تحولات منطقه

رتبه ‌بندی جهانی دانشگاه ‌ها هرچند تنها یکی از شاخص‌های ارزیابی کیفیت آموزش عالی محسوب می‌شود، اما در دنیای امروز به یکی از مهم‌ ترین معیارهای سنجش قدرت علمی کشورها تبدیل شده است.

افت دسته ‌جمعی دانشگاه‌های ایرانی در رتبه ‌بندی  QS /   وقتی رقبا با سرعت می‌دوند و ما عقب می‌مانیم
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

رتبه ‌بندی جهانی دانشگاه ‌ها هرچند تنها یکی از شاخص‌های ارزیابی کیفیت آموزش عالی محسوب می‌شود، اما در دنیای امروز به یکی از مهم‌ ترین معیارهای سنجش قدرت علمی کشورها تبدیل شده است.

دانشگاه‌ها دیگر صرفاً مراکز آموزشی نیستند؛ آنها موتور تولید فناوری، نوآوری، اقتصاد دانش‌ بنیان و حتی قدرت سیاسی کشورها به شمار می‌روند،از همین رو، افت همزمان تمام دانشگاه‌های ایرانی در تازه‌ ترین رتبه‌بندی QS ۲۰۲۷ تنها یک تغییر آماری نیست؛ بلکه هشداری است درباره جایگاه علمی ایران در رقابت منطقه‌ای و جهانی.

گزارش جدید QS نشان می‌دهد همه ۱۱ دانشگاه ایرانی حاضر در این رتبه ‌بندی نسبت به سال گذشته سقوط کرده‌اند. دانشگاه تهران با وجود حفظ جایگاه نخست داخلی، ۴۵ پله پایین‌ تر آمده و به رتبه ۳۶۷ جهان رسیده است. دانشگاه صنعتی شریف ۱۵ رتبه، امیرکبیر ۲۷ رتبه، علم و صنعت ۸ رتبه و دانشگاه تبریز بیش از ۱۰۰ رتبه سقوط کرده‌اند. دانشگاه آزاد اسلامی نیز از جمع ۱۴۰۰ دانشگاه برتر جهان خارج شده است.

آنچه این آمار را نگران ‌کننده ‌تر می‌کند، نه فقط افت دانشگاه‌های ایران، بلکه حرکت معکوس رقبای منطقه ‌ای است؛ کشورهایی که طی یک دهه گذشته سرمایه ‌گذاری گسترده‌ ای روی آموزش عالی انجام داده‌اند و اکنون نتایج آن را در رتبه‌ بندی‌های جهانی می‌بینند.

رقابت منطقه‌ای؛ چرا عربستان و امارات جلو افتادند؟

در رتبه‌بندی امسال، دانشگاه نفت و مواد معدنی ملک فهد عربستان با رتبه ۶۳ جهان همچنان بهترین دانشگاه منطقه است. دانشگاه خلیفه امارات نیز رتبه ۱۴۷ را کسب کرده و سه دانشگاه اماراتی در میان ۳۰۰ دانشگاه برتر جهان قرار گرفته‌ اند. ترکیه نیز با حضور ۲۵ دانشگاه در رتبه‌ بندی QS، بیشترین تعداد دانشگاه را میان کشورهای منطقه دارد؛ این در حالی است که ایران تنها ۱۱ دانشگاه در این رتبه‌ بندی دارد و فقط سه دانشگاه موفق شده‌اند در میان ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان باقی بمانند.

کارشناسان معتقدند این تفاوت، حاصل یک برنامه ‌ریزی بلند مدت است. عربستان در قالب برنامه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» میلیاردها دلار برای توسعه دانشگاه‌ها، جذب استادان بین‌المللی، ایجاد مراکز تحقیقاتی مشترک و افزایش همکاری با دانشگاه‌ های تراز اول جهان هزینه کرده است. امارات نیز با تبدیل شدن به قطب آموزش بین‌المللی، شعبه دانشگاه‌های معتبر جهان را جذب کرده و حضور پژوهشگران خارجی را تسهیل کرده است.

در مقابل، دانشگاه‌های ایران همچنان با محدودیت‌های مالی، کاهش تعاملات بین‌المللی، دشواری جذب استادان خارجی و مهاجرت نخبگان دست ‌و پنجه نرم می‌کنند.

افت رتبه؛ فقط مسئله تولید مقاله نیست

در نگاه نخست شاید تصور شود افت رتبه دانشگاه‌ها ناشی از کاهش تولید مقالات علمی است؛ اما واقعیت پیچیده ‌تر از این است؛ رتبه ‌بندی QS براساس شاخص‌هایی مانند اعتبار علمی، اعتبار نزد کارفرمایان، میزان استناد به مقالات، نسبت استاد به دانشجو، حضور استادان و دانشجویان بین‌المللی، شبکه پژوهش جهانی و شاخص‌های اشتغال فارغ‌ التحصیلان انجام می‌شود.

