنی تیمش معمولاً بیتفاوت میماند. همچنین زمان هدایت اورتون، پس از به ثمر رسیدن گل برتری دراماتیک ۵-۴ در وقتهای اضافه مقابل تاتنهام، او ترجیح داد به جای خوشحالی، چای داغ خود را فوت کند تا خنک شود. این رفتار تزلزلناپذیر احتمالاً همان دلیلی است که او را به عنوان اولین سرمربی خارجی تاریخ برزیل در جام جهانی انتخاب کردهاند. صبر او به طور مداوم در بوته آزمایش قرار میگیرد، به ویژه با پرسشهای مکرر رسانهها درباره نیمار، اما او کاملاً بیتفاوت و مسلط باقی میماند.
نه فقط یک روانشناس
نکته حائز اهمیت این است که آنچلوتی فقط مسئول روحیهدهی و مهار کردن غرور بازیکنان بزرگ نیست؛ او در این میان، یک ذهن تاکتیکی تیزبین هم دارد. برزیل در نیمه نخست مقابل ژاپن به شدت تحت فشار بود. پرس شدید ژاپنیها منجر به اشتباههای دفاعی تیمش شد و پس از یک پاس اشتباه از دانیلو و جا ماندن کاسمیرو، ژاپن به گل اول دست یافت.
زمانی که لوکاس پاکتا درست پیش از پایان نیمه نخست مصدوم شد، آنچلوتی دست به یک قمار تاکتیکی شجاعانه زد. او اندریک، مهاجم نوجوان تیمش را جایگزین کرد و چیدمان برزیل را به یک سیستم هجومی ۴-۲-۴ تغییر داد. این تصمیم با توجه به ضعف برزیل در میانه میدان ریسک بزرگی بود، اما به شکلی درخشان جواب داد. این کار، خط دفاعی ژاپن را به عقب راند، فشار را از روی هافبکهای برزیل برداشت و فضا را برای وینگرها، وینیسیوس و رایان باز کرد تا بازی را در عرض زمین گسترش دهند. آنچلوتی در میان دو نیمه، راهبرد تیم را سادهتر کرد و از بازیکنانش خواست محوطه جریمه را پر کنند و ارسال از جناحین را در اولویت قرار دهند.
علاوه بر این، گل پیروزیبخش مارتینلی نتیجه مستقیم انعطافپذیری تاکتیکی آنچلوتی هم بود. مارتینلی که معمولاً در آرسنال به عنوان یک وینگر کلاسیک بازی میکند، توسط آنچلوتی در نقش غیرمعمولِ مهاجم کاذب یا هافبک شماره ۸ متمایل به چپ به کار گرفته شد. مارتینلی پس از بازی اعتراف کرد که اگرچه این پست معمول او در باشگاهش نیست، اما آنچلوتی او را برای این نقش آماده کرده بود.
بر اساس دادههای آماری اوپتا که پیشینه آن به سال ۱۹۶۶ بازمیگردد، ضربه مارتینلی دیرترین گل پیروزیبخشی است که تاکنون در وقت قانونی یک بازی حذفی جام جهانی به ثمر رسیده است. درنهایت، بازگشت دراماتیک برزیل از طریق شاهکاری در کنترل احساسات و تصمیمات تاکتیکی هوشمندانه رقم خورد؛ ویژگیهایی که شناسنامه مربیگری کارلو آنچلوتی هستند.





نظر شما