این روزها در آستانه وداع با پیکر مطهر و به خاک سپردن مردی هستیم که تمام عمرش را وقف عزت اسلام و اهتزاز پرچم توحید کرد. با این حال، در پهنه اندیشه اسلامی، شهادت پایان یک مسیر نیست، بلکه سرآغاز رویشهای تازه و بیداری عمیقتر ملتهاست. از همین رو، برای تحلیل این مقطع حساس تاریخی و تبیین افقهای فراروی امت اسلامی، با حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی حوزه علمیه قم به گفتوگو پرداختهایم.
تجلی آزادگی انسان در بیزاری از بیدادگری
دکتر ایزدهی با اشاره به پیوند ناگسستنی سرشت بشری با آزادی و عزتطلبی تصریح میکند: در منطق فقه شیعه و اساساً در باور هر انسان آزادهای، تسلیم شدن در برابر زور، ستم، ظلم و استبداد امری کاملاً منکر و ناپسند است. بیزاری از بیدادگری پیش از آنکه یک دستورالعمل فقهی باشد، ریشه در فطرت و آفرینش انسان دارد.
وی با تبیین ابعاد فقهی دفاع در برابر متجاوزان ابراز میکند: انسانها بهطور طبیعی در مقابل هجوم دشمن ایستادگی میکنند تا مانع سلطه دیگری بر سرزمین و مقدرات خود شوند. این اصل در حقوق اسلامی و فقه پویا در قالب احکام دفاع تشریح شده است. فرض اولیه بر این است اگر جامعه اسلامی از قدرت و توانمندی قابل قبولی برخوردار باشد، باید با تمام قوا ستم را دفع کند و اجازه بقای آن را ندهد. اما مسئله اساسی زمانی رخ میدهد که انسانها یا جوامع در موقعیت ضعف مادی قرار میگیرند و دشمن تلاش میکند خواستههای خود را بر آنها تحمیل کند. در این شرایط دشوار، حتی اگر توان رویارویی مستقیم و مادی وجود نداشته باشد، عقلانیت و منطق ایستادگی حکم میکند هرگز نباید تن به تسلیم داد و به ستم راضی شد.
همافزایی ملتها در مسیر تولید قدرت واقعی
رئیس پژوهشکده نظامهای اسلامی در ادامه به تشریح حقیقت مفهوم مقاومت پرداخته و یادآور میشود: پایداری به معنای تابآوری فعال و تلاش مستمر برای تولید قدرت در برابر ظالم است. این مفهوم نشان میدهد جامعه زنده هرگز سکوت اختیار نمیکند و تمام ظرفیتهای خود را به کار میگیرد. حتی اگر امروز توانایی ایجاد قدرت بزرگ مادی فراهم نباشد، این ایستادگی به مرور زمان زمینههای از بین رفتن سلطه را محقق میکند. امروزه این رویکرد مواجهه با ستم به یک الگو در سراسر جهان تبدیل شده و با محوریت ایستادگی در برابر نظام استکبار جهانی معنا پیدا کرده است؛ پدیدهای که در ادبیات سیاسی معاصر از آن به عنوان رویارویی جنوب در برابر شمال یاد میشود.
وی با ارزیابی نقش انقلاب اسلامی در هدایت جریانهای آزادیخواه میگوید: انقلاب اسلامی این مسیر نوین را پیش پای ملتها گذاشت و آزادگان جهان را برای ایستادگی، عدم تسلیم و تقویت جبهه حق رهبری کرد. بنیانگذار انقلاب اسلامی و رهبر شهید ما، هر دو مجاهدتی پیوسته را برای افزایش تابآوری محور مقاومت و امت اسلام به کار بستند. گام نخست آنان، گردآوردن مظلومان جهان به دور یک محور مشترک بود؛ بدون آنکه مرزبندیهای مذهبی میان شیعه و سنی یا حتی مرزهای عقیدتی میان مسلمان و غیرمسلمان مانعی در این راه ایجاد کند.
تمایز پایداری اسلامی با مبارزات مادی
دکتر ایزدهی با مرزبندی دقیق میان مکتب پایداری اسلامی و مکاتب مادی بیان میکند: برخلاف جنبشهای چریکمحور کلاسیک، مکتب پایداری بر دو رکن «معنویت» و «بدنه مردمی» استوار است. در این تفکر، پیروزی در بستر مکتب احدی الحسنیین معنا پیدا میکند؛ یعنی چه در ظاهر پیروز شویم و چه به فیض شهادت برسیم، رستگار و برنده واقعی هستیم.
وی با اشاره به مردمی بودن این حرکت الهی توضیح میدهد: این منطق با آحاد جامعه سر و کار دارد و حضور پرشور مردم در صحنههای مختلف تجلیبخش آن است. از همین رو، جبهه پایداری در منطقه با ایجاد یک پیوند محکم و همدلی عمیق میان ملتهای آزاده اعم از عراق، لبنان، فلسطین، یمن و دیگر بلاد شکل گرفت. هدف اصلی این همبستگی، در هم شکستن هیمنه بیدادگرانی بود که با ایجاد فتنههای گوناگون تلاش داشتند سلطه خود را بر مقدرات مردم منطقه تحمیل کنند.
عقلانیت دفاعی و تغییر توازن قدرت منطقه
دکتر ایزدهی با تحلیل رفتارهای تاکتیکی در عرصه دیپلماسی و جهاد اظهار میکند: در مسیر مبارزه، ممکن است در برخی ایستگاهها نیاز به عقلانیت و انعطافهای قهرمانانه باشد. این نرمشها و انعطافها هرگز به معنای عقبنشینی از اصول یا تسلیم شدن در برابر باطل نیست. در فقه سیاسی شیعه، مقولهای بنیادین به نام تقیه وجود دارد که به معنای خودداری از مواجهه مستقیم و بیثمر با دشمن توانمند در شرایط خاص است. این رفتار فقهی هرگز به معنای رضایت دادن به ظلم نیست، بلکه بسترسازی برای انجام اقدامات سنجیده، تقویت توان داخلی، همافزایی پنهان و آمادهسازی نیروها برای روز رویارویی نهایی است.
این مدرس با اشاره به ثمرات این رویکرد هوشمندانه تصریح میکند: جبهه حق با عبور از مراحل سخت و تجمیع تدریجی توان خود، توانسته توازن قوا را در منطقه تغییر دهد. بررسی روند تحولات ۴۰ سال گذشته نشان میدهد قدرت مادی و معنوی انقلاب اسلامی و جبهه پایداری بهشدت افزایش و همافزایی میان بخشهای مختلف آن ارتقا یافته است. در نقطه مقابل، قدرت پوشالی نظام سلطه با محوریت آمریکا که زمانی مدعی جهان تکقطبی بود، رو به افول گذاشته است.
اقتدار فناوری و افول هیمنه پوشالی مستکبران
وی با تأکید بر پایان یافتن دوران تاختوتاز بیهزینه دشمنان یادآور میشود: در دوره جدید، منطق ایستادگی اقتضا میکند به هر تهاجمی پاسخی متناسب و پشیمانکننده داده شود تا بازدارندگی کامل حاصل شود. این دستاورد بزرگ مرهون نگاه جامع رهبر شهید ماست که همگام با هدایتهای خود، پیوند عمیقی میان علم، فناوری و ایمان ایجاد کردند. با توسعه صنایع دفاعی، موشکی و پهپادی، موازنه قدرت به سود ملتهای منطقه تغییر کرد؛ بهگونهای که امروز مستکبران چارهای جز پذیرش اقتدار امت اسلامی و گدایی آتشبس ندارند. براساس وعدههای تخلفناپذیر الهی در قرآن کریم، این مسیر پایدار خواهد ماند، چرا که «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم» (سوره محمد، آیه ۷).
دکتر ایزدهی در پایان با مقایسه شهادت رهبران جریان حق با الگوهای تاریخی معصومین(ع) ابراز میکند: همانگونه که خون مطهر حضرت سیدالشهدا(ع) پایههای ظلم را ویران کرد، شهادت رهبران معاصر نیز موجی عظیم از آگاهی و خروش را در رگهای امت جاری کرد. خون مطهر رهبر شهید ما، عزم ملتها را برای برچیدن کامل بساط فتنه و فساد آمریکایی از منطقه جزمتر خواهد کرد و به حول و قوه الهی، به زوال کامل رژیم صهیونیستی منجر خواهد شد و زمینهساز تحقق عدالت مطلق و بسترساز ظهور منجی عالم بشریت خواهد بود.






نظر شما