به بیان دیگر، دانشگاهی که تنها مقاله بیشتری تولید کند، الزاماً جایگاه بهتری به دست نمی‌آورد. امروز کیفیت پژوهش، همکاری‌های بین‌المللی، جذب دانشجوی خارجی، ارتباط با صنعت و شهرت جهانی اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ بسیاری از این شاخص‌ها دقیقاً همان حوزه ‌هایی هستند که دانشگاه‌های ایران طی سال‌های اخیر با محدودیت روبه ‌رو بوده ‌اند.

دیپلماسی علمی؛ حلقه مفقوده آموزش عالی

یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت دانشگاه‌های منطقه، گسترش همکاری‌ های علمی فرامرزی است؛ در حالی که دانشگاه‌های عربستان، امارات و حتی ترکیه پروژه‌های مشترک متعددی با دانشگاه‌های اروپا، آمریکا و شرق آسیا اجرا می‌کنند، سهم دانشگاه‌های ایران از این همکاری‌ها کاهش یافته است.

تحریم‌ها، مشکلات صدور ویزا، محدودیت‌های نقل ‌وانتقال مالی، دشواری حضور استادان خارجی و کاهش فرصت‌های مطالعاتی، بخشی از موانع توسعه دیپلماسی علمی ایران محسوب می‌شوند.

در گزارش‌های یونسکو نیز بارها تأکید شده که همکاری‌های بین‌المللی یکی از مهم‌ ترین عوامل افزایش کیفیت پژوهش و ارتقای جایگاه دانشگاه‌ها در رتبه ‌بندی‌های جهانی است.

همین موضوعی است که حسین سیمایی‌ صراف، وزیر علوم نیز بر آن تأکید دارد. او در ماه‌های اخیر بارها اعلام کرده است که ارتقای رتبه دانشگاه‌های ایران بدون توسعه همکاری‌های بین‌المللی، جذب دانشجوی خارجی و افزایش تعاملات علمی با دانشگاه‌های معتبر جهان امکان‌پذیر نیست و یکی از محورهای اصلی برنامه وزارت علوم، تقویت دیپلماسی علمی و افزایش مرجعیت علمی کشور است.

مهاجرت نخبگان؛ زخمی که عمیق‌تر شده است

مسئله دیگری که نمی‌توان از کنار آن عبور کرد، مهاجرت استادان، پژوهشگران و دانشجویان نخبه است؛ بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، ایران همچنان یکی از کشورهای دارای نرخ بالای مهاجرت نیروی انسانی متخصص است؛ هرچند بسیاری از پژوهشگران ایرانی در معتبرترین دانشگاه‌های جهان فعالیت می‌کنند، اما خروج سرمایه انسانی در بلند مدت بر کیفیت آموزش و پژوهش داخلی تأثیر مستقیم می‌گذارد.

در مقابل، کشورهای عربستان، امارات و قطر دقیقاً مسیر عکس را انتخاب کرده‌اند؛ آنها نه‌ تنها مانع خروج نخبگان خود شده‌ اند، بلکه با ارائه حقوق بالا، امکانات پژوهشی و بودجه‌ های کلان، استادان برجسته جهان را جذب می‌کنند.

اما مقصود فراستخواه، استاد جامعه ‌شناسی آموزش عالی، نیز در تحلیل‌های خود بارها هشدار داده است که مسئله تنها خروج نخبگان نیست، بلکه کاهش جذابیت محیط دانشگاه برای فعالیت علمی است. به اعتقاد او، دانشگاه زمانی می‌تواند در رقابت جهانی موفق باشد که فضای علمی پویا، آزادی آکادمیک، ارتباطات بین‌المللی و امکان فعالیت پژوهشی در سطح جهانی برای اعضای هیئت علمی فراهم باشد.

آیا بودجه آموزش عالی پاسخگواست؟

کارشناسان اقتصاد آموزش معتقدند یکی از ریشه‌ های اصلی افت دانشگاه‌ها، کاهش سرمایه‌ گذاری واقعی در آموزش عالی است؛ تورم، محدودیت منابع و افزایش هزینه‌ های جاری باعث شده بخش قابل توجهی از بودجه دانشگاه ‌ها صرف امور روزمره شود و سهم توسعه زیرساخت‌ های پژوهشی کاهش یابد.

در بسیاری از دانشگاه‌های بزرگ دنیا، بخش مهمی از منابع مالی از طریق قراردادهای صنعتی، وقف دانشگاهی، سرمایه‌ گذاری بخش خصوصی و جذب دانشجوی خارجی تأمین می‌شود؛ اما در ایران وابستگی دانشگاه‌ها به بودجه دولتی همچنان بالاست.

برنامه هفتم؛ هدفی که دورتر شده است

برنامه هفتم توسعه هدف‌ گذاری کرده تا پایان سال ۱۴۰۷، ایران دست‌ کم ۲۰ دانشگاه با رتبه زیر ۵۰۰ در نظام‌های معتبر جهانی داشته باشد، اما وضعیت فعلی نشان می‌دهد تحقق این هدف با چالش جدی روبه‌ رو است.

در رتبه‌بندی QS تنها سه دانشگاه ایرانی زیر رتبه ۵۰۰ قرار دارند و حتی دانشگاه علم و صنعت نیز با رتبه ۵۰۴ از این فهرست خارج شده است؛ اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، فاصله میان اهداف اسناد بالادستی و واقعیت آموزش عالی کشور بیشتر خواهد شد.

آیا رتبه‌ بندی‌ها همه واقعیت را نشان می‌دهند؟

البته بسیاری از استادان دانشگاه تأکید می‌کنند که نباید رتبه ‌بندی‌های جهانی را معیار مطلق کیفیت آموزش دانست؛ برخی شاخص‌های QS مبتنی بر نظرسنجی‌های بین‌المللی است و ممکن است تحت تأثیر میزان شناخته ‌شدن دانشگاه‌ها قرار گیرد. همچنین دانشگاه‌هایی که ارتباط گسترده ‌تری با فضای علمی بین‌المللی دارند، معمولاً امتیاز بیشتری کسب می‌کنند.

با این حال، تقریباً همه نظام‌های معتبر رتبه‌ بندی جهان، از جمله QS، تایمز و شانگهای، در سال‌های اخیر روندی مشابه درباره دانشگاه‌های ایران نشان داده‌اند؛ موضوعی که بیانگر وجود چالش‌های ساختاری است و نمی‌توان آن را صرفاً به روش ارزیابی نسبت داد.

جعفر مهراد، بنیان‌ گذار پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)، نیز همواره تأکید کرده است که رتبه‌ بندی‌های جهانی صرفاً بر پایه تعداد مقالات انجام نمی‌شوند و شاخص‌هایی مانند اعتبار علمی، میزان استناد، همکاری‌های بین‌المللی، جذب استاد و دانشجوی خارجی و ارتباط دانشگاه با صنعت نقش تعیین‌ کننده‌ای در جایگاه دانشگاه‌ها دارند. به گفته او، اگر دانشگاه‌ها در حوزه بین‌المللی ‌سازی و کیفیت پژوهش سرمایه‌ گذاری نکنند، حفظ جایگاه جهانی آنها دشوار خواهد بود.

راه خروج چیست؟

کارشناسان آموزش عالی مجموعه‌ ای از راهکارها را برای بازگشت دانشگاه‌ های ایران به مسیر رقابت جهانی پیشنهاد می‌کنند؛ از جمله افزایش سرمایه‌ گذاری هدفمند در پژوهش، توسعه همکاری‌ های علمی بین‌المللی، تسهیل حضور استادان و دانشجویان خارجی، تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت، اصلاح نظام جذب و نگهداشت نخبگان، افزایش استقلال دانشگاه‌ها و بازنگری در شاخص‌های ارزیابی عملکرد مراکز آموزش عالی.

تجربه کشورهای منطقه نیز نشان می‌دهد ارتقای جایگاه دانشگاه‌ها نتیجه تصمیم‌ های مقطعی نیست، بلکه حاصل برنامه‌ ریزی مستمر، سرمایه ‌گذاری بلند مدت و تعامل گسترده با شبکه جهانی علم است.

زنگ هشداری که نباید نادیده گرفته شود

افت همزمان همه دانشگاه‌های ایرانی در رتبه‌بندی QS ۲۰۲۷ بیش از آنکه یک خبر آماری باشد، نشانه‌ ای از کاهش سرعت ایران در رقابت جهانی علم است. در شرایطی که دانشگاه‌ها به خط مقدم توسعه فناوری، اقتصاد دانش‌ بنیان و امنیت علمی کشورها تبدیل شده‌اند، هر پله عقب‌ نشینی می‌تواند در آینده به کاهش سهم ایران از تولید دانش، نوآوری و اقتصاد جهانی منجر شود.

شاید هنوز فرصت برای جبران وجود داشته باشد، اما تجربه کشورهای موفق منطقه نشان می‌دهد که این مسیر بدون اصلاح سیاست‌های آموزش عالی، تقویت دیپلماسی علمی، سرمایه‌ گذاری پایدار و توجه جدی به سرمایه انسانی طی نخواهد شد. پرسش اصلی این نیست که چرا دانشگاه‌های ایران امسال چند ده رتبه سقوط کرده‌ اند؛ پرسش مهم ‌تر این است که اگر این روند متوقف نشود، آموزش عالی ایران در افق یک دهه آینده چه جایگاهی در نقشه علم جهان خواهد داشت؟

با این حال برخی مدیران دانشگاهی معتقدند نباید رتبه‌ بندی‌های بین‌المللی را معیار مطلق کیفیت آموزش عالی دانست؛ محمدمهدی طهرانچی، رئیس سابق دانشگاه آزاد اسلامی، پیش‌تر تأکید کرده بود که بخشی از شاخص‌های نظام‌های رتبه‌ بندی متأثر از میزان حضور بین‌المللی دانشگاه‌ هاست و نمی‌تواند تمام ظرفیت‌ های علمی و آموزشی کشورها را منعکس کند. با این حال حتی منتقدان این رتبه‌ بندی‌ها نیز معتقدند تداوم افت جایگاه دانشگاه‌های ایرانی در چند نظام معتبر جهانی، نشانه‌ ای از وجود چالش‌های ساختاری است که نیازمند اصلاحات جدی در سیاست‌ گذاری آموزش عالی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha